صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > تالارهای علمی و مهندسی | Science and Engineering > علم و دانش > زبان شناسی فارسی
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما


ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 07-27-2014   #1
فرنوش Female
معاونت سایت
 
آواتار فرنوش
 
تاريخ عضويت: Oct 2013
محل سكونت: اصفهان
سن: 22
اسم واقعی: یلدا
پست ها: 51,076
تشكرها (از ديگران): 25,635
تشكر شده 19,169 بار در 11,412 پست
چوق (ثروتمند شماره 3): 33,960,575
پاداش داده شده 1,584 مرتبه
تاکنون 1,178 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 601 مرتبه
فعاليت Longevity
0/20 12/20
Today پست ها
ssss51076

ويترين جوايز


عکسهای خریداری شده
نیمرو کامبربچ فاش انگور
چلسی
New.s گویش پارسی، از گذشته تا کنون

گویش شناسی زبانهای ایرانی

زبانهاى ايرانى به گروهى از زبانها و لهجه ها اطلاق می شود که از نظر ويژگی هاى زبانى وجوه مشترک دارند. در اين نامگذارى معيارهاى زبانشناختى مورد نظر است و نه مرزهاى جغرافيائى يا سياسي. از اينرو مثلاً زبان اسى که در قفقاز به آن سخن گفته می شود يا پشتو در افغانستان، از زمرهٔ زبانهاى ايرانى به شمار می روند. اما زبان ترکى يا عربى که در بخشى از ايران به آنها سخن گفته می شود، جزءِ زبانهاى ايرانى نيست. به عبارت ديگر زبانها و لهجه هاى ايرانى خانوادهٔ واحدى را تشکيل می دهند که از اين اصل مشترک منشعب شده اند.

اشتراک بنيادى ميان زبانهاى ايرانى اينگونه توجيه می شود که در آغاز يک ميراث مشترک وجود داشته و اين ميراث همان ساخت دستورى و واژگان ايرانى مشترک بوده است.
تفاوتهاى ميان زبانهاى ايرانى مربوط به اين امر است که در هر زبان معين، اين ميراث مشترک آغازين، به صورتى واحد تحول نيافته، بلکه در ادوار مختلف براساس قواعد خاص تحول هر زبان و طبق شرايط تاريخى ملموس زندگى قومى که به اين زبان گفتگو می کرده است، دگرگون شده است.

بررسى تاريخ اين زبانها نشان می دهد که تفاوتهاى واژگاني، آوائى و دستورى اين زبانها مربوط به اصل و منشأ آنها نيست بلکه در جريان تحول خاص هر يک از اين زبانها پيدا شده است.

پارهاى از ويژگی هاى خاص بعضى از زبانها و گويشهاى ايرانى در تعدادى از موارد ناشى از تماس اين زبانها و گويشها با زبانهاى اقوام مجاور يا با زبانهائى است که قبل از ورود زبانهاى ايرانى به مناطق کنونى در اين نقاط وجود داشته اند.

شاخهٔ زبانهاى ايرانى در داخل دسته يا خانوادهٔ وسيعترى جاى می گيرد که هند و اروپائى ناميده می شود. اين خانواده، علاوه بر زبانهاى ايراني، شامل زبان هيتي، زبانهاى هندى و ”تخاري“، يوناني، زبانهاى ايتالى (روميائي)، اسلاو، بالتي، ژرمني، سلتى و نيز آلبانيائى و ارمنى می شود. بعضى زبانهاى باستانى که سابقاً در حوضهٔ درياى مديترانه رواج داشته اند نيز به هند و اروپائى تعلق دارند.

از تمام زبانهاى متعلق به خانوادهٔ زبانهاى هند و اروپائي، زبانهاى هندى بيشتر از همه به زبانهاى ايرانى نزديک هستند و با اين زبانها شاخهٔ هند و ايرانى (آريائي) از زبانهاى هند و اروپائى را تشکيل مىدهند. زبانهاى ايرانى باستان از طريق عناصر مشخصهٔ متعدد آوائي، واژگاني، صرفي، واژه ساختى و نحوى با زبانهاى هندى وابستگى پيدا می کنند.

زبانهاى هندى و ايرانى نه تنها بعضى عناصر هند و اروپائى را از اين زبان به ارث برده اند، بلکه آنها را بهطرز مشابهى مشمول تحول قرار دادهاند.

خويشاوندى نزديک زبانهاى هندى و ايرانى اين فرض را به وجود می آورد که زمانى يک جامعهٔ زبانى آريائى وجود داشته که در آن قبايلى که به گويشهاى آريائى (هند و ايراني) تکلم می کرده اند هنوز در سرزمين واحدى به سر می برده اند و آن سرزمين به احتمال قوى آسياى مرکزى و نواحى مجاور آن بوده است.

پس از مهاجرت يک شاخه از قبايل آريائى زبان به سرزمين هند، تفاوتهاى ميان گويشهاى آنها و گويشهاى شاخهٔ ديگر (يعنى قبايلى که در آسياى مرکزى و سرزمينهاى مجاور باقى مانده بودند به تدريج افزايش يافت. به اين ترتيب شرايط تقسيم زبانهاى آريائى به دو شاخهٔ مجزا: گروه هندى (يا هند و آريائي) و گروه ايرانى فراهم گشت.

نقطهٔ آغاز تقسيمبندى تاريخ زبانهاى ايرانى شروع جدائى آنها از کل زبانهاى آريائى (هند و ايراني) است. اين تاريخ که آن را مقارن آغاز هزارهٔ دوم ق م دانسته اند آغاز تاريخ تحول گسترش زبانهاى ايرانى به عنوان يک گروه زبانى خاص است.

زبانهاى ايرانى را از ديد تاريخى به سه دوره تقسيم مىکنند، زبانهاى دورهٔ باستان، زبانهاى دورهٔ ميانه و زبانهاى دورهٔ نو.

زبانهاى دورهٔ باستان به زبانهائى اطلاق می شود که از قديمترين زمان تا سقوط پادشاهى هخامنشيان کاربرد داشته است. در اين دوره چهار زبان می شناسيم که زبان مادي، سکائي، فارسى باستان و اوستائى ناميده می شوند و از اين چهار زبان از دو زبان فارسى باستان و اوستائى آثار نوشته شده بر جاى مانده است و تنها فارسى باستان است که آثار کتيبه اى دارد.

زبانهاى ايرانى دورهٔ ميانه، يعنى زبانهائى که از پايان دورهٔ هخامنشى تا دوره اسلامى رواج داشته است، از نظر ويژگی هاى زبانى به دو گروه غربى و شرقى بخش می شوند. از گروه غربى دو زبان پارتى يعنى زبان رايج در دورهٔ اشکانيان (حدود ۲۵۰ پيش از ميلاد تا ۲۲۴ ميلادي)، و زبان فارسى ميانه يعنى زبان رايج در دورهٔ ساسانيان، آثار کتيبه اى و کتابى دارند.

زبان پارتي، پهلوى و پهلوى اشکانى براى زبان رايج در دورهٔ اشکانى و فارسى ميانه (چون حد فاصل ميان فارسى باستان و نو است)، پهلوى ساسانى و گاه پهلوى يا پارسى براى زبان رايج در دورهٔ ساسانيان که اصلاً در جنوب و جنوب غربى ايران گفتگو می شده، معمول است. گروه شرقى زبانهاى ميانه، بر گروهى از زبانها اطلاق مىشود که بهسبب پارهاى تفاوتهاى آوائى و دستورى از گروه غربى متمايز مىشوند. اين زبانها عبارتند از سغدي، خوارزمي، بلخى و ختنى (=سکائي).


آثار زبانهاى ميانى به خطهاى مختلف نوشته شدهاند که گاه قلمهائى از خط آرامى امپراتورى و زمانى به خطهاى غير ايرانى مانند آرامي، يوناني، ايلامى و ... هستند. زبانهاى ايرانى نو، زبانهاى رايج در دورهٔ اسلامى يعنى زبان درى يا گويشهاى آنرا در بر می گيرد.

زبان هاى دورهٔ باستان

مهاجرت قبايل ايرانى در دوران باستان موجب گسترش گويشهاى ايرانى در سرزمينهاى وسيع خاور نزديک و خاورميانه و مناطق مجاور شد. اگر در آغاز هزارهٔ دوم قم تودههاى اصلى قبايل ايرانى زبان عمدتاً در آسياى مرکزى و مناطق مجاور آن زندگى مىکردند، در نيمهٔ هزارهٔ اول قم گويشهاى ايرانى از يک سو در شمال تا مناطق شمالى درياى سياه و درياى آزف (قبايل سکائى غربي) و در شرق تا مرزهاى چين (گروههاى مختلف قبايل سکائى شرقي)، در غرب تا مناطق شمال غربى فلات ايران (قبايل مادي) و در جنوب تا سواحل خليج فارس (قبايل پارسي) گسترده شده است.


با آنکه قديمیترين آثار اصلى و معتبر زبانهاى ايرانى (کتيبه هاى فارسى باستان) مربوط به مناطق غربى فلات ايران است، اين مناطق سرزمينهائى نيست که زبانهاى ايرانى از آنجا به نقاط ديگر گسترده باشند. براساس منابع قديمى خاور نزديک، در هزارههاى سوم و دوم قم سرزمين ايران کنونى مسکن قبايل و اقوامى بوده است که زبان آنها نه به خانوادهٔ زبانهاى ايرانى و نه بهطور کلىتر به خانوادهٔ هند و اروپائى تعلق داشته است. اين اقوام عبارتند از: عيلامىها (در درههاى کارون و کرخه، خوزستان امروزي)، کاسىها ( در بابلي: کاشو Kassu) (و.ف. مينورسکى معتقد است که کاسىها ساکنان اصلى لرستان شمالى بودهاند و نام رودخانهٔ کشگان، شاخهٔ چپ کرخه، از نام اين قوم گرفته شده است.) (رک .V.F.Minorski, "Luristanskie bronzy i kassity" in VDI, 1959, No 1. p. 222) و لولوبىها Lullubi در کوهستانهاى ايران غربي، کاسپىها و مانٌائىها در جنوب غربى درياى خزر. نشانههاى دالٌ بر نفوذ ايرانی زبانان در مناطق غربى فلات ايران براى نخستينبار در متون آغاز هزارهٔ اول قم ديده می شود.



در همين زمان (نيمهٔ قرن نهم قم) نخستين ذکر نام گروه ديگرى از قبايل ايرانی زبان، يعنى قبايل پارسى (پارسه) ديده می شود که در نيمهٔ اول هزارهٔ اول قم مناطق نزديک به خليج فارس را تصرف کردند و نام خود را به آن دادند. سلسلهٔ هخامنشى که از نيمهٔ قرن ششم تا ۳۳۰ قم سرزمينهاى وسيعى از آسياى صغير تا آسياى مرکزى را زير سلطهٔ خود درآورد از اين قبايل بود.


سکاها گروه ديگرى از قبايل ايرانی زبان بودند که در حدود نيمهٔ هزارهٔ اول قم در قلمـــــــرو وسيع ميان سواحل درياى سياه تا مرزهاى چين مستقر شدند.



پس از مهاجرت قبايل پارسى و مادى و (بخشى از) قبايل سکائى به سوى غرب و جنوب غربي، تودههاى اصلى قبايل و اقوام ايرانىزبان در آسياى مرکز باقى ماندند. در نيمهٔ هزاره اول قم در اين سرزمين قبايل زير را می شناسيم: پارتها، آريائىها، بلخی ها، سغدی ها، خوارزمی ها، قبايل مختلف سکائى و غيره.


براى بررسى گويشهاى قبايل و اقوام ايرانى زبان دنياى باستان مواد بسيار محدودى وجود دارد. کتيبههاى فارسى باستان به خط ميخى تنها اسناد معتبرى هستند که به صورت اصلى بهدست ما رسيدهاند. اين کتيبهها به فرمان و به نام پادشاهان سلسلهٔ هخامنشى (قرنهاى ششم - چهارم قم) بر صخرههاى غرب و جنوب غربى ايران، در طول مهمترين راههاى تجارى و نيز بر مقبرههاى پادشاهان، بر قصرها، بر روى صفحه هاى طلا و روى لوحه هاى سنگى و گلى کنده شدهاند. اين کتيبهها اسناد تاريخى و زبانى بسيار باارزشى هستند که متونى دو هزار و پانصد ساله را براى علم حفظ کرده اند. بزرگترين و مهمترين کتيبه هاى فارسى باستان به نام داريوش يکم (۴۸۶ - ۵۲۲ قم) بر صخرهٔ بسيار بزرگى در بيستون در نزديکى کرمانشاه کنونى وصل مىکرد کنده شده است. کتيبه هاى داريوش يکم در نقش رستم و نزديک کانال سوئز، کتيبه هاى داريوش يکم و خشايارشا در پايتختهاى قديم آنها، يعنى تخت جمشيد و شوش، داراى اهميت فوق العاده هستند.



اوستا، برعکس، مواد زبانى بسيار غنيى را تشکيل مىدهد. اوستا مجموعهاى از کتابهاى مقدس، حاوى سرودهاى مذهبى و نهادهاى اقوام ايرانىزبان در دنياى باستان است. بخشهاى مختلف آن در دورهها و مناطق مختلف و در ميان قبايل و اقوام مختلف ايرانىزبان تأليف شده است. قديمىترين قسمتهاى آن (از نظر محتوا)، يعنى سرودهائى که در ستايش خدايان طبيعت سروده شده (يشتها)، احتمالاً در هزارهٔ دوم قم سروده شدهاند. اين سرودها اساطير و برداشتهاى مذهبى قبايل دامدار آسياى مرکزى و مناطق مجاوى را در بر دارد.


گاهان (Gāthā) يا سرودهائى که در مراسم دينى خوانده می شده در دوره هاى جديدتر نوشته شده در روايات زردشتى آمده مجموعهٔ متونى است که به شخص زردشت وحى شده بالاخره بخشهاى مختلف ديگر اين کتاب که مربوط به مراسم و آداب دينى است يا جنبهٔ فقهى و حقوقى دارد، مربوط به زمان تثبيت متن رسمى اوستا، يعنى زمانى است که دين زردتشى به وحدت و انسجام رسيده و داراى يک علم کلام دقيق و مبسوط و تشکيلاتى سلسله مراتبى از موبدان و هيربدان بوده و از پشتيبانى قدرت حکومتى برخوردار بوده است (قرن سوم تا هفتم م).

زبان هاى دوره ميانه

زبانهاى ايرانى دوره ميانه شامل دو گروه غربى و شرقى است. گروه غربى دو زبان پارتى و فارسى ميانه را شامل می شود و گروه شرقى شامل زبانهاى سعدي، خوارزمي، بلخى و سکائى (ختني) است.

فارسى ميانه

در ميان تمام زبانهاى ايرانى ميانه، فارسى ميانه تنها زبانى است که بيشترين مقدار سند از آن باقى مانده است. از اين زبان تعدادى سکه هاى نوشته دار که (از قرن دوم قم) به دست پادشاهان پارس ضرب شده اند، تعداد زيادى سکه از دورهٔ ساسانى (قرنهاى سوم تا هفتم م)، کتيبههائى برروى ظروف، مهرها، سنگهاى قيمتى و غيره به دست ما رسيده است. از قرنهاى سوم و چهارم و پنجم م کتيبههائى که پادشاهان ساسانى و رجال سياسى و مذهبى اين دوره در ايران بر سنگ کنده اند باقى مانده است.



همچنين بايد از اسناد مانوى ياد کرد که در آغاز قرن بيستم در واحهٔ تُرفان (در ترکستان شرقي) پيدا شدند و داراى اهميت استثنائى هستند. اين اسناد مانوى (متعلق به قرنهاى هفتم تا نهم م) که به فارسى ميانه (و نيز به پارتى سغدي) است و در ترکستان شرقى کشف شدند نتيجهٔ فعاليت افراد فرقهٔ مذهبى مانوى بود که در ايران دورهٔ ساسانى از طرف حکومت و پيشوايان مذهبى مورد تعقيب و آزار قرار گرفته و مجبور شده بودند (از قرن سوم م) به مناطق مطمئنترى مهاجرت کنند.



در دوران تسلط ساسانيان، زبان فارسى ميانه، که در آن وقت زبان رسمى دولتى و زبان روحانيون زردشتى بود و نوشتههاى بسيار مهمى در آن دوران به آن نوشته می شد، از مرزهاى استان فارس فراتر رفت و به سوى شمال و شمال شرقى گسترش يافت و به تدريج جانشين زبانها و گويشهاى ديگر ايرانى شد. بعضى از اين زبانها کاملاً از بين رفتند و بعضى ديگر به صورت گويشهاى محلی اى که در منطقهٔ محدودى به کار مىرفتند درآمدند. در پايان اين جريان، که چندين قرن بهطول انجاميد، زبان فارسى ميانه در هنگام حملهٔ اعراب (قرن هفتم و هشتم ميلادي) در بخش وسيعى از ***** ايران کنوني، افغانستان و آسياى مرکزى که شامل سرزمينهاى وسيع خراسان می شد به کار مىرفت.


همچنانکه کلمهٔ فارسى ميانه نشان می دهد اين زبان مرحلهٔ ميانهٔ تاريخ زبان فارسى يعنى دنبالهٔ فارسى باستان و مرحلهٔ متقدم فارسى درى را تشکيل می دهد.


به طور کلى می توان فارسى ميانه را دنبالهٔ مستقيم فارسى باستان دانست.


پارتى (پهلوى اشکانى)


زبان پارتى که در ابتدا در پهلهٔ قديم (استانى تاريخى در جنوب شرقى درياى خزر) رواج داشت در دورهٔ اشکانى (قرن سوم قم قرن سوم ميلادي) زبان شاهنشاهى اشکانى شد که در دورهٔ اشکانى (قرن سوم قم قرن سوم ميلادي) زبان شاهنشاهى اشکانى شد که از قرن دوم ميلادى شامل ايران و بعضى مناطق آسياى مرکزى بود. اما در هنگام فتح ايران به دست اعراب زبان فارسى ميانه (لااقل در مراکز شهري) تقريباً بهطور کامل جاى زبان پارتى را گرفته بود.


زبان متون پارتى از نظر نوع گويش به گروه گويشهاى شمال غربى يعنى گويشهائى تعلق دارد که دنبالهٔ گويشهاى شمال غربى (غير پارسي) ايران قديم هستند.


سعدى

زبان سغدى در دورهٔ باستان در درهٔ رودخانهٔ زرافشان و مناطق مجاور آن رايج بود. بهدنبال نقش مهمى که سغدی ها در روابط تجارتى ميان آسياى مرکزى و چين به دست آوردند، زبان سغدى در نخستين سده هاى ميلادى در طول جادهٔ ابريشم نقش زبان ميانجى را پيدا کرد. در ميان گروههاى سغدى زبان که در سرزمين ترکستان شرقى مستقر شدند چندين مذهب رواج يافت: آئين بودائي، آئين مانوى و آئين مسيحي. متون متعدد مذهبى از زبانهاى چيني، سنسکريت، سريانى و فارسى ميانه به سغدى ترجمه شدند.اين متون (متعلق به قرنهاى هشتم تا دهم ميلادي) که در آغاز قرن بيستم در ترکستان شرقى يافته شدند نخستين اسناد سغديد است که بهدست دانشمندان رسيد.



آخرين اسناد مکتوب سغدى و آخرين شواهد معاصر آنها مربوط به آخرين سالهاى هزارهٔ اول و اولين سالهاى هزارهٔ دوم ميلادى است. مقارن همين ايام بخشى از قلمـــــــــــــــرو زبان سغدى جاى خود را بهتدريج به فارسى (تاجيکي) و بخشى ديگر جاى خود را به لهجه هاى ترکى می دهد.


خوارزمى

خوارزمى که خويشاوند سغدى است يک زبان ديگر ايرانى شرقى آسياى مرکزى است که سابقاً در واحه هاى بخش سفلاى آمودريا رايج بود.



خط خوارزم باستان نيز مانند خطوط ايران و آسياى مرکزى مشتق از آرامى و داراى هزوارش بوده است. خطوط روى سکه هاى شاهان خوارزم باستانى و گنجينهٔ اسناد خوارزمى که باستانشناسان شوروى در حفريات توپراق قلعه يافته اند و مربوط به حدود قرن سوم ميلادى است گواه وجود چنين خطى است.


وجود عبارتهاى خوارزمى در متون قرنهاى ششم و هفتم ق / دوازدهم و سيزدهم م (در نسخه هاى خطى قرن هشتم / چهاردهم) نشان مىدهد که بخشى از ساکنان خوارزم در اين دوره با آنکه احتمالاً دوزبانه بوده اند هنوز اين زبان را می دانسته اند. اندکى بعد اين زبان به شکل نهائى از ميان رفت و لهجه هاى ترکى جاى آن را گرفت.


سکائى

زبان سکائى و گويشهاى سکائى در معنى عام اين اصطلاحات به گويشهاى قبايل متعدد سکاها که در طول دو هزار سال (هزارهٔ اول قم و هزارهٔ اول م) در منطقهٔ ميان سواحل درياى سياه تا مرزهاى چين زندگى مىکردند اطلاق می شود.


بلخى

تا چندى پيش، از زبان بلخ باستان، منطقهٔ واقع در کنار بخش عليا و ميانهٔ آمودريا (جيحون)، ميان سلسله جبال حصار در شمال و هندوکش در جنوب تقريباً هيچ اطلاعى در دست نبود. جاينامهاى اين منطقه، که در اوستا و کتيبههاى فارسى باستان و نوشته هاى يونانى باقى مانده اند و مجموعهٔ مطالب تاريخي، چنين نشان می دادند که ساکنان بلخ باستان به يک زبان ايرانى صحبت می کرده اند، با اين همه فقدان اسناد کتبى اجازهٔ تأئيد اين حدس را از طريق اسناد زبانشناختى نمی داد.


زبان هاى نو

مراد ”ايرانى نو“ آن دسته از زبانهاى ايرانى است که از نظر تاريخى از قرنهاى دوم و سوم ق / هشتم و نهم که آغاز نگارش آنها به خط عربى است شروع می شوند. آغاز اين دوره فتح عرب و گسترش اسلام (و در ارتباط با اين مسأله) رواج خط عربى است. مواد بررسى زبانهاى ايرانى نو اسناد کتبى (متون قرون وسطى و معاصر) و نيز زبانهاى زندهٔ اقوام ايرانی زبان زمان ما است.


فارسى درى

اندکى پس از فتح عرب براى نگارش فارسى از خط عربى که چند نشانهٔ خاص آواهاى ويژهٔ فارسى به آن افزوده شده بود استفاده کردند. اين زبان که به خط عربى نوشته و در منابع به نام پارسي، فارسي، پارسى درى ناميده مىشد، در نوشتههاى علمى (براى متمايز کردن آن از فارسى ميانه و فارسى باستان که صورتهاى پيشين آن هستند) فارسى نو و فارسى قديم (کلاسيک) ناميده می شود.


قرن چهارم هـ / دهم م . قرون بعد دوران شکوفائى و شکوه شعر و سپس ادبيات علمى و تاريخى زبان فارسى است. براى آنکه تصورى از سهم ادبيات فارسى درى در فرهنگ جهانى بهدست بياوريم کافى است نام شعراى بزرگى مانند رودکي، فردوسي، خيام، سعدي، حافظ، جامى و ابنسينا، دانشمند علٌامه و مورخانى مانند بيهقى و گرديزى را بهخاطر بياوريم. در اين دوره، فارسى درى نه تنها زبان نوشتارى و ادبى اقوام فارسى زبان آسياى مرکزى و ايران بود، بلکه زبان نوشتارى اقوام متعدد ديگر خاور نزديک و خاور ميانه (مانند آذربايجانىها، کردها، افغانها، هندی ها و اقوام ترک آسياى مرکزى و غيره) نير بود.



فارسى دری دنبالهٔ مستقيم فارسى ميانه است.






فارسى معاصر

زبان فارسى معاصر اساساً در سرزمين ايران رايج است. اين زبان بهعنوان زبان رسمي، زبان ادبى گروه نژادى غالب و زبان اجبارى آموزش در تمام کشور رواج دارد. با اين همه اين زبان زبان مادرى فارسی زبانان است که جمعيت غالب کشور را تشکيل مىدهند. در خارج از مرزهاى ايران نيز گروههاى کوچکى از فارسی زبانان در کشورهاى عربى و جمهورىهاى ماوراء قفقاز و آسياى مرکزى (بهنام ايراني) زندگى مىکنند.



براى نگارش زبان فارسى معاصر از القباى عربى که چند نشانهٔ اضافى به آن افزوده شده است استفاده می شود.



نظام دستورى و آوائى فارسى معاصر با فارسى قديم چندان تفاوتى نکرده است.


اما در واژگان تغييرات مهمى پيدا شده است. بسيارى از کلماتى که در زبان ادبى قديم به کار می رفتند متروک شده اند، ولى از سوى ديگر تعداد زيادى واژه هاى جديد و از آن جمله کلمات قرضى وارد زبان شده اند.


















فرنوش آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
کنون, گویش, گذشته, پارسی،


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق
پرش

تاپیک های مشابه
تاپیک نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
موسیقی، مطرب یا حلال است؟ Ramana بايگانی انجمن 0 04-05-2014 01:03 PM
شریف نژاد نجفی، محمد جواد taha ائمه و بزرگان دين 0 03-17-2014 10:47 PM
سلطان الواعظین شیرازی، سید محمد taha ائمه و بزرگان دين 0 03-17-2014 10:39 PM
آشتیانی، آیت الله حاج میرزا مهدی taha ائمه و بزرگان دين 0 03-17-2014 10:36 PM
دانلود گلچین مداحی عربی - نزار قطری، کربلایی، حلواجی، فتلاوی، لبدیری، اکرف، مکی pure love دانلود مداحی , نوحه و روضه 0 01-02-2014 08:36 PM


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3.5 هم اکنون 07:23 PM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2022 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.