صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > تالارهای فرهنگ و هنر | Art & Pictures > شعر و ادبيات > مقـــالات ادبی
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما


ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 12-30-2008   #1 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار Hamed Hamishe Abi
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
اسم واقعی: محمد خالدنژاد
پست ها: 21,451
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 29 بار در 25 پست
چوق: 11,000
تشکر شده با چوق 1 مرتبه
فعاليت Longevity
0/20 20/20
Today پست ها
ssss21451

عکسهای خریداری شده
Cool در آمدی بر رفتار شناسی ادبی

در آمدی بر رفتار شناسی ادبی (1)

تحلیل ادبیات از منظر زبان و تغییرات آن



در تعریف «رفتارشناسی ادبی»


  1. «زبان برای شاعر همیشه ناقص است. غنای زبان، رسایی و كمال آن به دست شاعر است و باید آن را بسازد... كسی كه شعر می‌گوید به كلمات خدمت می‌كند، زیرا كلماتند كه مصالح كار او هستند... همین كه كلمه معنی را رساند، آن كلمه خاص آن معنی است و بین آنان ازدواجی در عالم كلمات پیدا می‌شود. شاعر باید... به واسطة معنی به طرف كلمه برود... اما زمانی هم هست كه خود شاعر باید سررشتة كلمات را به دست گیرد. شعرایی كه شخصیت فكری داشته‌اند، شخصیت در انتخاب كلمات را هم داشته‌اند....».
  2. (نیما یوشیج‌ ـ حرفهای همسایه ـ نامة 49)
در بحث رفتار با زبان به این نكته باید توجه كرد كه رابطة شاعر و زبان، رابطه‌ای متقابل و دوطرفه است. یعنی همان‌طور كه شاعر، زبان و واژگان را به عنوان مصالح و ابزار اصلی شاعری به خدمت می‌گیرد، خود نیز باید برای رشد و اعتلای زبان و افزایش قابلیتها و توانمندیهای آن بكوشد. برقراری این رابطه متقابل، عامل اصلی پویایی، بالندگی و مانایی زبان ادبی است و هرگاه این رابطه منقطع یا سست شود، زبان دچار فرسایش می‌گردد.
در بحث رفتار شاعر با زبان، این مؤلفه نقش تعیین‌كننده‌ای دارد كه در تبیین رفتار پنج‌گانه شاعر با زبان به آن خواهیم پرداخت.
«رفتارشناسی ادبی» می‌تواند به عنوان شاخه‌ای نوپا از علم ادبیات جدید تلقی شود كه در آن شیوه‌های رفتاری شاعر با زبان، نشانه‌شناسی رفتار ادبی و همچنین مؤلفه‌های رفتاری شاعر با زبان از منظر نقد‌‌ ـ با شواهد و مثالهای محسوس‌‌ ـ مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد.
انواع رفتار ادبی

با دقت نظر و تأمل در آثار شاعران متقدم و معاصر، به طور كلی به پنج شیوة رفتاری با زبان توسط شاعران برمی‌خوریم:
1ـ رفتار فرو هنجار
2ـ رفتار هنجار
3ـ رفتار پیش‌فراهنجار
4ـ رفتار فراهنجار
5ـ رفتار ناهنجار
و اما قبل از تعریف شیوه‌های رفتاری پنج‌گانه شاعر با زبان، برای روشن‌تر شدن مطلب، ضروری است به تعریف بعضی از واژه‌های كلیدی این گفتار بپردازیم، واژه‌هایی از قبیل: زبان معیار (علمی)، زبان ادبی (شعری)، قاعده‌افزایی، هنجارگریزی و هنجار‌فرازی.
زبان معیار (علمی)، زبان ادبی (شعری)

«پل والری» شاعر سمبولیست فرانسوی گفته است: «شعر همانند رقص كردن است و نثر همان راه رفتن. راه رفتن به سوی مقصد است، حال آنكه رقص مقصدی ندارد و رقص‌كنان به مقصدی رفتن، مضحك خواهد بود. پس هدف رقص، خود رقص است».
در اینجا قصد ما تأیید یا تكذیب، موافقت یا مخالفت با این سخن نیست. قصد و غرض اصلی ما از اشاره به این سخن، بهانه‌ای است برای وارد شدن به بحث اصلی كه تعریف «زبان معیار» و «زبان ادبی» است، چرا كه نقل قول فوق می‌تواند به ما در درك مطلب كمك كند.
زبان معیار یا علمی، زبان ایجاد ارتباط است. در این زبان آنچه كه مركز توجه است «موضوع» و «مخاطب» می‌باشد، نه شیوة بیان. به عبارت ساده‌تر در زبان معیار «چه گفتن» مهم‌تر از «چگونه گفتن» است. زبان معیار به همین علت باید عاری از هر گونه ابهام و ایهام باشد، چرا كه هر گونه ابهام و ایهام «پیام» ما را دچار وقفه می‌كند و باعث تأخیر انتقال پیام به مخاطب ما می‌شود. درواقع، زبان معیار (علمی) در حكم راه رفتن برای رسیدن به مقصدی است.
اما در زبان ادبی، خود زبان «موضوعیت» دارد. و در فرآیند ارتباط، جهت‌گیری پیام به سوی خود پیام می‌باشد. در این زبان، صورت و فیزیك زبان مورد توجه است و موضوع و مخاطب به اعتبار موضوعیت زبان در مراتب بعدی اهمیت قرار می‌گیرند. در زبان ادبی، برخلاف زبان علمی، «چگونه گفتن» مهم است، نه «چه گفتن»، زیرا كه زبان ادبی حكم رقصیدن را دارد. بنابراین در طول این گفتار، هر كجا كه از «زبان» نام برده می‌شود، مقصود ما «زبان ادبی» است، نه زبان علمی (معیار).
زبان ادبی محصول چه فرایندی است؟
زبان ادبی محصول فرایندی به نام «برجسته‌سازی» است و برجسته‌سازی نیز از سه طریق امكان‌پذیر است:
  1. 1ـ قاعده‌افزایی یا «پیوسته‌سازی» كه باعث تبدیل نثر به نظم می‌شود.
  2. 2ـ هنجارگریزی كه باعث تبدیل نظم و نثر به شعر می‌شود.
  3. 3ـ‌ هنجار‌فرازی كه باعث تبدیل شعر به «فراشعر» می‌شود.
در اینجا اشاره به این نكته ضروری است كه در بیشتر موارد «هنجار‌فرازیهای معنایی» عامل اصلی «شعرآفرینی» هستند.
برای هنجار‌فرازی از شیوه‌های فراوانی می‌توان بهره گرفت كه فعلا‌ً ما قصد تعریف انواع هنجار‌فرازیهای ادبی را نداریم و فقط به ذكر انواع هنجار‌فرازیها اكتفا می‌كنیم و می‌گذریم.
انواع هنجار‌فرازیها، عبارتند از: نحوی، زبانی، معنایی، سبكی، نوشتاری، گویشی و آوایی.
قاعده‌افزایی

یكی از شیوه‌های برجسته‌سازی زبان، استفاده از تكنیك «قاعده‌افزایی» است كه من نام دیگر آن را «پیوسته‌سازی» گذاشته‌ام.
انتخاب عنوان «پیوسته‌سازی» برای شیوة قاعده‌افزایی از آن روست كه در این شیوه، نثر پراكنده با افزودن قواعدی اضافی بر قواعد زبان هنجار (وزن عروضی) به نظم تبدیل می‌شود، و نظم كلامی موزون و پیوسته است.
در تعریف قاعده‌‌افزایی باید گفت كه: «قاعده‌افزایی افزودن قواعدی اضافی بر قواعد زبان هنجار است. برای مثال افزودن وزن و قافیه و موسیقی عروضی كه باعث تبدیل نثر به نظم می‌شود، نوعی قاعده‌افزایی است.
باید توجه كرد كه قاعده‌افزایی بیش از آنكه باعث برجسته‌سازی شود، باعث پیوسته‌سازی می‌گردد، چرا كه قاعده‌افزایی ماهیت اثر را تغییر نمی‌دهد و در نهایت باعث تبدیل یك نثر ساده به نظم می‌شود، چرا كه فرآیند قاعده‌افزایی بر برونة زبان (صورت زبان) استوار است، نه درونة آن.
  1. مثال: نثر ساده: عباسقلی خان پسری داشت كه بسیار بی‌ادب و بی‌هنر بود.
  2. با استفاده از تكنیك قاعده‌افزایی (افزودن وزن عروضی) نثر سادة بالا به نظم زیر تبدیل شده است:
  3. داشت عباسقلی خان پسری
  4. پسر بی‌ادب و بی‌هنری
هنجارگریزی

هنجارگریزی انحراف از قواعد حاكم بر زبان هنجار (معیار) است در اثر هنجارگریزی یك نثر یا نظم ساده به شعر تبدیل می‌شود. ضمناً هنجارگریزی باید بر دو اصل رسانگی (ایصال) و زیباشناسی (استتیك) استوار باشد تا مقبول واقع گردد.
  1. مثال: نثر ساده: من عاشقی هستم كه به یاد تو (یا از بی‌مهری تو) هر شب آه و ناله می‌كنم و اشك می‌ریزم.
  2. با استفاده از تكنیك هنجارگریزی، نثر سادة فوق به شعر زیر تبدیل شده است.
  3. كی‌ام؟ شكوفة اشكی كه در هوای تو هر شب
  4. ز چشم ناله شكفتم، به سوی شكوه دویدم
هنجارفرازی

هنجار‌فرازی فرایندی است كه باعث تكامل هنجارهای ادبی موجود و تبدیل «شعر» به «فراشعر» می‌شود.
هنجار‌فرازی به نوعی اصلاحات در زبان ادبی می‌ماند. در فرایند هنجار‌فرازی علاوه بر اینكه بافتهای فرسودة زبان ترمیم می‌شود، جوهرة شعری یك اثر به صورت صددرصد به فعلیت درمی‌آید. در نهایت این تكنیك باعث نوزایش و تجدید حیات زبان ادبی می‌شود و نهاد زبان را از اضمحلال و فرسودگی نجات می‌دهد.
  1. مثال: شعر زیر بیتی است از سلمان ساوجی كه جوهرة شعری آن به صورت كامل به فعلی‍ّت در نیامده است:
  2. بر هیچ طرف راه ندارم كه ز زلفت
  3. بر هیچ طرف نیست كه دامی ز بلا نیست
  4. حافظ كه شاعری فراهنجار است، با رفتار فراهنجارانة خود با زبان، جوهرة شعری بیت بالا را به صورت صددرصد به فعلیت درمی‌آورد و شعر بالا به «فراشعر» زیر تبدیل می‌شود:
  5. كس نیست كه افتادة آن زلف دو تا نیست
  6. در رهگذر كیست كه این دام بلا نیست؟!
تفاوت قاعده‌افزایی، هنجارگریزی و هنجارفرازی

تفاوتهای اساسی این سه تكنیك ادبی به شرح ذیل می‌باشند:
1ـ پایة «قاعده‌افزایی»‌و «هنجارگریزی» زبان معیار (هنجار) است، درحالی‌كه پایة هنجار‌فرازی «زبان ادبی» است.
وقتی می‌گوییم «هر كه امانتی دارد هنگام ورود به من بسپارد، در غیر این صورت اگر گم شود، من مسئولیتی قبول نمی‌كنم»، این یك نثر ساده و بسیار معمولی است كه تنها با تعریف ارائه‌شده از زبان معیار قابل انطباق است. یعنی زبان عاری از هر گونه پیچیدگی، ابهام، ایهام و آرایه‌های كلامی و زبانی. اما این نثر ساده با افزودن قاعده‌ای به نام «وزن عروضی» به نظم تبدیل می‌شود و به‌گونه‌ای تشخص پیدا می‌كند. با افزودن وزن به نثر فوق، نثر سادة بالا از دایرة زبان معیار خارج می‌شود:
هر كه دارد امانتی موجود
بسپارد به بنده وقت ورود
گر كه نسپارد و شود مفقود
بنده مسئول آن نخواهم بود
اما در هنجار‌فرازی كه پایة آن زبان ادبی است، ابتدا این بیت از كمال خجندی را داریم:
می‌برند از تو جفا بی‌سر و سامانی چند
چند ریزی به خطا خون مسلمانی چند
كه بیت فوق با رفتار فراهنجار حافظ به بیت زیر تبدیل می‌شود:
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
محرمی كو كه فرستم به تو پیغامی چند
2ـ چنان كه دیدیم در قاعده‌افزایی «ماهیت زبان معیار» تغییر نمی‌كند، بلكه تنها یك نثر ساده به نظم تبدیل می‌شود، ولی در هنجارگریزی، زبان معیار (نثر ساده) تغییر ماهیت می‌دهد و به زبان ادبی (شعر) تبدیل می‌شود.
اما در هنجار‌فرازی گرچه ما در بستر زبان ادبی و شعر حركت می‌كنیم، ولی رفتار فراهنجار (هنجار‌فرازانة) شاعر با زبان باعث می‌شود كه «شعریت» یك شعر دوچندان شود، و شعر به قاف كمال خویش دست یابد، چنان كه كمالی بیش از آن برای شعر متصور نباشد‌ ـ‌ این امر در مورد بیشتر غزلهای حافظ صادق است‌‌ ـ‌ ما این نكته را در مقایسة شعر كمال خجندی و حافظ به خوبی لمس كردیم.
3ـ فرایند قاعده‌افزایی بر برونة زبان (صورت زبان) استوار است، حال آنكه فرایند هنجار‌فرازی بر درونة زبان (سیرت زبان) استوار است.
4ـ فرایند هنجار‌فرازی باعث نوزایش و تجدید حیات زبان ادبی می‌گردد و نهاد زبان را از اضمحلال و فرسودگی نجات می‌دهد.
با مثالی این تفاوتها را آشكار می‌كنیم
اگر برای زبان نظام حكومتی قائل باشیم:
نثر به حكومت سلطنتی می‌ماند و قاعده‌‌افزایی به نوعی رفرم و اصلاح در این نظام، كه در اصل ماهیت نظام تغییری ایجاد نمی‌كند، بلكه فقط این حكومت را قابل تحمل‌تر می‌سازد (چنان‌كه گفته شد قاعده‌‌‌افزایی، باعث تبدیل نثر به نظم می‌شود).
فرایند هنجارگریزی به یك انقلاب می‌ماند كه نظام سلطنتی زبان را تبدیل به جمهوری می‌كند (یعنی زبان معیار در اثر اعمال فرایند هنجارگریزی تغییر ماهیت می‌دهد و به زبان ادبی تبدیل می‌شود)، تبدیل نثر به شعر.
3‌ـ فرایند هنجارفرازی كه پایة آن زبان ادبی است، به‌نوعی رفرم یا اصلاحات در یك نظام جمهوری شباهت دارد كه توسط مصلحان ادبی صورت می‌گیرد (زیرا گفتیم در این حالت زبان ادبی از نظام جمهوریت برخوردار است)، این اصلاحات باعث ترمیم بافتهای فرسودة زبان و تعالی و تكامل هنجارهای ادبی می‌شود، یعنی در اثر فرایند هنجار‌فرازی ما می‌توانیم شعریت یك شعر را به صددرصد برسانیم، چنان‌كه در مقایسة شعر كمال خجندی و حافظ دیدیم.
بنابراین در یك جمع‌بندی كلی می‌توان گفت، تفاوتهای اساسی هنجارفرازی با قاعده‌افزایی و هنجارگریزی در سه مورد زیر خلاصه می‌شود:
  1. 1ـ پایة هنجارفرازی، زبان ادبی است.
  2. 2ـ هنجارفرازی بر درونة زبان (سیرت زبان) استوار است.
  3. 3ـ در اثر استفاده از تكنیك هنجارفرازی، شعر به فراشعر تبدیل می‌شود و جوهرة شعری یك اثر به‌صورت تمام و كمال به فعلیت درمی‌آید.


Hamed Hamishe Abi آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
قدیمی 12-30-2008   #2 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار Hamed Hamishe Abi
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
اسم واقعی: محمد خالدنژاد
پست ها: 21,451
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 29 بار در 25 پست
چوق: 11,000
تشکر شده با چوق 1 مرتبه
فعاليت Longevity
0/20 20/20
Today پست ها
ssss21451

عکسهای خریداری شده
پيش فرض

در آمدی بر رفتار شناسی ادبی (2)




[تنها اعضای سايت ميتوانند لينکها را مشاهده كنند برای عضويت در سايت اينجا كليک كنيد]
رفتار فرو هنجار با زبان
رفتار «فروهنجار» با زبان به رفتاری گفته می‌شود كه شاعر از انطباق زبان ادبی خود با معیارهای مقبول زبان ادبی عصر خویش عاجز است و در نتیجه آثار ادبی او از نظر كیفیت در ردیف آثار متوسط و در اكثر موارد «ضعیف» قرار می‌گیرد. آثار شاعران دوره بازگشت مصداق بارز این‌گونه رفتار با زبان‌ ـ‌ در دو حوزة فرم و محتوا ـ توسط شاعران است.
در رفتار «فروهنجار» با زبان، شاعر به‌خاطر فقر ادبی و ناتوانی از برقراری یك رابطه خلاق و پویا با زبان، به تقلید كشیده می‌شود و از آثار متقدمین و معاصرین خویش كلیشه برمی‌دارد. چنان‌كه امروزه شاهدیم بسیاری از نوقلمان و شاعران نوجوان كه در ابتدای راه شعر و شاعری هستند، به‌خاطر متأثر بودن از فضای ادبیات كهن ایران، اولین سروده‌های خویش را به سبك و سیاق شاعران بزرگی چون حافظ، سعدی و مولانا می‌سرایند و در عرصه شعر نو نیز متأثر از زبان ادبی شاعرانی چون نیما، اخوان، شاملو، فروغ و سپهری می‌باشند.
در رفتار فروهنجار با زبان، شاعر چون نمی‌‌تواند تا سقف زبان هنجار قد بكشد، به ناچار قبای زبان را به قامت كوتاه خویش می‌ب‍ُر‌َّد و با این كار ظلمی بزرگ را به زبان روا می‌دارد. البته گاهی نیز این نوع رفتار با زبان، در نوعی از تعصب ادبی كور و بی‌منطق ریشه دارد.
نكتة دیگر اینكه در رفتار فروهنجار با زبان، رابطه شاعر با زبان، رابطه‌ای یك‌طرفه است، كه همین امر باعث به خطر افتادن اصالت و موجودیت زبان می‌شود، زیرا رابطه این شاعران با زبان به علت فقر دانش و بینش ادبی و روی آوردن به تقلید، رابطه‌ای تهدید‌كننده است كه در درازمدت موجب سایش و فرسودگی زبان می‌شود. هرچند برقراری این نوع رابطه با زبان برای خود شاعر نیز به‌نوعی «انتحار ادبی» می‌ماند. به همین علت اكثر شاعران ترجیح می‌دهند اشعار این دوره از زندگی ادبی خود را معدوم كنند تا مورد قضاوت و نقد دیگران قرار نگیرد. هرچند به زعم من، ثبت و ضبط این‌گونه از اشعار در شناخت ابعاد مغفول‌مانده شخصیت شاعران بزرگ هر سبك و رمزگشایی و تفسیر ابیات آنان، همچنین بررسی سیر تكوینی ادبیات هر دوره می‌تواند مفید فایده قرار بگیرد. چنان‌كه نیما تمام اشعار مربوط به دوران سیر تكوینی زبان ادبی خویش را‌‌ ـ‌ از مرحلة سنتی تا رسیدن به مرحله ابداع قالب آزاد نیمایی‌‌ ـ‌ حفظ كرده است و در كلیات اشعار او موجود و قابل بررسی است. از همین روست كه امروزه می‌توانیم رفتار نیما با زبان را به سه‌گونه هنجار (سنتی)، پیش‌ فراهنجار (نیمه سنتی) و نو (قالب آزاد نیمایی) تقسیم كنیم. در صورتی كه اگر نیما در اثر تعصب ادبی اشعار سنتی و نیمه سنتی خویش را معدوم می‌كرد، امروز برای ما امكان این بررسی و مقایسه فراهم نمی‌شد.
به‌عنوان مثال، شعر زیر نمونه‌ای از «رفتار فروهنجار» شاعر با زبان در دو حوزه فرم و محتواست:
ما در این دشت جنون، محو سراب‌ایم هنوز از شب پیش، چنین مست و خراب‌ایم هنوز
رهروان مركب توفیق سوارند ز پیش اینكه ما نو سفر و پا به ركاب‌ایم هنوز
بس كه از مرحله دوریم در این دار فنا هم در اندیشه عیش و م‍ِی ناب‌ایم هنوز
هرگز از ما م‍َط‍‍َلب مسجد و محراب دعا عاشق نغمه دلگیر ر‌ُباب‌ایم هنوز
رفتار هنجار با زبان

منظور از رفتار هنجار با زبان، رفتاری مطابق با معیارها و هنجارهای مقبول ادبی است. یعنی رفتار شاعر با زبان در فرآیند آفرینش ادبی، رفتاری هموزن و همطراز با عرف رایج ادبی جامعه‌ای است كه شاعر‌ در آن زندگی می‌كند.
اگر برای ارزیابی كیفیت آثار ادبی یك شاعر درجات «عالی، خوب، متوسط و ضعیف» قایل باشیم، رفتار هنجار با زبان، منحصر‌ به آن گروه از شاعرانی است كه خالق آثار ادبی «خوب» هستند، یعنی در انطباق اثر ادبی خود با هنجارهای ادبی عصر خویش، موفق بوده‌اند.
رفتار این شاعران با زبان، رفتاری معقول و قانونمند است. عاملی كه در این شیوه رفتاری، اصالت و مانایی زبان را تضمین می‌كند «رقابت جمعی» است. به عبارت ساده‌تر، این گروه از شاعران با زمینه مستعدی كه دارند، در فرآیند آفرینش ادبی، بی‌نیاز از تقلید و گرته‌برداری از یكدیگرند، ولی از آنجا كه رابطه آنان با زبان رابطه‌ای متقابل و دو‌طرفه است، در مسیر یك رقابت سازنده و با بهره‌گیری از تجربیات گروهی، راه را برای تكامل زبان هموار نموده و در عرصه «نوزایش» و «تجدید حیات» نهاد زبان مشاركت می‌كنند.
با عنایت به آنچه گفته شد، ویژگیهای این نوع رفتار با زبان را می‌توان به شرح زیر برشمرد:
  1. 1ـ رفتار هنجار با زبان بر پایه حفظ اصول، قواعد و هنجارهای مقبول زبانی استوار است.
  2. 2ـ عامل پویایی، بالندگی و مانایی زبان در این شیوه رفتاری اصل «رقابت جمعی» است.
  3. 3ـ رابطه شاعر با زبان، رابطه‌ای متقابل و سازنده است. زیرا این گروه از شاعران، رفتاری «هنجار تراز» با زبان دارند.
و اما برای تشخیص رفتار هنجار با زبان در هر عصری، تنها راه، مراجعه به آثار ادبی و شناخت و استخراج مؤلفه‌های زبانی مضبوط در آثار ادبی شاعران آن عصر است كه بسامد بالایی دارد. زیرا آنچه باعث تمایز سبك شاعران عراقی از خراسانی و یا سبك هندی می‌شود، از جمله ویژگیهای گویشی متفاوت شاعران این سبكهاست كه ما از این ویژگیها به «هنجارهای ادبی» تعبیر می‌كنیم. در عصر حاضر نیز شاعرانی كه به یك سبك و سیاق و با گویشی واحد شعر می‌گویند، در طیف شاعرانی قرار می‌گیرند كه «رفتار هنجار» با زبان را اختیار كرده‌اند.
شعر زیر، نمونه‌ای است قابل قبول از رفتار هنجار شاعر با زبان در عصر ما ـ‌ البته صرفاً در حوزه محتوا، نه حوزه فرم و ساختار‌ ـ‌ زیرا همچنان كه می‌دانید قالب غزل‌ ـ‌ از نظر سیر تكوینی تاریخ ادبیات‌‌ ـ‌ به دوره پیش از ابداع قالبهای نیمایی تعلق دارد:
شومینه قدیمی و چند تكه چوب عكس هزار و سیصد و اند‌ِ دم غروب
تصویر پشت قاب یك مرد شیشه‌ای با یك عروس شیشه‌ای از خطه جنوب
دو استكان چای، دو دست گره‌زده یك خنده ظریف، یك یادگار خوب
آقای شصت ساله و یك خاطره همین عكس هزار و سیصد و اند‌ِ دم غروب
حالا تمام خاطره یك قاب شیشه‌ای این میخ، این چكش، این قاب را بكوب
در اینجا اشاره به این نكته ضروری است كه اگر غزل فوق را در ژانر ادبیات كهن و كلاسیك و در روند تكاملی غزل امروز مورد ارزیابی قرار دهیم، رفتار شاعر با زبان در آن، رفتاری فراهنجار به شمار می‌آید‌ ـ هم در حوزه فرم و هم در حوزه محتوا‌ ـ ‌چرا كه نمونة مثال‌زده شده در تقسیم‌بندی انواع غزل به حوزه غزل آوانگارد یا «غزل نو» تعلق می‌گیرد كه شاعرانی همچون هوشنگ ابتهاج، حسین منزوی، سیمین بهبهانی و محمدعلی بهمنی از بانیان آن به‌شمار می‌آیند.
تفاوت «غزل نو» با غزل گذشته ما در برخورداری از مؤلفه‌هایی همچون:
عینی‌‌گرایی، بیان روایی، نزدیكی به زبان گفتار و... می‌باشد كه غزل گذشته ما از این مؤلفه‌ها بی‌بهره بود. ولی اگر این غزل را در امتداد سیر تكوینی ادبیات معاصر مورد بررسی قرار دهیم، بدون تردید رفتار شاعر با زبان در حوزه فرم و ساختار، رفتاری هنجار و معمولی است، چرا كه قالب غزل به دوره قبل از ظهور شعر نیمایی تعلق دارد، درحالی‌كه شعر امروز در ساحت فرم و ساختار، مشغول تجربه كردن قالبهای سپید و آزاد و شعر منثور است.
شاعران بزرگ و رفتار هنجار با زبان

به‌طور كلی می‌توان گفت همه شاعران بعد از نیما تا زمانی كه از درك درست انقلاب ادبی نیما‌ بی‌بهره‌اند و بی‌اعتنا به او و انقلاب ادبی‌اش همچنان در قالبهای ادبی س‍ُنتی طبع‌آزمایی می‌كنند، در زمره شاعران هنجار روزگار خود به‌شمار می‌روند (حداقل در حوزه ‌فرم)، ولی آن گروه از شاعران‌ ـ‌ همچون اخوان ثالث، فروغ، سپهری و تا حدودی شهریار‌‌ ـ‌ كه به درك حقیقت شعر نو نایل می‌گردند و هم‌جهت با بنیانگذار شعر نو به خلق آثاری جدید با مؤلفه‌های نیمایی می‌پردازند، در زمره شاعران فراهنجار روزگار خود قرار می‌گیرند. بررسی زبان ادبی این گروه از شاعران نشان می‌دهد كه بعد از همراهی با نیما، شعر آنان در دو حوزه «فرم و محتوا» دچار تحول و دگرگونی اساسی شده است.
البته در مورد خود نیما هم باید اذعان كرد كه وی تا قبل از تدوین مانیفست ادبی خویش، بخصوص در دوره نخستین كار شاعری خود در سبك خراسانی شعر می‌گوید و همچون دیگران شاعری هنجار به شمار می‌آید.
عبدالعلی دستغیب در این خصوص چنین می‌گوید:
  1. «اگر نیما با همین سیاق شعر می‌سرود، شعرهایی كه سرودن آن در ده قرن پیش نیز امكان داشت ـ‌ شاید پسند خاطر متشاعران كهن‌گرا می‌شد، ولی‌ آن‌گاه چیزی كه از او چون میراثی به نسل آینده برسد، در وجود نمی‌آمد».
در اینجا برای نمونه ابیاتی از «قصة رنگ‌پریده» نیما را می‌آوریم كه از نخستین كارهای نیماست و تاریخ سرایش آن به سال 1299 برمی‌گردد. رفتار شاعر با زبان در این شعر از نوع رفتار هنجار است:
جان فدای مردم جنگل‌نشین
آفرین بر ساده‌لوحان، آفرین!
شهر، درد و محنتم افزون نمود
این هم از عشق است، ای كاش او نبود
خانه من، جنگل من كو؟ كجاست؟
حالیا فرسنگها از من جداست
خلاصه كلام آنكه همه شاعران بزرگ نیز در مقطعی از زندگی ادبی خویش و در مرحله عبور از گردنه «آزمون و خطا» ـ به‌طور ناخودآگاه ـ به رفتار هنجار و حتی در پاره‌ای موارد «رفتار فروهنجار» با زبان مبتلا بوده‌اند، ولی در نهایت با كسب دانش و بینش ادبی و رسیدن به قلة اجتهاد در حوزه زبان، این منزل را پشت‌ سر گذاشته‌اند و به سر منزل خلاقیت و نوآوری در زبان رسیده‌اند.
همچنان كه اشاره شد رفتار شاعری چون نیما نیز كه خود تئوریسین و بنیانگذار شعر نو پارسی است تا پیش از تدوین نظریه ادبی خویش، رفتار هنجار و معمولی با زبان است. شاعرانی چون اخوان، فروغ و سپهری نیز تا پیش از درك حقیقت شعر نو، در حوزه فرم، رفتاری هنجار با زبان دارند. حتی شاعر بزرگی چون سپهری نیز در آغاز راه شاعری، در چنبره رفتار هنجار با زبان گرفتار است، چنان‌كه استاد مشفق كاشانی در این خصوص می‌گوید:
  1. «سهراب وقتی اولین كتاب خود «مرگ رنگ» را در تهران انتشار داد و برایم فرستاد، نوشت: «قالب دوبیتیهای پیوسته و قالبهایی از این دست مرا قانع نمی‌كند، و در تلاش و كوشش هستم تا طرحی دیگر برای بیان احساس و اندیشه‌های خود پیدا كنم.» شاید به همین دلیل است كه از چاپ تعدادی از دوبیتیهای پیوسته خود كه همراه نامه‌های خود برای من فرستاده بود، در آثارش خودداری كرده است».
نكته آخر اینكه داشتن رفتار هنجار یا حتی فروهنجار با زبان در روند تكوینی زبان ادبی همه شاعران امری طبیعی است كه نباید از آن هراس داشت. آنچه كه مهم است متوقف نماندن در این منازل و حركت به سوی تحول و تكامل است كه هر شاعر راستینی باید با عرقریزان روح و مكاشفه‌های شاعرانه در این مسیر روشن طی طریق كند.


Hamed Hamishe Abi آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
قدیمی 12-30-2008   #3 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار Hamed Hamishe Abi
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
اسم واقعی: محمد خالدنژاد
پست ها: 21,451
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 29 بار در 25 پست
چوق: 11,000
تشکر شده با چوق 1 مرتبه
فعاليت Longevity
0/20 20/20
Today پست ها
ssss21451

عکسهای خریداری شده
پيش فرض

درآمدی بر رفتار شناسی ادبی(3)




رفتار پیش‌فراهنجار

برای فهم درست رفتار «پیش فراهنجار» با زبان باید رفتار فراهنجار را تعریف كنیم.
رفتار فراهنجار با زبان به رفتاری اطلاق می‌شود كه براساس یك نظریة ادبی جامع (مانیفست ادبی) استوار است. در این‌گونة رفتاری، رابطة شاعر با زبان، رابطه‌ای متقابل، دوسویه و چندوجهی است كه این رابطه باعث تعالی و تكامل هنجارهای زبان ادبی می‌شود. از آنجا كه این‌گونه رفتار با زبان بر خلاقیت و نوآوری استوار است، ترمیم و بازسازی بافتهای فرسودة زبانی و «نوزایش» و «تجدید حیات» نهاد زبان را در پی دارد، چرا كه «هنجار‌فرازی» فرآیندی است كه باعث تبدیل شعر به فراشعر می‌شود. رفتار هنجارفرازانه با زبان بر درونة زبان استوار است. این رفتار منحصر به شاعرانی است كه علاوه بر اشراف و احاطه بر ادبیات هزار سالة پارسی و ادبیات معاصر، از ادبیات جهان نیز شناخت كاملی دارند و به‌خاطر برخورداری از دانش، بینش و بصیرت ادبی، بر مسند اجتهاد ادبی تكیه زده‌اند.
و اما «رفتار پیش‌فراهنجار با زبان» و تعریف آن:
  1. رفتار پیش‌فراهنجار با زبان به‌گونه‌ای مشابه «رفتار فراهنجار» است، با این تفاوت كه منسجم، پیوسته و دایمی نیست، زیرا بر اساس یك تئوری مدون ادبی شكل نگرفته است.
اهمیت كار این گروه از شاعران به‌خاطر آن است كه راه را برای نوآوری و هنجار‌فرازی شاعران بعد از خود هموار می‌كنند، چنان‌كه نیما گفته است:
  1. «هر كار بعدی در عالم هنر، از یك كار قبلی آب می‌خورد».
بنابراین در تعریف «رفتار پیش‌فراهنجار با زبان» می‌توان گفت:
  1. «رفتاری است آمیخته با نوعی نوآوری و خلاقیت ادبی كه به‌خاطر عدم برخورداری از یك زیرساخت نظری و یك تئوری ادبی مدون مقطعی است و استمرار و پیوستگی لازم را ندارد».
  2. یكی از طلایه‌داران شعر نو در زبان پارسی، پیش از

نیماست. دربارة او به جرئت می‌توان گفت كه با جسارتهای زبانی خویش در مقطعی خاص، راه را برای به برگ و بار نشستن انقلاب ادبی نیما هموار كرد. ولی در پاسخ به این سؤال كه چرا خود او ـ‌علی‌رغم نبوغ و استعداد ذاتی‌اش در حوزة زبان‌ ـ نتوانست پرچمدار این نهضت بزرگ ادبی گردد و شعر نو را به سرمنزل مقصود برساند باید گفت علت اصلی ناكامی او، عدم درك شرایط زمان و اطلاعات اندك او از زبان فارسی بود كه در نهایت ناكامی او را در بنیانگذاری شعر نو در پی داشت.
در شعر زیر، نمونه‌ای از رفتار پیش‌فراهنجار شاعر با زبان به نمایش گذاشته شده است. این شعر در شهریور ماه 1299 ه‍.ش در مجلة «آزادیستان» توسط شمس كسمایی چاپ شد كه فارغ از قید تساوی مصراعها و توالی قوافی به سبك پیشینیان بود:
ز بسیاری آتش مهر و ناز و نوازش
از این شدت گرمی و روشنایی و تابش
گلستان فكرم
خراب و پریشان شد افسوس!
چو گلهای افسرده افكار بكرم
صفا و طراوت ز كف داده گشتند مأیوس
بلی، پای بر دامن و سر به زانو نشینم
كه چون نیم وحشی، گرفتار یك سرزمینم
نه یارای خیرم
نه نیروی شرم
نه تیر و نه تیغم ب‍ُو‌َد
نیست دندان تیزم
نه پای گریزم
از این روی در دست همجنس خود در فشارم
ز دنیا و از سلك دنیاپرستان كنارم
بر آنم كه از دامن مادر مهربان سر برآرم

رفتار فراهنجار


همچنان كه پیش‌تر اشاره شد، رفتار «فراهنجار» با زبان منحصر‌ به آن گروه از شاعران است كه از دانش، بینش، بصیرت و اجتهاد ادبی برخوردارند. رفتار فراهنجار با زبان همچنان كه از نام آن پیداست به رفتاری اطلاق می‌شود كه
  1. شاعر به‌خاطر تسلط و اشرافی كه نسبت به زبان دارد، خود را در چارچوب هنجارهای رایج ادبی عصر خویش، محدود و محصور نمی‌كند. در این شیوه رفتاری، شاعر با اتكا به بصیرت و اجتهاد خویش در این عرصه، زبان را به چالشی جدی با نیازهای ادبی عصر خویش می‌كشاند و برای آن كه زبان بتواند توانایی پاسخگویی به این نیازها را پیدا كند، به رفع كاستیها و مرمت و بازسازی بنای زبان می‌پردازد.
رفتار فراهنجار با زبان بر سه اصل زیر استوار است:
  1. 1ـ رابطة متقابل شاعر با زبان
  2. 2ـ خلاقیت و نوآوری
  3. 3ـ هنجار‌فرازی مبتنی بر «رسانندگی» و «زیبایی‌شناختی».
شاعرانی كه به رفتار فراهنجار با زبان اعتقاد دارند، به خاطر آنكه در یك تعامل مثبت و متقابل با زبان قرار گرفته‌اند، ضمن بهره‌گیری از تواناییهای زبان، در موارد ضرورت به پیرایش نهاد زبان از طریق اصلاح قواعد دستوری و مرمت و بازسازی قالبهای ادبی می‌پردازند، و در نهایت در نوزایش و تجدید حیات نهاد زبان، نقشی بزرگ را بر عهده می‌گیرند. ضمنا‌ً در شیوة رفتار فراهنجار با زبان است كه شاعر به آفرینش كلمات و تركیبات ادبی جدید دست می‌یازد.شاعر در این شیوة رفتاری به دنبال هنجارشكنی، هنجارگریزی و هنجارستیزی نیست، بلكه در اندیشة تكامل بخشیدن به هنجارهای موجود ادبی است. یعنی از جایی كه دیگران متوقف مانده‌اند، حركت خود را آغاز می‌كند و ادامه می‌دهد.
شاعر فراهنجار سنتهای ادبی را به نفع نوآوری و هنر مدرن، مصادره می‌كند و تكامل می‌بخشد.
رفتار شاعر فراهنجار با زبان بر پایة یك تئوری مدون ادبی (مانیفست ادبی) استوار است كه شعر را به فرا‌شعر تبدیل می‌كند.

برای مثال «حافظ» و «نیما» هر یك در عصر خویش، در زمرة شاعرانی بوده‌اند كه با زبان رفتاری «فراهنجار» داشته‌اند. از همین رو ضمن ارج‌گذاری به میراث ادبی و حفظ قابلیتها و اصالتهای زبانی، و با الهام‌گیری از آثار شاعران متقدم و معاصر خویش، با خلاقیتی شگفت، به آفرینش هنری روی آورده‌اند و با بیانی هنری به آفرینش آثاری دست زده‌‌اند كه دیگران از خلق آنها عاجز بوده‌اند. آثار ادبی این گروه از شاعران در زمرة آثار ادبی «عالی» و «بسیار عالی» قرار می‌گیرد.
در زیر نمونه‌ای از رفتار هنجار‌فرازانة حافظ با زبان را به نمایش می‌گذاریم.
نمونه‌های از همین‌گونه رفتار با زبان توسط حافظ را، با هم می‌‌خوانیم:
شاه نعمت‌الله ولیمی گوید:
از دیر مغان آمد، ترسا‌بچه‌ای سرمست
بر دوش چلیپایی، خوش جام می‌ای در دست
و حافظ بیت بالا را این‌چنین باز‌سرایش كرده است:
در دیر مغان آمد، یارم قدحی در دست
مست از می و می‌خواران، از نرگس مستش مست
بیتی از خواجوی كرمانی:
دل در این پیرزن عشوه‌گر دهر مبند
كاین عجوزی‌ست كه در عقد بسی دامادست
و باز سرایش بیت بالا توسط حافظ:
مجو درستی عهد از جهان سست‌نهاد
كه این عجوزه عروس هزار داماد است
بیتی از یكی از معاصران حافظ:
كلبة احزان شود روزی گلستان غم مخور
بشكفد گلهای وصل از خار هجران غم مخور
و حافظ چه زیبا بیت بالا را بازآفرینی كرده است:
بوسف گم‌گشته باز آید به كنعان، غم‌مخور
كلبة احزان شود روزی گلستان، غم مخور

همچنان كه اشاره شد، شاعران فراهنجار، هنجارشكن و هنجارستیز نیستند، بلكه «هنجار‌فراز» هستند، یعنی از جایی كه دیگران توقف كرده‌اند، حركت را آغاز می‌كنند و ادامه می‌دهند. برای مثال حافظ ادامه منطقی سعدی است. یعنی راهی را كه سعدی در غزل آغاز كرده بود، حافظ به كمال رسانید و یا در عصر خودمان می‌توان گفت كه شاملو ادامة منطقی نیماست و شاعرانی چون احمدرضا احمدی و سیدعلی صالحی، ادامة منطقی شاملو هستند.
اینكه شاعران فراهنجار، هنجارگریزی و هنجارشكنی نمی‌كنند، بلكه در صدد تكامل بخشیدن به هنجارهای ادبی عصر‌‌‌ ـ خود هستند، نكته‌ای است كه باید به آن توجه كرد. حتی نیما كه ما او را شاعری هنجارشكن می‌شماریم، بر روی این نظریه خط بطلان كشیده و خود را شاعری «هنجارفراز» معرفی كرده است، بخوانید:
  1. «من سعی می‌كنم به شعر فارسی وزن و قافیه بدهم. شعر بی‌وزن و قافیه، شعر قدیمیهاست، ظاهراً برخلاف این به نظر می‌آید. اما به نظر من، شعر در یك مصراع یا یك بیت، ناقص است ـ از حیث وزن ـ زیرا یك مصراع یا یك بیت نمی‌تواند وزن طبیعی كلام را تولید كند. وزن كه طنین و آهنگ یك مطلب معین است ـ‌ در بین مطالب یك موضوع ـ فقط به توسط «هارمونی» به دست می‌آید. این است كه باید مصراعها و ابیات، دسته‌جمعی و به‌طور مشترك، وزن را تولید كنند.»(نیما ـ‌ دربارة شعر و شاعری ـ‌ صص 98 ـ 99)
شاعرانی كه رفتار فراهنجار با زبان دارند، در رأس یك سبك ادبی جای می‌گیرند. مثلاً سعدی و حافظ در رأس سبك عراقی، صائب و بیدل در رأس سبك هندی و نیما و اخوان در رأس سبك نیمایی قرار می‌گیرند. حال اگر سبك عراقی را (مطابق با نظر مرحوم جلال‌الدین همایی) مشتمل بر سبك عراقی عالی، متوسط و ضعیف بدانیم، شاعرانی كه در این سبك رفتار فراهنجار با زبان دارند در ردیف شاعران عالی، و شاعرانی كه رفتار هنجار با زبان دارند شاعران متوسط و شاعرانی كه در این سبك رفتار فروهنجار با زبان دارند، در گروه شاعران ضعیف سبك عراقی جای می‌گیرند.


Hamed Hamishe Abi آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
آمدی, ادبی, رفتار, شناسی


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق

تاپیک های مشابه
تاپیک نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
اختلالات جنسی در کشور soonor نكات و مسائل ازدواج 0 02-07-2014 09:07 PM
دانلود مجله طراحی داخلی HomeWorks فوریه 2012 Hamid.Dariush2000 عمران و معماری 0 02-05-2014 11:54 AM
رونق ساخت و خرید خانه در سال آینده Hamid.Dariush2000 اخبار اقتصادی و بانکها 0 02-04-2014 11:13 AM


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3.5 هم اکنون 04:29 PM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2018 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.