صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > تالار عكس پرشين | PersianSeven Photo > تالار عكس > عکس های گرافیکی و Wallpaper
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما


ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 11-06-2018   #1 (لينک اين پست)
عضو پرشين سون
 
آواتار sheidabjb
 
تاريخ عضويت: Nov 2013
محل سكونت: اصفهان
سن: 20
اسم واقعی: شيدا
پست ها: 9,144
تشكرها (از ديگران): 17,093
تشكر شده 5,617 بار در 3,372 پست
چوق (ثروتمند شماره 13): 5,137,910
پاداش داده شده 594 مرتبه
تاکنون 113 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 256 مرتبه
فعاليت Longevity
0/20 11/20
Today پست ها
sssss9144

ويترين جوايز


عکسهای خریداری شده
سپاهان پرسپولیس تهران بارسلونا
پيش فرض عکس نوشته و متن تشکر از پدر و مادر






در اینبخش عکس نوشته هاي قدردانی از پدر و مادر را آورده ایم. پدر و مادر الگوی همیشگی برای فرزندان هستند، امروز همچنین متن هاي زیبایی را هم برای توصیف و تشکر از پدر و مادر به اشتراک می‌گذاریم. شـما میتوانید از این عکسها و متن ها برای پروفایل ها و پست هاي خود در شبکه هاي اجتماعی و ارتباطی تان استفاده کنید







بـه سلامتی مادر و پدرم
کـه هزار بار ترک برداشتن
و یکبـار دم از شکست نـزدن
کهنه را پـوشیدن
و ذوق لباس نـو رابه مـن بخشیـدن
غـرورم را خریـدن
و یک‌بـار مغـرورم نگشتن
پـرواز یـادم دادن
و پـریدنـم را نگریـستن
پـــدر و مادر مهربانم
مـن از شـما مـن شدم
هستیم از هسـتی شـماست
دستانم را بگیرید که بزرگ کودک‌تان هنوز غرق درنیاز بـه شماست




تـو 10 سالگی
مامان ، بابا عاشقتونم
تـو 15 سالگی
ولم کنین
تـو 20 سالگی
مامان و بابا همیشه می‌رن رو اعصابم
تـو 25 سالگی
باید از این خونه بزنم بیرون
تـو 30 سالگی
حق با شـما بود
تـو 35 سالگی
میخوام برم خونه پدر و مادرم
تـو 40 سالگی
نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم
تـو هفـتاد سالگی
من حاضرم همه زندگـیم رو بدم تا پدر و مادرم همین حالا این جا باشن
بیایـد ازهمین حالا قدر پدرو مادرامـونو بدونیم
از اعماق وجودم اعتـقاد دارم کـه هرروز، روز توست







داشتـم با پدرم جدول حل می کردم
گفتم: نوشته دوست، عشق، محبت و چهار حرفیه
اتفاقا دو حرف اولشـم در اومده
یعنی ب و الف
یه دفعـه پدرم گفت فهمیـدم عزیزم میشه بابا
با این کـه میدونستـم بابا میشه
ولی بهـش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودی شم درمیاد
تـو چشـمام اشـک جمـع شده بود کـه گفتم
می‌دونم میشه بابا ولی این جا نوشته چهار حرفی
ولـی تـو که حرف نداری






یادش بخیر
وقتـی مریض می‌شدیم و دکتر ازمون می‌پرسید
بیـماریت چیه؟
منتظر مادرمـون میشدیم
همیشه جـواب دادن رو بـه اون می‌سپردیم
چرا کـه می دونستیم
مادر همـون احساسی رو داره کـه مـا داریـم
حتّي از خودمون بیشتر
دردمون رو احساس میکرد
سلامتی همه مادرهاي مهربان و دلسوز






مـادری نـاراحت کنار پسـرش نشسته بود
پسر بـه مادرش گفت
تـو دومیـن زن زیبایی هستی کـه تـو عمرم دیدم
مـادر پرسید
پس اولی کیست؟
پسـر جواب داد
خود تـو وقتـی کـه لبـخند می زني






در رفاقت
تنها مادرم برنده شد
چون شیری کـه بـه مـن داد
پس نگرفت







بی‌محبت مادر
یک قنات بی‌آبم
مثل راه بی‌مقصد
مثل عکس بی‌قابم
بی‌محبت مادر
از شکوفه‌ها دورم
یک کبوتر بی‌بال
یک چراغ بی‌نورم
بی‌محبت مادر
چون لبـان بي‌لبخند
ساکتم وغمگینم
مثل بـلبـلی دربند
بي‌محبت مادر
در دلم صفایی نیست
از بهار درقلبـم
هیچ ردپایی نیست


ثبت نام و کسب امتیاز
__________________
دارم گم میشم توی رویای تو...
sheidabjb آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
مادر, متن, نوشته, پدر, تشکر, عکس


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3 هم اکنون 01:16 AM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2020 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.