صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > اخبار و مطالب عمومی و تخصصی | Public Discussions & News > دين و انديشه > توحید و خدا شناسی
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما


ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 11-03-2017   #1 (لينک اين پست)
مدير انجمن شعر و ادبيات
 
آواتار taha
 
تاريخ عضويت: Oct 2013
محل سكونت: تبریز
سن: 70
اسم واقعی: تیمور
پست ها: 48,343
تشكرها (از ديگران): 21,533
تشكر شده 36,221 بار در 23,156 پست
چوق (ثروتمند شماره 1): 77,805,689
پاداش داده شده 1,079 مرتبه
تاکنون 1,112 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 1,657 مرتبه
فعاليت Longevity
20/20 9/20
Today پست ها
ssss48343

ويترين جوايز
زیباترین آواتار رتبه ١ کاربر فعال ماه گذشته بهترین افتتاح کنندگان مبحث مدیران انجمنها 
مجموع جوايز: 4


عکسهای خریداری شده
تراکتور سازی هفت میوه گیلاس پرویز پرستویی
نوشیدنی انگور گیلاس انگور
انگور ریال مادرید توپ فوتبال
پيش فرض وجود متعالی انسانی و امکان علوم انسانی اسلامی بخش دوم

مکتوب زیر مقاله ای است از دکتر سیدموسی دیباج در باب وجود متعالی انسانی و امکان علوم انسانی اسلامی در ادامه بخوانید
هرسرل ـ پدر پدیدارشناسی معاصر ـ تصریح کرده است که اروپای موردنظر او که در آن بحران علمی و فلسفی رخ داده است، همان مرجع وحدت حیات معنوی است که شامل کشورهایی چون امریکا و کانادا نیز می‎شود که بیرون از مرزهای جغرافیایی اروپا قرار دارند. این وحدت حیات معنوی در سراسر کره خاکی به‎ خطر افتاده است و فلسفه و علوم انسانی موجود ناتوان از دمیدن دوباره به این روح بیمار، متشتت و عصبی است. رفتار و خلق ‎و خو و سبک زندگی بسیار انزواگرا و خودپسندانه و آمال و آرزوهای شهوت‎پرستانهٔ انسان فردی و جمعی در جوامع و نهادها و سازمان‎ها و دولت‎ها مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی در آغاز هزاره سوم این بیماری را با آثار و عوارض گوناگون فزونی بخشیده است.
در عین حال، ماهیت یگانه علوم انسانی نباید به این معنی تفسیر شود که شئون جسمانی و امور روانی غیرقابل تمییز و از هم جداشدنی نیستند. چنانچه وحدت و یگانگی نفس و بدن در جوهر می‎بود، باز هم داستان جسم و بدن در باستان‎شناسی و زیست‎شناسی بیش از یکی بود. ملاحظه چه حیثی از حیثیات وجودی انسان، علم جامعه‎شناسی را به ‎عنوان علم انسانی آشکار می‎سازد و یا چه حیث وجودی دیگر است که علم به آن دانش سیاست را به ‎وجود می‎آورد و دیگر علوم نیز هر یک ناظر به چه حیثیتی از حیثیات وجودی انسان کلی‎اند؟ همه این علوم به ‎طور کلی به انسان بازمی‎گردند؛ اما از چه ‎روی اینها یک ‎به ‎یک از یکدیگر متمایزند؟
در تعریف مطمئن و مطلوب از علوم انسانی، همچنان امر جسمانی از امر روحی در جوهر متمایز شناخته می‎شود. پرسش از جسم و جسمانیت از پرسش از روح و روحانیت متمایز است و هر قسم از این پرسش‎ها به حوزه خاصی از علوم انسانی متعلق است. بدیهی است این به ‎آن معنا نیست که مسئله یا موضوع اتحاد روح و جسم شایسته بحث علمی نباشد. علوم انسانی بی‎آنکه از تمایز ذاتی بدن و شعور طفره برود، حقیقت اتحاد جسم و روح را در بدن بخشی از حقیقت وجود انسانی می‎داند که شایسته تحقیق و تفسیر است. تنها در ذیل اتحاد نفس و بدن است که طبیعت تاریخی می‎شود و در غایت و سرنوشت آن با روح گره می‎خورد؛ در غیر این ‎صورت، بدن در علوم انسانی از برای خود است.
در ضمن باید تأکید کرد که هرگونه تعریف روح در روان شناسی که از اصل اجمال در تعریفی که در قرآن آورده شده فراتر رود، خطر گزاف‎گویی و دوری از مرّ یقین روحی است و چه بسا افتادن در دام تعریفی مبتنی بر تصاویر خیال و وهم است. پدیدارشناسی درباره روح یک دانشی بدون پیش فرض است، طریق اکتساب آن هیچ‎گاه همچون دانش‎های تجربی روان‎شناختی مبتنی بر شیوه‎های علم تجربی نیست و مقاصدش ضرورتا به نتایج عملی روزمره ختم نمی‎شود. البته تعریف پدیدارشناسی از روح و تعریف روان شناسانهٔ آن نباید در تعارض و تقابل کامل باشد. پیش فرض نداشتن دانش نه از این سبب است که پدیدارشناس از علوم تجربی دیگر هیچ شناختی ندارد، بلکه از این روست که از طریق تعلیق پدیدارشناختی یافته‎های موجود، علم مطلق پدیدارشناسی مجال‎های وسیع و مطلق و رهاشده را با اندک یافته‎ها مبادله نکند و برای کشف بیشتر همچنان دعوت به انتظار کند.
نباید فراموش کرد آنچه علوم انسانی را از علوم تجربی جدا می‎سازد، تمسک عالم علوم انسانی به عقل و عالم تجربی به تجربه نیست. در زمرهٔ علوم انسانی همان احکام مبتنی به تجربه درباره انسان را نیز داریم. علوم انسانی آن علومی است که در موضوع و یا در حکم به حیثی از حیثیت انسان دخیل و مربوط باشد. در جهت عکس، بخشهای بزرگی از احکام پزشکی از زمرهٔ علوم انسانی خارج می‎شود؛ زیرا این احکام به بدن انسان از آن حیث که بدن انسان است، تعلق ندارد؛ مثلا دانش ویروس‎هایی که موجوداتی بیرونی‎اند، از زمره‎ اختصاصی علوم انسانی خارج‎اند.
در علوم انسانی موجود که غالباً علوم انسانی غربی است، انسان اصل موضوعه است؛ اما در پذیرش همین انسان اصل موضوعی این فرض فلسفی نهفته است که انسان می‎تواند خود خویشتن را به ‎نحو تام بشناسد و به خویش آگاهی تام یابد. پس به‎رغم اینکه در یک اصل موضوع چون و چرا نمی‎شود، اما در تعریف این اصل موضوع مفروض و مأخوذ است که انسان به شیوه‎های گوناگون علمی به خویشتن آگاه می‎شود و سرانجام به این آگاهی نیز آگاهی یافته و خودآگاه می‎شود. در علوم انسانی غربی هیچ پیش فرض دیگری در تعریف انسان قرار داده نشده و شاید بتوان گفت تنها پیش فرض انسان در علوم انسانی رایج این است که انسان در خودآگاهی قابلیت تام دارد با آنکه هنوز تمام نشده و هنوز کامل نیست.
تعریف و توصیف انسان کلی شرط برای کلیت علوم انسانی است؛ اما انسان به‎رغم آنکه در علوم انسانی مرسوم به تفصیل شناخته می‎شود، ضرورتا بسط و تفصیل تعریف پذیرفته شده پیشینی از انسان در این معرفت علوم انسانی مرسوم حاصل و متحقق نشده است و همین اختلاف فضای احتمال انتقادی را موجب شده و روز به روز آن را گسترده‎تر می‎سازد. بنا بر این همواره جایگاه انسان در نظام فلسفه مطلق یا فلسفه وجودی با وضعیت انسانی برآمده از علوم انسانی فاصله دارد.
توصیف هستی‎شناختی از آغاز انسان را شایسته طلب، کمال و تعالی و می‎داند؛ اما درمقابل هیچ تضمین علمی در هیچ‎یک از شاخه‎های علوم انسانی نیست که به‎رغم پیشرفت و توسعه در موضوع و حکم، به تعریف یا توصیف انسان متعالی و بایسته ملتزم باشد. هر یک از متفرقات علوم انسانی علم به ماهیت انسان است از یک حیث خاص. آن حیث یک حیث خارجی نیست، بلکه حیثیت درونی و به ‎اصطلاح لازم ذات انسانی است. به‎رغم نیاز ما به علوم تجربی انسانی، نباید تصور کرد که غایت شناخت انسانی منضم در مجموعه این علوم تجربی است.
دانشمندان علوم انسانی رایج با وجود ادعای علمی بودن گزاره‎های خود در هر یک از این علوم، هیچ‎گاه معیاری یگانه و قابل اعتنای همگانی برای صدق و یا کذب گزاره‎ها ارائه نکرده‎اند. از این شاید بتوان دریافت که ماهیت معیار و علمی بودن گزاره‎ها نیاز به تجدیدنظر است. آنچه گزاره را علمی می‎سازد، نه کاشفیت از یک حقیقت پیشتر پوشیده مانده است، بلکه اراده‎ای است که آن امر مکتوم را مکشوف خواسته است و نیازی را بدین طریق پاسخ گفته است.
علم حقیقی
نباید نادیده پنداشت که علم و دانش هرچه که باشد ـ از علوم طبیعی و علوم ماوراءطبیعی و علوم الهی ـ چنانچه به حقیقت علم باشد، همه برای انسان فضیلت و کرامت است و موجب تعالی انسانی و ارتقای او به مرتبه‎ای است که بنابر مشیت و اراده حق تعالی شایسته انسان مقدر شده است. اکتساب علم به ماهو علم، وظیفه‎ای مقرر و مطلوب است و خداوند علیم خلیفه خویش را بر روی زمین به علم و دانش فراخوانده و آگاهی انسان را به جسم و جان و دیگر امور و اشیا برای وی فضیلت و مکرمت برشمرده است. ایمان یا کفر نیز منوط به اراده انسانی است که آن یا این را برمی‎گزیند و همین ترجیح ایمان در عمل، مؤمن را به عمل صالح می‎کشاند در برابر کافر که کفر را بر ایمان ترجیح داده و اراده‎اش مغلوب اراده شیطانی او را به ضلالت و عمل باطل وامی‎دارد. علیهذا باید هشیار باشیم که هیچ تضمینی وجود ندارد که هر چیزی که در تاریخ انسان عنوان معرفت و دانش ‎یافته، ضرورتا از جنس معرفت و دانش باشد. بسیاری از اندیشه‎های شیطانی و جهالت‎های بشری نیز عنوان معرفت و دانش انسانی را استراق کرده و می‎کند. بر همین اساس شاید همه آنچه تحت نام علوم انسانی اسلامی صورت می‎گیرد، چیزی جز تأکید بر تصفیه و تزکیه و تنزیه در مایُسمّی به علوم انسانی موجود نخواهد بود.
نمی‎توان گفت که علوم انسانی مطلوب و علوم انسانی موجود رایج دارای موضوعات کاملا متباین‎اند و یا اینکه موضوعاتی وجود دارند که مخصوص به علوم اسلامی‎اند و در برابر آنها موضوعاتی که منسوب به علوم غیراسلامی‎اند؛ اما می‎توان گفت شئونات انسان از منظر علوم انسانی مطلوب چه این شئون سلبی یا ایجابی باشد متعین و مخصوصند و در مقابل آن، علوم انسانی رایج کمابیش مایتعلق این شئون متعالیه شناخته نمی‎شود؛ زیرا صدور گزاره‎هایی درباره این شئون وظیفه اصلی تحقیقات علوم انسانی رایج نیست. هرچه این شئون متعینه و مخصوصه مظاهر اسماءاللهی در مفهوم کلی انسان کامل مورد تحقیق و تفحص گردد، مباحث عام علوم انسانی به فضای مطلوب نزدیکتر می‎شود؛ برای مثال تحقیق در زیست اجتماعی مخصوص این انسان کامل، مبانی جامعه‎شناسی متعالی اسلامی را تشکیل می‎دهد.





ثبت نام و کسب امتیاز
__________________



taha آنلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
متعالی, وجود, امکان, انسانی, اسلامی, بخش, دوم, علوم


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3.5 هم اکنون 06:00 PM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2018 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.