صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > اخبار و مطالب عمومی و تخصصی | Public Discussions & News > دين و انديشه
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما


ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 09-08-2017   #1 (لينک اين پست)
مدير انجمن شعر و ادبيات
 
آواتار taha
 
تاريخ عضويت: Oct 2013
محل سكونت: تبریز
سن: 70
اسم واقعی: تیمور
پست ها: 60,095
تشكرها (از ديگران): 23,497
تشكر شده 39,532 بار در 25,900 پست
چوق (ثروتمند شماره 1): 83,191,060
پاداش داده شده 1,583 مرتبه
تاکنون 1,149 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 1,734 مرتبه
فعاليت Longevity
20/20 11/20
Today پست ها
ssss60095

ويترين جوايز
رتبه ١ کاربر فعال ماه گذشته زیباترین پروفایل بهترین افتتاح کنندگان مبحث مدیران انجمنها 
مجموع جوايز: 4


عکسهای خریداری شده
تراکتور سازی هفت میوه گیلاس پرویز پرستویی
نوشیدنی انگور گیلاس انگور
انگور ریال مادرید توپ فوتبال
پيش فرض پیشوای ره یافتگان مقاله ای از دکتر عباس زریاب خوئی

عباس زریاب خویی, ۲۰ مرداد ۱۲۹۸ خوی ۲ ۱۴ بهمن ۱۳۷۳ در تهران , مورخ, ادیب, نسخه شناس, نویسنده و مترجم ایرانی بود
زریاب خویی از سال ۱۳۴۵ استاد تاریخ در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران بود و در رشته های ادبیات فارسی, ادبیات عرب, فلسفه, زبان شناسی و معارف اسلامی تدریس می کرد او صاحب تالیفاتی مانند اطلس تاریخی ایران, تاریخ ساسانیان, و سیرت رسول الله و ترجمه هایی مانند تاریخ فلسفه و لذات فلسفه است همچنین او در دانشنامه هایی مانند دائرهٔالمعارف فارسی, دانشنامهٔ جهان اسلام,دائرهٔالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامهٔ ایران مدخل های بسیاری را نوشته است مکتوب زیر مقاله ای از دکتر عباس زریاب خوئی است با عنوان پیشوایان ره یافتگان

حضرت ابوالحسن علی بن محمد(ع)، امام دهم از ائمه اثنی عشر(ع) و دوازدهمین معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترین القاب آن حضرت، «هادی» و «نقی» است و نزد شیعه امامیه ایران به امام علی النقی معروف است. کُنیه آن حضرت ابوالحسن است و چون پیش از ایشان حضرت امیر المؤمنین(ع) و امام رضا(ع) نیز کنیه ابوالحسن داشتند، ایشان را «ابوالحسن ثالث» می گویند و نیز آن حضرت به جهت سکونت ممتد در سامرا، به «الفقیه العسکری» معروف بود؛ زیرا سامرا شهری نظامی و به «العسکر» معروف بود و بعضی گفته اند «عسکر» محله ای از سامراست که آن حضرت و فرزند ارجمندش امام یازدهم در آنجا سکونت داشتند و به آن شهرت یافته اند.
تولد ایشان در قریه ای در سه میلی شهر مدینه که ساخته پدرش بود، اتفاق افتاد در نیمه ذوالحجه و یا در رجب سال ۲۱۲ق؛ بعضی هم سال ۲۱۴ق گفته اند و در ماه و روز تولد نیز روایات دیگری هست. وفات آن حضرت روز دوشنبه ۲۶ جمادی الاخر سال ۲۵۴ق روی داد و در آن روز سامرا عزادار شد و بانگ شیون و گریه از همه جا بلند بود.
مادرش ام ولد و از مردم مغرب و معروف به «سمانهٔ مغربیه» بود. امام در حین وفات پدر بزرگوارش، شش سال و پنج ماه داشت و در مدینه بود. سالهای امامت آن حضرت مصادف بود با قسمتی از خلافت معتصم و تمام خلافت متوکل و منتصر و مستعین و در زمان خلافت المعتزبالله وفات یافت.
رفتار حکومت
آن حضرت در مدینه اقامت داشت تا اینکه متوکل در سال ۲۳۲ق به خلافت رسید. چنانچه در تواریخ مذکور است، متوکل به حضرت امیر(ع) و اهل بیت کینه شدیدی داشت و کسانی که دور و بر او بودند، به بغض و عداوت با آل علی شهرت داشتند و از جمله آنها عبدالله بن محمد بن داوود معروف به «ابن اترجه» بود.
از روایت شیخ مفید در «ارشاد» برمی آید که عبدالله بن محمد (بریحه) در مدینه متولی امور «حرب و صلات» بود و از حضرت هادی(ع) به متوکل سعایت کرد. او به متوکل نوشت که: «اگر تو را به حرمین (مکه و مدینه) حاجتی است، باید علی بن محمد را از مدینه بیرون کنی؛ زیرا او مردم را به خود دعوت می کند و جمعی کثیر از او پیروی کرده اند.» بریحه در این معنی نامه هایی پشت سر هم به متوکل نوشت.
بنا به گفته شیخ مفید در «ارشاد»، امام هادی(ع) نامه ای به متوکل نوشت و در آن تعرض و تحامل عبدالله ابن محمد را یادآور شد و سعایت های او را در مورد خودش تکذیب کرد. متوکل نامه ای مؤدبانه و محترمانه به امام نوشت و در آن عزل عبدالله بن محمد را از «حرب و صلات» مدینه خبر داد و گفت که: «من از برائت تو از آنچه درباره ات سعایت کرده اند، آگاهم و مشتاقم تو را در بغداد ببینم.»
متوکل در نامه نوشت که او یحیی بن هرثمه را مأمور این کار کرده است. یحیی گوید: «به مدینه رفتم؛ اما اهل شهر به محض اطلاع از ورود من، بر جان امام بیمناک شده، صدا به گریه بلند کردند، به طوری که مدینه به لرزه درآمد. هرگز چنان شور و غوغایی در مدینه شنیده نشده بود؛ چون امام به همه محبت می کرد و پیوسته در مسجد در دسترس همه بود و هیچ طمعی به دنیا نداشت. من مردم را مطمئن نمودم که دستور نامساعدی درباره آن حضرت صادر نشده است. پس خانه او را تفتیش کردم، چیزی جز قرآن و دعا و کتب علمی نیافتم؛ از این رو در نظرم بزرگ آمد و شخصا به خدمتش کمر بستم». هرثمه آن حضرت را در سال ۲۳۳ق به سامرا برد.
اینکه آن حضرت در بیست سالگی در مدینه چنان مورد توجه خاص و عام بوده که والی مدینه متوکل را از آن حضرت بیم داده، دلیل جلالت قدر و رفتار بزرگ منشانه آن حضرت است که در آن سن جوانی این چنین مرجع عامه بود تا آنجا که دستگاه خلافت از او ترسید و به پایتخت احضارش کرد؛ اما نامه محترمانه متوکل می رساند که بر او نتوانستند خرده ای از قبیل دعوت مردم به خلاف با دستگاه خلافت و قیام و ضدیت با شخص خلیفه بگیرند؛ چنان که بر دیگر علویان مشخص آن زمان می گرفتند و به حبس و سیاه چال می انداختند.

سیرت امام
ابن شهر آشوب در «مناقب» روایت کرده است که آن حضرت پاکدل ترین و راستگوترین خلق بود. از نزدیک جذاب ترین و ظریف ترین افراد و از دور کاملترین خلق به چشم می آمد. وقتی خاموش بود، باهیبت و وقار جلوه می کرد و در کلامش خوبی و ملاحت موج می زد. مانند پدران بزرگوارش در رفتار و مناظرات خود ثابت نمود که عالمترین و خردمندترین و بردبارترین و کریمترین مردم زمان خویش است.

هواداران
بنا به گفته مسعودی، «بریحه» به هنگام مشایعت آن حضرت تهدید کرد که اگر از او شکایتی نزد خلیفه با یکی از خواص او بکند، باغستان های او را از بیخ و بن برخواهد کند و موالی اش را به قتل خواهد رساند. امام در پاسخ فرمود: «من شکایت تو را به خدا خواهم برد و او به من نزدیکتر از همه است و من کسی را که از همه به من نزدیکتر است، نمی گذارم تا شکایت به دیگران ببرم.» بریحه از شنیدن این سخن منفعل شد و طلب عفو کرد و حضرت او را عفو فرمود.
کلمه «خواص» در سخن بریحه می رساند که آن حضرت در میان بسیاری از دولتمردان و اشخاص بانفوذ دستگاه خلافت دوستان و طرفداران مؤثر و مهمی داشت و ما شواهدی بر این امر داریم؛ مثلا هنگامی که هرثمه آن حضرت را وارد بغداد کرد، اسحاق بن ابراهیم طاهری که والی بغداد بود، به او گفت: «تو متوکل را می شناسی و اگر او را تحریک کنی، امام را خواهد کشت و حضرت رسول(ص) روز قیامت خصم تو خواهد بود.» و نیز «وصیف ترکی» یکی از امرای بزرگ دستگاه خلافت در سامرا هرثمه را تهدید کرد که: «اگر مویی از سر او کم شود، تو مسئول خواهی بود.»
چنان که از روایات مفصل شیعه که بیشتر آن در بحارالانوار (مجلد۵۰ از چاپ جدید) مذکور است، آن حضرت در زمان خلفا در سامرا معزز و محترم می زیست و چنان که گفته شد، بعضی از رجال دربار خلافت به آن حضرت ارادت می ورزیدند و حتی غلامان و خادمان دربار خلافت هنگام ورود آن حضرت سخت در احترام ایشان می کوشیدند و پرده ها را برایشان بالا می زدند تا آنجا که این امر موجب حسد و ناراحتی بعضی از درباریان را فراهم ساخت.
شیعیان در زمان آن حضرت از شهرهای دیگر برای زیارت ایشان به سامرا روی می نهادند و مبالغ و هدایایی به عناوین مختلف می فرستادند. رفتار متوکل با امام به ظاهر محترمانه بود؛ ولی پیوسته او را تحت نظر داشت و گاهی به حبس و توقیف و یا جستجوی منزل آن حضرت امر می کرد.
مسعودی در «مروج الذهب» نقل کرده است که به متوکل خبر می دهند در منزل امام نامه ها و سلاح هایی است که شیعیان او از قم فرستاده اند و او با این سلاح ها قصد عصیان بر دولت را دارد. متوکل جماعتی از غلامان ترک را شبانه به منزل امام فرستاد و آنان چیزی در منزل او نیافتند و او را درحالی دیدند که لباسی پشمین یا موئین پوشیده و بر روی ریگ روی به قبله نشسته و مشغول نماز یا خواندن آیات قرآن است.
او را با همان وضع پیش متوکل بردند و گفتند که در خانه اش چیزی نیافتند و او را در حال عبادت دیدند. متوکل در آن شب به شراب مشغول بود و چون امام را دید، تکریمش کرد و پهلوی خود نشاند و جام شراب را به او تعارف کرد! حضرت سوگند یاد کرد که شراب با پوست و گوشت و خونش آشنایی ندارد. متوکل از او خواست که برایش شعری بخواند و حضرت عذر آورد که در شعر قلیل الروایه است؛ اما متوکل اصرار کرد و امام چون اصرار او را دید، اشعاری در بی ثباتی و بی وفایی دنیا خواند که متوکل و حاضران را به گریه درآورد و متوکل او را با احترام روانهٔ منزل کرد.
آثار ماندگار
احادیث و اقوال و مواعظ و حکم و آداب و ادعیهٔ امام هادی(ع) در کتب مختلف مخصوصا «تحف العقول» و «الدره الباهره» و «اعلام الدین» و «بحارالانوار» ثبت است. همچنین در جواب سؤالات علمی و فقهی که از آن حضرت می شد، نامه های بسیار نوشته اند که بعضی از آنها باقی است و نیز سه تألیف به شرح ذیل به ایشان نسبت داده اند: ۱) رساله ای در رد اهل جبر و تفویض و اثبات عدالت و منزلت بین المنزلتین؛ ۲) مجموعهٔ پاسخ هایی که به پرسش های یحیی بن اکثم ـ قاضی القضات بغداد ـ داده اند؛ ۳) مجموعه ای از احکام دین که ابن شهرآشوب در «مناقب» از خیبری و حمیری و از کتاب مکاتبات الرجال از عسکریین نقل کرده است.
*دایرهٔ المعارف تشیع


ثبت نام و کسب امتیاز
__________________



taha آنلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
مقاله, یافتگان, پیشوای, خوئی, دکتر, ره, زریاب, عباس


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3 هم اکنون 07:53 AM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2020 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.