صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > تالارهای فرهنگ و هنر | Art & Pictures > شعر و ادبيات > مقـــالات ادبی
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما

تبلیغات برای اعضاء سایت نمایش داده نمی شود (برای عضویت کلیک کنید)








irantrack irantrack

irantrack persianseven

ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 08-29-2017   #1 (لينک اين پست)
مدير انجمن شعر و ادبيات
 
آواتار taha
 
تاريخ عضويت: Oct 2013
محل سكونت: تبریز
سن: 70
اسم واقعی: تیمور
پست ها: 45,203
تشكرها (از ديگران): 21,015
تشكر شده 35,050 بار در 22,111 پست
چوق (ثروتمند شماره 1): 76,422,458
پاداش داده شده 979 مرتبه
تاکنون 1,080 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 1,593 مرتبه
فعاليت Longevity
20/20 9/20
Today پست ها
ssss45203

ويترين جوايز


عکسهای خریداری شده
تراکتور سازی هفت میوه گیلاس پرویز پرستویی
نوشیدنی انگور گیلاس انگور
انگور ریال مادرید توپ فوتبال
پيش فرض اهمیت علمی بوعلی مقاله ای از دکتر مهدی محقق بخش چهارم و پایانی

مکتوب زیر مقاله ایست از دکتر مهدی محقق رئیس هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در باب اهمیت علمی بوعلی سینا در ادامه بیشتر بخوانید
بخش داروهای مفرده از کتاب قانون بیش از بخشهای دیگر مورد توجه و عنایت دانشمندان بوده است و به صورت های مختلف نام آن داروها استخراج و با تعاریف هر یک از آنها به صورت مستقل چاپ شده است؛ از جمله:
۱ـ قاموس القانون فی الطب لابن سینا: در این کتاب نام داروهای مفرده به صورت الفبائی همراه با معادل انگلیسی آنها آورده شده است. این کوشش که به وسیله اداره تاریخ طب و تحقیق طبی در دهلی نو صورت گرفته، در سال ۱۳۸۷ر۱۹۶۷م به وسیله دایرهٔ المعارف العثمانیه در حیدرآباد دکن چاپ شده است.
۲ـ کتاب الادویه المفرده و النباتات: در این کتاب داروهای گیاهی از روی چاپ قانون که در رم در سال ۱۵۹۳م صورت گرفته، استخراج شده و مورد شرح و تفصیل قرار گرفته و در بیروت در سال ۱۴۰۳ر۱۹۸۳م به وسیله مکتبه دارالمعارف چاپ شده است.
۳ـ الادویه المفرده فی کتاب القانون فی الطب: این کتاب که دانشمند گمنام سلیمان بن احمد تدوین کرده و نسخه ای خطی از آن به شماره ۱۹۲ در دانشگاه بغداد موجود بوده، به وسیله مهندعبدالامیر الاعسم با اصل کتاب القانون تطبیق داده شده و در سال ۱۴۰۴ر۱۹۸۴ به وسیله دارالاندلس در بیروت چاپ شده است.
اهمیت و ارزش قانون بدان پایه بوده که دانشمندان بسیار آن را مورد شرح و تفسیر قرار دادند و مدرسان آن کتاب به شروح و تفاسیرش مراجعه می کردند و برای نشان دادن اهمیت قانون کافی است به آنچه قطب الدین شیرازی در کتاب شرح کلیات قانون خود (التحفه السعدیه) آورده، مراجعه نماییم تا ببینیم تا چه اندازه در قرن هفتم این کتاب از نظر علما و دانشمندان و اطبا مهم بوده است.
روایت قطب الدین شیرازی
قطب الدین در آغاز کتاب، آشنایی خود را با طب و کتاب قانون چنین بیان می کند: «من از خاندانی بودم که به صناعت پزشکی مشهور بودند و آنان با دم عیسایی و دست موسایی خود به علاج مردم و اصلاح مزاج آنان می پرداختند. در آغاز جوانی، به تحصیل این فن و فراگیری مجمل و مفصل آن شایق شدم؛ شب بیداری را بر خود واجب و راحتی و خواب را بر خود حرام ساختم تا آنکه کتابهای مختصر در پزشکی را فرا گرفتم و درمان های متداول را مشاهده کردم و در همه مطالبی که به پزشکی وابسته است، ممارست نمودم و همه این کوشش ها تحت ارشاد و راهنمایی پدرم، امام همام ضیاء الدین مسعود بن مصلح کازرونی بود که در این فن به اجماع اقران، بقراط زمان و جالینوس اوان خود بود.
وقتی من در پزشکی به حدس صائب و نظر ثاقب در درمان بیماران مشهور شدم، پس از وفات پدرم ـ خدایش رحمت کناد ـ در مقام پزشک و چشم پزشک، در بیمارستان مظفری شیراز به خدمت پذیرفته شدم، در حالی که بیش از ۱۴ سال از عمرم نمی گذشت و مدت بیست سال به همان سمت باقی ماندم و برای آنکه به غایت قصوی و درجه علیا در این فن برسم، به خواندن کتاب کلیات قانون ابن سینا نزد عم خود، سلطان حکیمان و پیشوای فاضلان، کمال الدین ابوالخیربن مصلح کازرونی، پرداختم و سپس، آن را نزد شمس الدین محمدبن احمد حکیم کیشی و شیخ شرف الدین زکی بوشکانی که هر دو مشهور به مهارت در تدریس این کتاب بودند، ادامه دادم.
از آنجا که این کتاب از دشوارترین کتابهایی است که در این فن نگاشته شده است و مشتمل بر لطایف حکمی و دقایق علمی و نکته های غریب و اسرار عجیب است، هیچ یک از مدرسان آن گونه که باید از عهده تدریس و تفهیم کتاب برنمی آمدند و شرحهایی هم که بر کتاب نوشته شده بودند، وافی و کافی برای رسیدن به مقصود نبودند؛ زیرا شرح امام علامه فخرالدین رازی فقط جرح بعض بود، نه شرح کل و کسانی هم که از او پیروی کرده و بر کتاب شرح نوشته بودند، همچون امام قطب الدین ابراهیم مصری و افضل الدین محمد بن نامور خونجی و ربیع الدین عبدالعزیزبن عبدالواحد جیلی و نجم الدین ابوبکربن محمد نخجوانی، بر آنچه فخرالدین گفته بود، چیزی نیفزوده بودند تا اینکه به جانب شهر دانش و کعبه حکمت و حضرت علیّهٔ بهیّهٔ قدسیّه و درگاه سنیّهٔ زکیهٔ فیلسوف استادی نصیری (خواجه نصیرالدین طوسی) روی آوردم که او برخی از دشواری ها را گشود و برخی دیگر، باز بر جای ماند؛ زیرا احاطه به قواعد حکمت در شناخت این کتاب کافی نیست، بلکه شخص باید ممارست در قانون علاج در تعدیل مزاج داشته باشد.
سپس برای هدف خود، به خراسان و از آنجا به عراق عجم و عراق عرب و سپس به بلاد روم مسافرت کردم و با حکیمان این شهرها و پزشکان این بلاد بحثها و گفتگوها درباره دشواری های کتاب داشتم و آنچه را آنان می دانستند فرا گرفتم؛ هرچند در بلاد روم نادانسته های کتاب بیش از دانسته ها بود. ناچار دست کمک به سلطان مصر، ملک منصور قلاوون دراز کردم و در سال ۶۸۱ نامه ای به او نوشتم که در این باره مرا مدد رساند. درنتیجه به سه شرح کامل از کلیات قانون دست یافتم که نخستین، از فیلسوف محقق علاءالدین ابوالحسن علی بن ابی الحزم قرشی معروف به ابن نفیس و دومین، از طبیب کامل یعقوب بن اسحاق سامری متطبب و سومی، از طبیب حاذق ابوالفرج یعقوب بن اسحاق متطبب مسیحی، معروف به ابن قف بود و نیز به کتابهایی دیگر مربوط به قانون برخوردم؛ از جمله: پاسخ های سامری به ایرادهای طبیب فاضل نجم الدین ابن المفتاح بر برخی از مواضع کتاب و نیز، تنقیح القانون هبه الله ابن جمیع یهودی مصری که رد بر شیخ است و برخی از حواشی عراقیه که امین الدوله ابن تلمیذ بر حواشی کتاب قانون نوشته است و نیز، کتاب امام عبداللطیف بن یوسف بغدادی که گفتار ابن جمیع را در تنقیح القانون رد کرده است.
هنگامی که این شروح را بررسی و مطالعه کردم، حل بقیه کتاب بر من آسان شد؛ چنان که موضع اشکال و محل قیل و قال باقی نماند و اطمینان یافتم منابعی را که گرد آورده ام، نزد کسی دیگر در عالم یافت نمی شود. لذا تصمیم گرفتم که شرحی بر کتاب بنویسم که دشواری های کتاب را حل کند و نقاب از چهره معانی آن بگشاید و اعتراضات شارحان را پاسخ گوید و در این شرح، لفظ متن را با شرح ممزوج ساختم تا آنکه اصل کتاب از زواید و اضافات ممتاز باشد و گذشته از خلاصهٔ شروحی که یاد شد، از «اختیارات حاوی» رازی که ابن تلمیذ گرد آورده است و «بستان الاطباء» ابن مطران و «فصول طبیه» که از مجلس شیخ استفاده شده است و «ثمارالمسائل الطبیهٔ» ابوالفرج عبدالله بن طیب و «اجوبه للمسائل» که ابن بطلان در «دعوه الاطباء» آورده است و همچنین از «قُراضه طبیعیات» و «نوادرالمسائل» و کتب جالینوس در تشریح و شرح ابن ابی صادق نیشابوری بر «منافع الاعضاء» جالینوس و «خلق الانسان» ابوسهل مسیحی استفاده کردم و این کتاب را «نزهه الحکماء و روضه الاطباء» نامیدم، که مسمی به «التحفه السعدیه» است با این اسم، تیمن و با این اسم تفأل جسته باشم.»
ابن سینا تحریر کتاب قانون را در جرجان آغاز کرده و پاره ای از آن را در ری و پایان آن را در همدان انجام داده و تا مدتی مورد شناسایی و ارزیابی قرار نگرفته و بعد از نیم قرن از تألیف، به بغداد رسیده و نیم قرن دیگر بر آن گذشته تا به قرطبه در دسترس اهل علم قرار گرفته است. ابن سینا خود در اندیشه این بوده که شرحی بر کتاب بنویسد، ولی اشتغالات فراوان و مرگ زودهنگامش مانع از تحقق این خواست او شد و یکی از شاگردان او محمد بن یوسف ایلاقی بخشی از کلیات قانون را مختصر کرده و آن را به نام «الفصول الایلاقیه» نامیده است.
پس از آنکه برخی از دانشمندان همچون ابن تلمیذ (متوفی ۵۶۰) قانون را کتاب درسی قرار دادند، توجه دانشمندان به آن جلب شد و شروح و حواشی و تلاخیصی بر کتاب نگاشته گردید که گذشته از آنچه قطب الدین شیرازی در آغاز شرح کلیات قانون یاد کرده، می توانیم از کتابهای زیر نام ببریم:
۱ـ حواشی بر کتاب قانون از ابوجعفر عمر بن علی بن البذوخ مغربی (م۵۷۵ق).
۲ـ مختصر کتاب القانون از ابونصر سعید بن ابی الخیر مسیحی (م۵۸۹) که آن را «الاقتضاب» نامیده است.
۳ـ تعالیق کتاب القانون، کمال الدین مظفر بن ناصر الحمصی (م۶۱۵ق).
۴ـ شرح الکلیات من کتاب القانون، قطب الدین مصری ابراهیم بن محمد سلمی (م۶۱۸ق).
۵ـ اختصار الکلیات من کتاب القانون، رفیع الدین ابوحامد عبدالعزیز الجیلی (م۶۴۱ق).
۶ـ شرح الکلیات من کتاب القانون، ابن القف کرکی (م۶۸۵ق).۴۴
مهمترین شرحهای قانون همان بوده که قطب الدین شیرازی در دسترس داشته و آن عبارت بود از: شرح ابن جمیع (م۵۹۴) و فخر رازی (م۶۰۶) و سامری (م۶۸۱) و ابن نفیس (م۶۸۷).
در شبه قاره هند نیز کتاب قانون مورد پذیرش پزشکان و داروشناسان قرار گرفت و شروح و حواشی و تعلیقاتی بر آن نگاشته گردید که پروفسور ظل الرحمن همه آنها را در طی کتابی که ترجمه فارسی آن در کنگره همدان به وسیله انجمن آثار و مفاخر فرهنگی عرضه گردید، یاد کرده است.
از مهمترین شرحهایی که در شبه قاره مورد توجه و عنایت قرار گرفته، شرح کلیات قانون محمد بن محمود آملی است که همراه با شرح حکیم علی گیلانی که جزء اولش به صورت سنگی به وسیله چاپخانه کاشی رام در لاهور چاپ شده است. مؤلف کتاب در آغاز اشاره به اهمیت کتاب قانون می کند و پس از یاد کردن از شروح فخررازی و افضل الدین خونجی و ابن نفیس، شرح قطب الدین شیرازی را بدین گونه توصیف می نماید: «اجتمع عنده مما یتعلق بکل الکتاب ما لم یجتمع عند أحد من الأصحاب، و اشتغل ببسطه و حله و سعی فی استخراج لبّه من قشره. و الحق انه (رحمه الله) قیّد ما کان مرسلا و فصّل ما کان مجملا و حلّ ما وجده ملغزا و بسط ما ظنه موجزا و بالغ فی رد الاعتراضات و سدّ أبواب المعارضات».
ارجوزهٔ ابن سینا
از ابن سینا کتابهای فراوانی در پزشکی باقی مانده که برای آشنایی و دسترسی به آنها، می توان از فهرست قنواتی و یحیی مهدوی استمداد جست؛ ولی مناسب است که از ارجوزه ابن سینا در طب یاد کرد که او در آن از ذوق شعری خود کمک گرفته و مسائل پزشکی را برای سهولت یادگیری متعلمان و دانشجویان به سلک نظم درآورده است.
ابن سینا برای آنکه نشاطی برای دانشجویان پزشکی به وجود آورد و حفظ مطالب آن را بر آنان آسان گرداند، همه ابواب پزشکی را به نظم درآورد. این منظومه که مشتمل بر ۱۳۲۶ بیت است، در بحر رجز سروده شده و از همین جهت به نام «الارجوزه فی الطب» خوانده شده است. این کتاب که ابن رشد اندلسی آن را با عبارت: «المیسر للحفظ و المنشط للنفس» توصیف می کند، مورد توجه دانشمندان شرق و غرب قرار گرفت؛ چنان که ترجمه لاتینی آن شش بار طی سالهای ۱۵۲۲ و ۱۶۴۹ در شهرهای مهم اروپا و متن عربی در سال ۱۸۲۹ در کلکته و در سال ۱۸۴۵ در لکنهو چاپ و منتشر گردید. بهترین چاپ ارجوزه چاپی است که در آن متن عربی همراه با ترجمه لاتین قرن سیزدهم و ترجمه فرانسه در سال ۱۹۵۶ در پاریس چاپ شده است. این چاپ به کوشش مرکز ملی تحقیقات عالی فرانسه (C.N.R.S)و حکومت الجزایر منتشر گردیده است. ابن سینا در تعریف و تقسیم طب، کتاب خود را چنین آغاز می کند:
الطب حفظ صحه برء مرض
من سبب فی بدن عنه عرض
قسمته الاولی لعلم و عمل
والعلم فی ثلاثه قد اکتمل
(پزشکی عبارت است از نگهداری تندرستی و بهبود بخشیدن بیماری که از سبب و عرضی بر بدن وارد آمده. تقسیم آغازین آن به علمی و عملی برمی گردد و علم آن در سه بخش کامل می شود…)
او در این ارجوزه مانند سایر کتابهای پزشکی اسلامی، پس از تقسیم پزشکی به نظری و عملی، به ذکر طبیعیات (یعنی ارکان و مزاج ها و اخلاط و اعضا و قوا و ارواح و افعال) می پردازد و از عناصر ضروری برای حفظ تندرستی (یعنی هوا و خوردنی ها و نوشیدنی ها و حرکت و سکون و خواب و بیداری و استفراغ و احتقان) بحث می کند و انواع بیماری ها و داروها و درمان آنها را بیان می نماید.
در اهمیت ارجوزه ابن سینا همین بس که ابن رشد فیلسوف و پزشک اندلسی (م۵۹۵ ق) آن را شرح کرده و این شرح در سال ۱۲۸۴م به وسیله یکی از استادان دانشکده پزشکی مون پولیه فرانسه به زبان لاتین ترجمه شده است. متن عربی شرح ابن رشد در سال ۱۴۱۷قر ۱۹۹۶ به وسیله دانشگاه قطر چاپ و منتشر شده است. پس از ابن رشد، حدود نه شرح دیگر بر ارجوزه ابن سینا نگاشته گردید که در مقدمه شرح ابن رشد نام نویسندگان آنها یاد شده است.
گذشته از این ارجوزه معروف، ارجوزه های دیگری نیز به ابن سینا نسبت داده شده؛ از جمله: ارجوزه در تشریح، ارجوزه در مجریات طبی، ارجوزه در فصول چهارگانه، ارجوزه در وصیت های پزشکی که تفصیل آنها در کتاب مؤلفات ابن سینا به وسیله جورج قنواتی یاد گردیده است.
ابن سینا هر چند کتابهای مهم خود (همچون شفا، نجات و اشارات را در فلسفه و قانون و ارجوزه را در طب) به زبان عربی یعنی زبان علمی حوزه های اسلامی نوشت و همین موجب گردید که آثارش در شرق و غرب عالم سیر کند «و سار مسیر الشمس فی کل بلده»، در عین حال زبان مادری خود را مغفول ننهاد و آثاری از او به این زبان باقی مانده است که مهمترین آنها دانشنامه علائی است که مشتمل بر جمیع اجزای فلسفه یعنی منطق و الهیات و طبیعیات و ریاضیات می شود. ارزش کتابهای فارسی شیخ در این است که او مصطلحات فارسی را در برابر اصطلاحات عربی به کار برده و ثابت کرده است که برخلاف عقیده برخی که می گفتند فارسی زبان علم نیست، با زبان فارسی هر گونه علمی را می توان بیان و بررسی کرد.
در سال ۱۳۳۱شر۱۳۷۱ق که کنگره بین المللی ابن سینا در ایران برگزار شد، مجموعه آثار فارسی ابن سینا به وسیله انجمن آثار ملی چاپ و منتشر گشت. در شهریور۱۳۸۱ که پس از پنجاه سال کنگره دیگری درباره ابن سینا در دانشگاه بوعلی همدان برگزار شد و اولیای آن دانشگاه در بخش علمی کنگره از این انجمن استمداد کردند، انجمن پیشنهاد کرد که برخی از آثار چاپ نشده مربوط به ابن سینا از جمله: شرح کتاب القانون قطب الدین شیرازی و شرح کتاب النجاه فخرالدین اسفراینی و کتاب الشفای ابن سینا با تعلیقات میرداماد و ملاصدرا و سبزواری را منتشر کنند که مورد پذیرش قرار نگرفت و ترجیح دادند که آثار فارسی ابن سینا را که پنج دهه پیش چاپ و نسخه هایش نایاب شده بود، منتشر سازند و این امر را هم پس از ختم کنگره نیمه تمام رها کردند و فقط ده جلد از آن مجموعه هنگام برگزاری کنگره مشترکا به نام انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و دانشگاه بوعلی همدان منتشر گشت.
پی نوشت:
۴۴٫ مختصر تاریخ الطب العربی، ج۱، ص۵۵۹٫



ثبت نام و کسب امتیاز
__________________



taha آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
مقاله, مهدی, محقق, چهارم, پایانی, اهمیت, بوعلی, بخش, دکتر, علمی


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3.5 هم اکنون 09:50 AM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2018 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.