صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > اخبار و مطالب عمومی و تخصصی | Public Discussions & News > دين و انديشه > آداب و اخلاق اسلامی
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما


ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 07-04-2016   #1 (لينک اين پست)
مدیر انجمن دین و اندیشه
زوم پرشین سون
 
آواتار مرهم
 
تاريخ عضويت: Nov 2013
سن: 23
اسم واقعی: نازنین
پست ها: 30,922
تشكرها (از ديگران): 4,859
تشكر شده 13,187 بار در 9,197 پست
چوق (ثروتمند شماره 4): 22,768,707
پاداش داده شده 573 مرتبه
تاکنون 1,161 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 665 مرتبه
فعاليت Longevity
6/20 10/20
Today پست ها
ssss30922

ويترين جوايز


عکسهای خریداری شده
انار ساوه پرشین سون گیلاس حلقه نامزدی
کیک تولد حامد کمیلی شهاب حسینی
آلبومهای مندوستان من گروههای من درباره من تقویم علایق من
پيش فرض اجتماع گرايى و انزواطلبى در روايات اسلامى

اجتماع گرايى و انزواطلبى در روايات اسلامى

يك نگاه اجمالى به تعليمات اسلام در زمينه هاى مختلف به خوبى نشان مى دهد كه همه جا اسلام طرفدار جماعت و اجتماع است، و حتّى عبادات اسلامى كه رابطه ميان خلق و خالق است و به صورت دسته جمعى انجام مى شود.
اذان و اقامه دعوت عام به سوى نماز و فلاح و رستگارى است (حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ، حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ) ضميرها در سوره حمد، همه به صورت جمعى است، و در شكل متكلم مع الغير، و در پايان نماز سلامى است عام بر همه مؤمنان و نمازگزاران.
نماز جماعت و از آن فراتر نماز جمعه و از همه فراتر حج، عباداتى مى باشند كه به طور كامل جنبه اجتماعى دارند.
در روايات اسلامى تأكيد فراوان بر لزوم جماعت و همراهى و همگامى با آن شده است از جمله:
1ـ در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه فرمود: «اَيُّها النّاسُ عَلَيْكُمْ بِالْجَماعَةِ وَ اِيّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ; اى مردم! بر شما است كه از جماعت جدا نشويد، و از جدايى و پراكندگى بپرهيزيد»(2)
2ـ در حديث ديگرى از همان بزرگوار مى خوانيم: «اَلْجَماعَةُ رَحْمَةٌ، وَ الْفُرْقَةُ عَذابٌ; اجتماع رحمت است، و پراكندگى عذاب.»(3)
3ـ در حديث ديگرى باز از همان حضرت آمده است: «يَدُاللّهِ عَلَى الْجَماعَةِ فَاِذَا اشْتَدَّ
1. تفسير نمونه، جلد 23، صفحه 381 - 390.
2. كنز العمال، جلد 1، حديث 1028، صفحه 206.
3. ميزان الحكمة، جلد اوّل، حديث 2438، صفحه 406.


[453]

(شَدَّ) الشّاذَّمِنْهُمْ اِخْتَطَفَهُ الشَّيْطانُ كَما يَختَطِفُ الذِّئْبُ الشّات الشّاذَّةَ مِنَ النِّعَمِ; دست خدا بر سر جماعت است، هنگامى كه يكى از آنها از جمعيت جدا شود (و به انزوا روى آورد) شيطان او را مى ربايد، همان گونه كه گرگ گوسفند جدا شده از گلّه را مى ربايد».(1)




4ـ همين مضمون را به تعبير ديگرى از مولاى متّقيان على(عليه السلام) در نهج البلاغة مى خوانيم فرمود: «وَ اَلْزَمُوا السَّوادَ الاَْعْظَمَ فَاِنَّ يَدَاللّهِ مَعَ الْجَماعَةِ، وَ اِيّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَاِنَّ الشّاذَ مِنَ النّاسِ لِلشَّيْطانِ، كَما اَنَّ الشّاذَ مِنَ الْغَنَمِ لِلذّئْبِ، اَلا مَنْ دَعا اِلى هذَا لِشّعارِ فَاقْتُلُوهُ وَ لَوْ كانَ تَحْتَ عِما مَتى هذِهِ; همواره با سواد اعظم (اكثريت طرفداران حق) باشيد كه دست خدا با جماعت است، و از پراكندگى بپرهيزيد كه انسانِ تنها بهره شيطان است، چنانچه گوسفند تك رو بهره گرگ. آگاه باشيد، هر كس به اين شعار دعوت كند (اشاره به شعار تفرقه اندازى مملو از فتنه و فساد خوارج است) وى را بكشيد، گرچه زير اين عمامه من باشد».(2)
5ـ با توجه به اهمّيت تعبير فوق به روايت ديگرى كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در همين زمينه نقل شده توجه كنيد، مى فرمايد: «اِنَّ الشَّيْطانَ ذِئْبُ الاِْنْسانِ كَذِئْبِ الْغَنَمِ يَاْخُذُ الْقاصِيَةَ وَ النّاحِيَةَ وَ الشّارِدَةَ، اِيّاكُمْ وَ الشِّعابَ، وَ عَلَيْكُمْ بِالْعامَّةِ وَ الْجَماعَةِ وَ الْمَساجِدِ; شيطان گرگ انسان ها است مانند گرگ براى گوسفند كه گوسفندانى را كه از گله دور مى شوند يا در كنار قرار مى گيرند يا فرار مى كنند، مى گيرد. از جدايى و فرقه فرقه شدن بپرهيزيد و بر شما باد كه همراه مردم و جماعت و مساجد باشيد.»(3)
6ـ در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است: «لا يَحِلُّ لِمُسْلِم اَنْ يَهْجُرَ اَخاهُ فَوْقَ ثَلاثَةِ (اَيّام)، وَ السّابِقُ بِالصُّلْحِ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ; براى هيچ مسلمانى جايز نيست، بيش از سه روز از برادر مسلمانش دورى (و قهر) كند، و آن كس كه پيش قدم در صلح مى شود، داخل در بهشت خواهد شد.»(4)
7ـ همين مضمون را با تعبير ديگرى از آن حضرت مى خوانيم: «لا يَحِلُّ لِمُسْلِم اَنْ يَهْجُرَ اَخاهُ فَوْقَ ثَلاثَةِ اَيّام اِلاّ اَنْ يَكُونَ مِمَّنْ لا يُؤمِنُ بَوائِقَهُ; براى هيچ مسلمانى سزاوار نيست بيش از سه روز از برادر مسلمانش دورى كند، مگر اين كه كسى بوده باشد كه انسان از
1.كنزالعمّال، جلد 1، صفحه 206، حديث 1032.
2. نهج البلاغة، خطبه 127.
3.المحجّة البيضاء، جلد 4، صفحه 8.
4. همان، صفحه 7.


[454]

خطرات او ايمن نباشد.»(1)
حتى در بعضى از احاديث آمده است: «اگر دو نفر از يكديگر قهر كنند و از دنيا بروند مسلمان از دنيا نمى ميرند.»(2)
درست است كه اين احاديث درباره جدايى به معنى قهر كردن از يكديگر است، ولى به هر حال نشان مى دهد كه اسلام همواره طرفدار اجتماع و پيوستن دل ها است و به يقين عزلت و گوشه گيرى با روح اين دستورها نمى سازد.
8ـ در حديث ديگرى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه به مردى كه مى خواست به كوه برود و گوشه گيرى كند تا عبادت خدا بجا آورد، فرمود: «لَصَبْرُ اَحَدِكُمْ ساعَةً عَلى ما يَكْرَهُ فِى بَعْضِ مَواطِنِ الاِْسْلامِ خَيْرٌ مِنْ عِبادَتِهِ خالِياً اَرْبَعِينَ سَنَةً; صبر كردن يكى از شما به اندازه يك ساعت در برابر ناملايمات در ميان مسلمانان بهتر از عبادت چهل سال در انزوا است.»(3)
9ـ روايات متعددى داريم كه در اسلام از رهبانيت كه نوعى انزوا و گوشه گيرى است به شدّت نهى شده از جمله در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه فرمود: «لَيْسَ فِى اُمَّتِى رَهْبانيَّةٌ وَ لا سِياحَةٌ; در امت من رهبانيت و سياحت نيست.» (منظور از رهبانيت، گوشه گيرى و ترك دنيا براى عبادت است. و منظور از سياحت انزواطلبى سيّار است، زيرا در زمان قديم بعضى به كلى ترك خانه و لانه مى كردند و دائماً به صورت سيّاح در گردش بودند، و آن را نوعى عبادت و ترك دنيا مى پنداشتند، بنابراين در اسلام نه گوشه گيرى ثابت و نه انزواطلبى سيّار وجود ندارد).(4)
10ـ در حديث پرمعنايى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) چنين مى خوانيم كه در عصر آن حضرت، فرزند «عثمان بن مظعون» يكى از اصحاب پيامبر(صلى الله عليه وآله) از دنيا رفت، او شديداً اندوهگين شد، تا آنجا كه گوشه اى از خانه اش را به عنوان مسجد برگزيد و مشغول عبادت شد (و همه كار را ترك كرد و منزوى گرديد) اين خبر به رسول خدا(صلى الله عليه وآله)
1. همان مدرك.
2. سفينة البحار، ماده هجر.
3.ميزان الحكمة، جلد 3، صفحه 1966، حديث 12914.
4.بحار الانوار، جلد 67، صفحه 115.


[455]

رسيد. او را صدا زد و به او فرمود: «يا عُثْمانُ اِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لَمْ يَكْتُبْ عَلَيْنا الرَّهْبانيَّةَ، اِنَّما رَهْبانِيَّةُ اُمَّتِّى الْجِهادُ فى سَبيلِ اللّهِ; اى عثمان! خداوند متعال وظيفه ما را رهبانيت قرار نداده، رهبانيت امّت من جهاد در راه خدا است» (اشاره به اين كه اگر مى خواهى ترك دنيا كنى، از يك طريق مثبت مانند جهاد در راه خدا و شهادت فى سبيل اللّه ترك دنيا كن، نه به صورت منفى و منزوى شدن).
سپس درباره مرگ فرزندش به او دلدارى داد و فرمود: «آيا شادمان نمى شوى كه روز قيامت به هر درى از درهاى بهشت برسى فرزندت را در آنجا ببينى كه دامان تو را مى گيرد و نزد خدا تو را شفاعت مى كند»(1)
11ـ شبيه اين معنى را در نهج البلاغه درباره يكى از ياران على(عليه السلام) مى خوانيم كه وقتى وارد «بصره» شد، به ديدن «علاء بن زياد حارثى» رفت، هنگامى كه خانه بسيار وسيع او را ديد تعجب كرد و فرمود: «خانه اى به اين وسعت در اين دنيا براى چه مى خواهى؟ نياز تو در آخرت به آن بيشتر است، سپس افزود، آرى مى توانى به وسيله اين خانه به آخرت برسى به اين صورت كه مؤمنان را در آن مهمان كنى، صله رحم نمايى و حقوق لازم آن را بپردازى، اگر اين كار كنى، به وسيله آن به آخرت مى رسى».
در اينجا «علاء بن زياد» از برادرش «عاصم بن زياد» كه در نقطه مقابل او قرار داشت، سخن گفت و عرض كرد: يا امير المؤمنين! من از كار برادرم به شما شكايت مى كنم.
امام فرمود: «مگر چه شده؟»
عرض كرد: عبايى پوشيده و از دنيا كناره گيرى كرده است.
امام فرمود: «او را نزد من حاضر كنيد.»
هنگامى كه خدمت حضرت آمد، به او چنين فرمود: «يا عُدَىَّ نَفْسِهِ، لَقَدْ اِسْتَهامَ بِكَ الْخَبِيْثُ، اَما رَحِمْتَ اَهْلَكَ وَ وَلَدَكَ، اَ تَرى اَنَّ اللّهَ اَحَلَّ لَكَ الطَّيِّباتِ وَ هُوَ يَكْرَهُ اَنْ
1.بحار الانوار، جلد 67، صفحه 114.


[456]

تَاْخُذَها؟; اى دشمن جان خود! شيطان در تو راه يافته، و هدف تيرهاى او قرار گرفته اى (اگر به خود رحم نمى كنى) آيا به خانواده و فرزندت رحم نمى كنى؟ تو خيال مى كنى خداوند نعمت هاى پاكيزه را بر تو حلال كرده، اما دوست ندارد كه تو را از آنها استفاده كنى؟ (آيا چنين تناقضى امكان پذير است؟)».
سپس هنگامى كه «عاصم» به اميرالمؤمنين عرض كرد: «پس شما چرا يك چنين لباس خشن و غذاى ناگوار دارى؟» (بگذاريد من هم به شما اقتدا كنم؟).
امام فرمود: «وظيفه من با تو فرق دارد، خداوند به پيشوايان حق و عدالت واجب كرده كه بر خود سخت بگيرند و مانند ضعيف ترين مردم زندگى كنند، تا فقر فقيران آنها را در فشار قرار ندهد (تا سر از فرمان خدا برتابند).»(1)
12ـ از روايت ديگرى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) كه به عبداللّه بن مسعود فرمود چنين استفاده مى شود كه مسأله «رهبانيت» و انزواى اجتماعى، در ميان بنى اسرائيل (يهوديانى كه به حضرت مسيح(عليه السلام) گرايش پيدا كردند) در يك شرايط استثنايى بر آنها تحميل شد و هرگز جزء آيين آنها نبود.
«ابن مسعود» مى گويد: «من با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بر يك مركب سوار بوديم فرمود: «مى دانى از كجا بنى اسرائيل رهبانيت را به وجود آوردند؟» ابن مسعود مى گويد: «من گفتم خدا و پيامبرش آگاه ترند» فرمود: «ظَهَرَتْ عَلَيْهِمُ الْجَبابِرَةٌ بَعْدَ عِيْسى يَعْمَلُونَ بمَعاصِى اللّهِ فَغَضِبَ اَهْلُ الاِْيمانِ فَقاتَلُوهُمْ فَهَزَمَ اَهْلَ الاِيْمانِ ثَلاثَ مَرّات فَلَمْ يَبْقَ مِنْهُمْ اِلاّ الْقَليِلُ، فَقالُوا اِنْ ظَهَرْنا لِهؤُلاءِ اَفْنَوْنا وَ لَمْ يَبْقَ لِلدِّينِ اَحَدٌ يَدْعُوا اِلَيْهِ، فَتَعالَوْا نَتَفَرَّقْ فِى الاَْرْضِ اِلى اَنْ يَبْعَثَ اللّهُ النَّبِىَّ الَّذى وَعَدَنا بِهِ عِيْسى(عليه السلام) يَعْنُونَ مُحَمَّداً(صلى الله عليه وآله) فَتَفَرَّقُوا فى غِيْرانِ الْجِبالِ وَ اَحْدَثُوا رَهْبانِيَّةً; گروهى از جباران، بعد از حضرت عيسى(عليه السلام) ظهور كردند كه پيوسته مشغول گناه بودند، مؤمنان به مسيح(عليه السلام) به آنها خشم گرفتند، و به جنگ با آنها برخاستند و سه بار گرفتار شكست شدند، و از آن مؤمنان جزء گروه كمى باقى نماند (و بقيه شهيد شدند) آنها با خود گفتند اگر ما در مقابل آنها آشكار شويم همه ما را نابود خواهند كرد، و
1. نهج البلاغة، خطبه 209.


[457]

كسى براى دعوت به دين باقى نمى ماند، بياييد پراكنده شويم تا زمانى كه پيامبرى كه عيسى(عليه السلام)به ما وعده داده است ظاهر شود - مقصودشان محمّد(صلى الله عليه وآله) بود ـ آنها به غارهاى كوه ها پناه بردند، و آيين رهبانيّت را به وجود آوردند»(1) (بنابراين رهبانيت جزء آيين مسيح(عليه السلام) نبود، روشى بود كه در شرايط خاصّى، جمعى از پيروان مسيح(عليه السلام) براى حفظ خود به وجود آوردند.


ثبت نام و کسب امتیاز
__________________
اَللّهــمَّ صـــَلِّ عَلی مُحَـــمَّـــد وَ آلِ مُحَـــمَّـــــد وَ عَجِّـــل فَرَجَهُم
نــذرِ سَــلامَــتـیـت
مرهم آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
گرايى, انزواطلبى, اجتماع, اسلامى, بى, روايات, غيرت, غيرتى


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3 هم اکنون 04:44 PM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2019 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.