صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > اخبار و مطالب عمومی و تخصصی | Public Discussions & News > دين و انديشه > شيطان شناسی
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما


ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 12-12-2014   #1 (لينک اين پست)
معاونت سایت
 
آواتار فرنوش
 
تاريخ عضويت: Oct 2013
محل سكونت: اصفهان
سن: 22
اسم واقعی: یلدا
پست ها: 48,732
تشكرها (از ديگران): 25,026
تشكر شده 18,996 بار در 11,286 پست
چوق (ثروتمند شماره 3): 32,574,345
پاداش داده شده 1,542 مرتبه
تاکنون 1,173 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 595 مرتبه
فعاليت Longevity
4/20 10/20
Today پست ها
ssss48732

ويترين جوايز


عکسهای خریداری شده
پرسپولیس تهران چلسی پرسپولیس تهران
New.s مادّي شدن اجنّه و شياطين در عهد حضرت سليمان

نويسنده: موسسه فرهنگي موعود عصر







حضور اجنّه در دربار سليمان نبي (عليه السلام) يکي از مصاديق مهم است که امکان مادّي شدن آنها را اثبات مي کند. توضيح و شرح اين بحث در شناخت جنّيان به جهات کمّي و کيفي کمک شايان توجّهي به ما مي کند. بنابراين در دو بخش به دلايل آن مي پردازيم:
الف. دلايل قرآني

1. متابعت بزرگان جامعه از تلاوت شياطين و تعليم سحر و علم نجوم به مردم، توسط شياطين

در آيه ي 112 سوره ي « بقره » درباره ي مبتلا شدن جمعي از بزرگان و علماي عصر سليمان نبي (عليه السلام) به تعليمات شيطاني سخن به ميان آمده است:
« و آنچه را که شيطان [ صفت ] ها در سلطنت سليمان خوانده [ و درس گرفته ] بودند، پيروي کردند و سليمان (عليه السلام) کفر نور زيد؛ ليکن آن شيطان [ صفت ] ها به کفر گراييدند که به مردم سحر مي آموختند و [ نيز از ] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود، [ پيروي کردند ] با اينکه آن دو [ فرشته ] هيچ کس را تعليم [ حس ] نمي کردند؛ مگر آنکه [ قبلاً به او ] مي گفتند: ما [ وسيله ي ] آزمايشي [ براي شما ] هستيم. پس زنهار کافر نشوي؛ [ ولي ] آنها از آن دو [ فرشته ] چيزهايي مي آموختند که به وسيله ي آن ميان مرد و همسرش جدايي بيافکنند؛ هر چند بدون فرمان خدا نمي توانستند به وسيله ي آن به احدي زيان برسانند و [ خلاصه ] چيزي مي آموختند که برايشان زيان داشت و سودي بديشان نمي رسانيد و قطعاً [ يهوديان ] دريافته بودند که هر کس خريدار اين [ متاع ] باشد، در آخرت بهره اي ندارد. وه! که چه بد بود آنچه به جان خريدند؛ اگر مي دانستند. » (1) در آيه ي مزبور واضح است که:
شياطين در ملک سليما (عليه السلام)، عملي به نام « تلاوت » و عملي به نام « تعليم » انجام مي داده اند.
عدّه اي که همان اوتوالکتاب و بزرگان علمي در زمان سليمان (عليه السلام) بودند، به متابعت از تلاوت ها و تعليمان شياطين مشغول شدند؛ شياطين دو نوع علم را مستقيماً به مردم تعليم داده اند: علم سحر و علوم مطرح شده توسط هاروت و ماروت ( علم نجوم ).
علوم مطروحه، علومي بوده که موجب آسيب هاي جدّي فردي و اجتماعي شده است.
شدّت متابعت از شياطين در ملک سليمان (عليه السلام) و تأثير گذاري کافرانه ي آنان در حدّي بوده است که خداوند تعمّد دارد تا سليمان (عليه السلام) را از کفر تبرئه کند، گو اينکه واضح است که همه ي افراد جامعه، به تبع فعل شياطين، دچار آسيب شده بودند.
گستردگي اين موضوع تا آنجاست که سليمان (عليه السلام) نيز نيازمند تبرئه ي خدايي است، هم از جهت کمّي ( در موضوعات متعدّد ) و هم از جهت کيفي ( اثرگذار در اعتقاد و... مردم ).
با توجّه به آنچه گذشت، حضور و رؤيت مادّي شياطين در ملک سليماني واضح است؛ زيرا سخن نه از « القاء »، بلکه از « تلاوت » و « تعليم » توسط شياطين است و اين جز با حضور مادّي ممکن نخواهد بود.
جالب آنکه حضور مادّي شياطين پس از هبوط آدم (عليه السلام) تنها در مقطع سليماني واقع شده است؛ اگر شياطين مي توانستند در هر دوره اي اين گونه فتنه گري کنند، خداوند متعال فقط در مقطع سليماني اين نوع اختيارات را برايشان مطرح نمي کرد و اين موضوع را از اختيارات عمومي آنها مي ناميد!
آيا تا به حال اين سؤال برايتان مطرح شده است که به چه دليل نمرود و فرعون پيش از ولادت ابراهيم (عليه السلام) و موسي (عليه السلام) از ولادت اين رسولان الهي باخبر بوده و کمر همّت به قتل ايشان بسته بودند؟ آيا اين ماجرا جز با حمايت جبهه ي شيطاني و جز با القاء، وسوسه و... آنان و استفاده از علوم ماورايي بوده است؟ اگر چنين است، پس ولادت سليمان (عليه السلام) و تحقير و تذليل شياطين نيز موضوعي عيان براي جبهه ي شيطاني بوده است و قتل سليمان (عليه السلام) نيز موضوعي جدّي براي ايشان! و عدم تعليم سحر به مردم در زمان داوود (عليه السلام) و پيش از آن، جهت قتل داوود (عليه السلام) و سليمان (عليه السلام)، خود دليلي بر مادّي نبودن شياطين جهت تحقّق آرزويشان پيش از مقطع مادّي شدنشان در زمان سليمان (عليه السلام) است.
2. آيات تسخير اجنّه و شياطين

در آيات « سوره ي ص »، خداوند از بنّايي و غوّاصي شياطين سخن مي گويد و از در غلّ و زنجير بودن برخي از ايشان در زمان سليمان (عليه السلام).
در آيات « سوره ي انبياء »، خداوند از غوّاصي و برخي افعال ديگر توسط شياطين براي سليمان (عليه السلام) سخن مي گويد.
در آيات « سوره ي سبأ »، خداوند از ساختن عمارات و ابزارهاي متعدّد توسط اجنّه سخن مي گويد و از عذابي که بر نافرماني ايشان واقع کرده است.
« فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيثُ أَصَابَ*وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ*وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ؛ (2)
پس باد را در اختيار او قرار داديم که هر جا تصميم مي گرفت، به فرمان او نرم و روان مي شد و شيطان ها را [ از ] بنّا و غوّاص؛ تا [ وحشيان ] ديگر را که جفت جفت با زنجيرها به هم بسته بودند، [ تحت فرمانش در آورديم ]. »
با تأمّل در اين آيات، پرسش هايي جدّي برايمان مطرح مي شود؛ از جمله آنکه چرا تنها سليمان (عليه السلام) اين موجودات را تسخير مي کند؟ مگر پيامبران قبلي قدرت تسخير نداشته اند؟ و اگر چنين بوده است، پس چرا خداوند اين ماجرا را تنها به سليمان (عليه السلام) نسبت مي دهد؟ آيا ذوالقرنين که يأجوج و مأجوج را مهار مي کند، بقيّه ي اجنّه را نمي تواند به بند کشد؟ و اگر مهار کرده است، چرا خداوند ماجرا را به اسم سليمان (عليه السلام) ثبت مي کند؟
تنها يک پاسخ نسبت به اين موضوع وجود دارد و آن اينکه اجنّه هميشه وجود داشته اند؛ امّا اثر گذاري معضل آفرين آنها در زمان سليمان (عليه السلام) واقع شده است، در زمان او اين اثر گذاري موجب معضلاتي عظيم شده و نياز است تا سليمان (عليه السلام) با تسخير و به کار گيري ايشان، تهديد را به فرصتي مناسب تبديل کند و البتّه آن چيز که اثر گذاري اجنّه و شياطين را متفاوت با دوره هاي قبل و بعد سليمان (عليه السلام) مي کند، حضور مادّي اجنّه در زمين است و با پذيرش اين منطق، بسياري از پرسش ها پاسخ داده مي شود.
3. ساختن عمارات و ابزارهاي متعدّد توسط اجنّه

در « سوره ي سبأ » درباره ي خدماتي که اجنّه به حضرت سليمان (عليه السلام) مي دادند، آمده است:
« وباد را براي سليمان [ رام کرديم ] که رفتن آن بامداد يک ماه و آمدنش شبانگاه يک ماه [ راه ] بود و معدن مس را براي او ذوب [ و روان ] گردانيديم و برخي از جنّ به فرمان پروردگار شان پيش او کار مي کردند و هر کس از آنها، از دستورما سر بر مي تافت از عذاب سوزان به او مي چشانيديم؛ [ آن متخصّصان ] براي او هر چه مي خواست از نماز خانه ها، مجسّمه ها، ظروف بزرگ مانند حوضچه ها و ديگ هاي چسبيده به زمين مي ساختند. اي خاندان داوود! شکر گزار باشيد و از بندگان من اندکي سپاس گزارند. » (3)
در اين آيات، حدّاقل 5 موضوع در ارتباط با اجنّه مطرح شده است.
1. جريان چشمه هاي مس و به کار گيري اجنّه در اين راستا؛
2. ساخت محاريب (محراب ها )؛
3.ساخت تماثيل ؛
4.ساخت ظرف هايي همچون حوض؛
5.ساخت ديگ هاي ثابت و بزرگ غير قابل انتقال.
با تأمّل در اين آيات، پرسش هايي جدّي براي ما ايجاد مي شود؛ از جمله آنکه آيا سليمان (عليه السلام) جامع هاي وهمي را سامان داده است که در آن بناهاي عظيم ناگهان ساخته مي شود؟ ظروف غذاي عظيم به يک باره شکل مي گيرد؟ محاريب به صورت اتّفاقي بنا مي شود؟ و... در حالي که هيچ اثري از سازندگان آن مطرح نيست؟ که اگر چنين باشد، چه موضوعي در تربيت رقم خواهد خورد؟ و آيا اين روال، جامعه را به سمت وهم بيشتر حرکت خواهد داد يا به سمت هدايت و ارتقا و کمال؟
پاسخ آنکه؛ جامعه ي سليماني جامعه اي براي جريان تربيت الهي است:
« وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يعْرِشُونَ؛ (4)
و به آن گروهي که پيوسته تضعيف مي شدند [ بخش هاي ] باختر و خاوري سرزمين [ فلسطين ] را که در آن برکت قرار داده بوديم، به ميراث عطا کرديم و به پاس آنکه صبر کردند، وعده ي نيکوي پرودگارت به فرزندان اسرائيل تحقّق يافت و آنچه را که فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند ويران کرديم. »
و در جريان تربيت، اين انسان، خليفه الله است و اشرف مخلوقات که دشمن آشکار بشر را به خدمت گرفته و آنان را در جهت تأمين منافع الهي به کار مي گيرد. در اين ميان، نوع سخن، چگونگي تعامل و نوع تربيت سليماني در پيچيده ترين شرايط موجود است که مي تواند ارائه گر « مُلک الهي » و نشان دهنده ي قوّت يک « مُلک الهي » در اداره ي توحيدي يک جامعه باشد.
4. رؤيت لشکر اجنّه

در آيات « سوره ي نمل » مشخّص است که سه نوع لشکر براي سليمان (عليه السلام) وجود داشته است: لشکرهايي از جنّ و انس و پرندگان و اين موضوع براي جانداران مختلف هم عيان بوده است.
سخن مورچه از « جنود » سليمان (عليه السلام) است و نه « جند » سليمان، مورچه از کجا مطلّع است که سليمان (عليه السلام) لشکري از جنّيان دارد؟ آيا جز اين است که آنان را همچون لشکر انسان ها و پرندگان، در هيبتي مادّي مي بيند؟
چنان که در سوره ي نمل آمده است:
« و براي سليمان سپاهيانش از جنّ و انس و پرندگان جمع آوري شدند و [ براي رژه ] دسته دسته گرديدند؛ تا آنگاه که به وادي مورچگان رسيدند، مورچه اي [ به زبان خويش ] گفت: اي مورچگان به خانه هايتان داخل شويد، مبادا سليمان و سپاهيانش نديده و ندانسته شما را پايمال کنند. » (5)
5. آزموني دشوار بين انس و جنّ، جهت تعيين وصيّ

در ادامه، « سوره ي نمل » از آزمون دشوار بر گزار شده در ميان جنود حضرت سليمان (عليه السلام) اعم از جنّ و انس سخن مي گويد؛ مي فرمايد:
« کسي که نزد او دانشي از کتاب [ الهي ] بود، گفت: من آن را پيش از آنکه چشم خود را برهم زني، برايت مي آورم. پس چون [ سليمان ] آن [ تخت ] را نزد خود مستقرّ ديد، گفت: اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد که آيا سپاس گزارم يا ناسپاسي مي کنم و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خويش سپاس مي گزارد و هر کس ناسپاسي کند، بي گمان پروردگارم بي نياز و کريم است. » (6)
در اين آيات از چند موضوع سخن گفته شده است:
صحن هاي که سليمان (عليه السلام) مي خواهد به تعيين جانشين بپردازد و وصيّ خود را معرفي نمايد. ( به حسب روايات ) سليمان، به عموم افرادي که در پيشگاهش بودند، يعني « جنوده من الجنّ و الآنس و الطّير » رو کرده و ايشان را به آزموني دشوار جهت آشکار شدن موقعيّت و توانشان فرا مي خواند.
خطاب سليمان (عليه السلام) به بزرگان قوم است: « ايّها الملؤا » و از ايشان مي خواهد ميزان توان خود را در آوردن تخت بلقيس از فاصل هاي طولاني ( حدود 1000 کيلومتر ) مشخّص کنند.
بزرگ از عفاريت طابفه ي جنّ سرعت آوردن تخت بلقيس را به ميزان از جاي بر خاستن سليمان (عليه السلام) طرح مي کند و آصف بن برخيا، سرعت فعل خود را به ميزان چشم برهم زدني توسط سليمان (عليه السلام).
با توجّه به آنچه گذشت، مرئي بودن اجنّه نزد اهل آن مجلس بزرگ کاملاً عيان است؛ زيرا اوّلاً عرصه، عرصه ي زور آزمايي دو طايفه است، بي شک زور آزمايي دو طايفه اي که يکي از ايشان قابل رؤيت نيست، موضوعي مضحک و تنش آفرين است. و ثانياً اگر اجنّه تنها براي حضرت سليمان (عليه السلام) قابل رؤيت باشند، او بايد تنها ايشان را مورد خطاب قرار دهد نه آنکه بزرگان خويش در هر طايفه اي را مورد خطاب قرار دهد و ايشان هم پاسخ گويند.
6. فوت سليمان (عليه السلام)

ماجراي رحلت حضرت سليمان (عليه السلام) نيز بخشي خواندني از اين ماجراي شگفت است:
« پس چون مرگ را بر او مقرّر داشتيم، جز جنبنده اي خاکي [ = موريانه ] که عصاي او را
[ به تدريج ] مي خورد، [ آدميان را ] از مرگ او آگاه نگردانيد. پس چون [ سليمان ] فرو افتاد، براي جنّيان روشن گرديد که اگر غيب مي دانستند در آن عذاب خفّت آور [ باقي ] نمي ماندند. » (7)
در اين آيه، سخن از فوت سليمان (عليه السلام) است و عدم اطّلاع اجنّه از آن و به تبع باقي ماندن در عذابي که سليمان (عليه السلام) بر ايشان واقع کرده بود.
به راستي چگونه ممکن است که عذابي تنها در مقطع سليماني بر اجنّه واقع شود، با فوت او برطرف نشود و تا زمان اطّلاع اجنّه از فوت سليمان (عليه السلام) ( يک سال پس از فوت ) نيز اين عذاب بر اجنّه باقي بماند؟ آيا مي توان اين ويژگي ها را مختصّ اجنّه ي غير مرئي و مادّي دانست؟ اگر چنين است، پس چرا اجنّه نتوانستند تا يک سال پس از فوت سليمان (عليه السلام) از عذاب ها رهايي پيدا کنند؟ و چرا به محض اطّلاع از فوت سليمان (عليه السلام) خود را از عذاب رهاندند؟ آيا جز اين است که اين عذاب، در حيطه ي « ملک سليماني » و به صورت مادّي بوده است و البتّه بر اجنّه هايي که در هيئت مادّي در آمده اند؟
دلايل روايي

1. روايت غليظ شدن شياطين در زمان سليمان (عليه السلام)

از هشام بن حکم نقل شده که زنديقي از امام صادق (عليه السلام) پرسيد:
آيا سجده براي غير خدا صحيح است؟ امام صادق (عليه السلام) فرمودند: « نه » گفت: پس چگونه خداوند ملائکه را دستور داد تا بر آدم سجده کنند؟ فرمودند: « کسي که به امر و دستور خدا سجده کند، او براي خداست؛ زيرا اطاعت فرمان او را نموده است. » پرسيد: کهانت و جادوگري از کجا به وجود آمد و چگونه خبر از آينده مي دهند؟ فرمودند:
« کهانت در جاهليّت بود، هر موقعي که فاصله اي پيدا مي شود از عصر پيامبران، کاهن شبيه حاکم و داور ميان مردم بود که در مسائل و وقايعي که نمي دانستند به او مراجعه مي کردند. او نيز جريان هايي که بعد به وجود مي آمد، به آنها اطّلاع مي داد، اين اطّلاع کاهن از آينده، به چند طريق پيدا مي شد:
تيز بيني و تيز هوشي و به سبب خطور و زيرکي و آگاهي بر دلش القاء مي شد؛ زيرا از آنچه در روي زمين به وجود مي آمد، شيطان مطّلع بوده و آن را به کاهن مي رسانده و وقايع اطراف و داخل منازل را به او مي گفت. درباره ي خبرهاي آسماني، شياطين مي رفتند در جاهايي که چيزي به گوش آنها برسد، در آن زمان که از استراق سمع ممنوع نبودند و هدف سنگ هاي آسماني قرار نمي گرفتند. علّت اينکه از آنها جلوگيري به عمل آمد، اين بود که روي زمين از اشخاص، عملي شبيه وحي بروز نيابد و مسئله ي تشخيص پيامبر و نبوّت، بر مردم مشکل نشود تا حجّت بر مردم ثابت گردد و اشتباهي به وجود نيايد. شيطان يک کلمه از اخبار آسمان را درباره ي حوادثي که براي مردم پيش مي آمد، مي شنيد، آن را حفظ مي کرد، به زمين مي آمد و بر کاهن القا مي نمود. از طرف خود کلماتي نيز به آن مي افزود، حق را با باطل مي آميخت. آنچه کاهن درست مي گفت، از اطّلاعاتي بود که شيطان از آسمان گرفته بود و آنچه اشتباه مي کرد، از مطالبي بود که شيطان بر آن افزوده بود. از زماني که شياطين از استراق سمع ممنوع شدند، ديگر کهانت از ميان رفت. در اين زمان شيطان ها به کاهنان وقايعي را که مردم با يکديگر گفت وگو مي کنند و جريان هايي که نقل مي کنند، مي رسانند. گاهي نيز شياطين به يکديگر وقايعي که در جاهاي دور اتّفاق افتاده است؛ از قبيل سرقت، قتل يا گمشده مي گويند، آنها نيز مثل انسان ها راستگو و دروغ گو هستند. »
پرسيد: چگونه شياطين به آسمان بالا مي روند و حال آنکه ايشان مانند مردمند در خلقت و کثافت و اگر چنين نبودند، چگونه براي حضرت سليمان (عليه السلام) عمارت ها مي ساختند و کارهاي دشوار مي کردند که فرزندان آدم از آنها عاجز بودند؟ حضرت فرمود: « ايشان اجسام لطيفه اند و غذاي ايشان نسيم است، به اين دليل، بي نردبان مي توانند به آسمان بالا بروند؛ در حالي که جسم سنگين نمي تواند بالا برود؛ مگر با نربان يا وسيله اي ديگر. »
گفت: اصل سحر از چيست؟ ساحر چگونه قدرت بر آن کارهايي که مي گويند، پيدا کرده است؟ فرمود: « سحر چند نوع است: يک نوع مانند علم طبّ است. همان طوري که پزشکان براي هر دردي دوايي دارند، ساحران نيز براي هر صحّت و آرامشي، بلا و فتنه اي دارند و براي هر عافيت و سلامتي، بيماري و گرفتاري اي و براي هر چيزي حيله اي انديشيده اند. نوع ديگر، تيز هوشي و سرعت عمل و شعبده بازي و سبک بالي است. يک نوع هم استفاده از شياطيني است که با آنها ارتباط دارند. گفت: شياطين چگونه بر سحر اطّلاع يافته اند؟ فرمود: از همان راهي که پزشکان به علم طبّ اطّلاع يافته اند. برخي از اطّلاعات به وسيله ي تجربه پيدا شده و برخي علاج و دوا است. »
پرسيد: درباره ي آن دو ملک به نام هاروت و ماروت که مردم مي گويند: آن دو به اشخاص سحر مي آموزند، چه مي فرماييد؟ فرمود: « آن دو وسيله اي براي آزمايش و امتحان هستند. تسبيح آنها چنين است: هر کس امروز چنين کند، چنان خواهد شد.
اگر به وسيله ي فلان چيز معالجه کند، چنان مي شود. انواع سحر مي آموزد، هرچه مي گويند؛ امّا آن دو ملک مي گويند: ما براي شما آزمايش هستيم. آنچه زيان بخش براي شماست و سودي ندارد، از ما نگيريد. »
گفت: آيا ساحر مي تواند به وسيله ي سحر، انسان را به صورت سگ و الاغ يا چيز ديگر در آورد؟ فرمود: « او ناتوان تر از اينها و عاجزتر است از آنکه تغييري در آفرينش خدا دهد. هر کس ترکيب صورتي که خدا قرار داده تغيير دهد، شريک اوست در آفرينش. خداوند منزّه است از اينکه شريکي داشته باشد.
اگر ساحر چنين قدرتي داشته باشد، بايد بتواند امراض، ناراحتي ها، سفيدمويي، فقر و گرسنگي را از خود برطرف نمايد. بزرگ ترين عمل ساحر سخن چيني است که موجب جدايي دو دوست و علاقه مند به يکديگر مي شود و سبب خون ريزي و خانه خرابي و رسوايي مي گردد. سخن چين بدترين فرد روي زمين است. نزديک ترين سخن ساحران به درستي، آن چيزهايي است که به منزله ي طبّ است ... » (8)
2. بناي شهري توسط اجنّه در زمان سليمان (عليه السلام) در اسپانيا

شعبي گفت: عبدالملک مروان مرا خواست و گفت:
موسي بن نصير به من نوشته است، خبر رسيده که شهري از مس وجود دارد که آن را حضرت سليمان (عليه السلام) بنا کرده و گويند سليمان (عليه السلام) به جنّيان دستور داد که آن را بنا کنند. پس جماعتي از جنّ اجتماع نموده، آن را بنا کردند و نوشته اند که: آن شهر از چشمه ي مس گداخته است که خداوند براي حضرت سليمان (عليه السلام) پديد آورد و آن قصر در بيابان اندلس ( اسپانيا ) است و گويند: گنج هايي که خداوند براي حضرت سليمان (عليه السلام) به وديعت گذارده، در آن است.
اکنون اجازه مي خواهم که به سوي آن قصر بروم مي گويند راه بسي دشوار است و جز با ساز و برگ و غذاي کافي، اين مسافرت طولاني را نمي توان طي کرد و هر کس تا کنون به قصد آن شتافته، دست به آن نيافته است؛ مگر « دارا ». اسکندر مقدوني پس از قتل دارا گفت: به خدا قسم همه ي اقاليم و نقاط زمين را زير پا گذاردم و اهل هر سرزمين پيش من سر تسليم فرود آوردند و هر محلّي را گشودم؛ مگر اين قسمت از « اندلس » را که پيش از من دارا به آن رسيده بود و بر من نيز لازم است که آهنگ آنجا کنم، تا از دست يافتن به جايي که دارا نسبت به رسيدن به آن اقدام کرده است باز نمانم. پس خود را براي رفتن به آنجا مهيّا کرد و يک سال تمام تهيّه ي کار ديد. چون آماده ي حرکت شد، به وي اطّلاع دادند که به علّت موانعي، رسيدن به آنجا مشکل است.
عبدالملک بن مروان به موسي بن نصير نوشت که براي رفتن به آنجا خود را مهيّا سازد. او نيز بدان جا شتافت و بعد از مراجعت، ماجراي آن را براي عبدالملک نگاشت. موسي بن نصير در پايان نامه نوشته بود:
چون روزها سپري شد و آذوقه ي ما به اتمام رسيد، به جانب درياچه ي پُر درختي رهسپار گشتيم و من به طرف ديوار شهر رفتم. ديدم برديوار شهر مطالبي به عربي نوشته اند. ايستادم و مشغول خواندن آن شدم و دستور دادم که آن را يادداشت کنند. آن نوشته اشعار زير بود:
حاصل معني اينکه: مردمي که در اين جهان ناپايدار مي خواهند هميشه بمانند، بدانند که اگر کسي در جهان جاويد مي ماند،
او سليمان بن داوود بود،
که چشمه ي مس گداخته براي او جاري گشت
و به جنّيان گفت: خانه اي براي من بنا کنيد که تا روز رستاخيز سالم بماند،
آنها هم کاخي ساختند که از عظمت سر به فلک مي کشيد.
سليمان (عليه السلام) گنج هاي روي زمين را در آن پنهان کرد تا روزي کشف شود؛ ولي بالأخره سليمان (عليه السلام) مُرد و در زير خاک پنهان شد.
اين ماجرا براي اين است که مردم بدانند زندگي دنيا فاني است و جز ذات بي زوال خداوند احديّت کسي باقي نيست تا زماني که از نسل عدنان و اولادهاشم، بهترين مولود به وجود آيد و خداوند او را با نشانه هاي مخصوص در نزد مردم جهان ممتاز گرداند. او اختيار دار مردم روي زمين است و جانشينان او نيز چنين هستند. آنها پيشوايان دوازده گانه و حجّت پروردگارند تا زماني که قائم آنها به فرمان خداوند قيام کند و اين هنگامي است که او را از آسمان به نام، صدا زنند.
چون عبدالملک اين نامه را خواند يا ( بنا بر روايتي ) طالب بن مدرک، فرستاده ي موسي بن نصير ماجرا را به وي گزارش داد. عبدالملک از محمّدبن شهاب زهري که در مجلس حضور داشت، پرسيد درباره ي اين موضوع عجيب، چه مي گويي؟ زهري گفت:
چنان مي بينم و چنين پندارم که جماعتي از جنّ، نگهبان شهر مزبور بوده و نمي گذاشتند کسي به آنجا دست يابد!
عبدالملک پرسيد:
درباره ي کسي که او را از آسمان به نام صدا کنند، اطّلاعي داري؟ گفت: يا اميرالمؤمنين! اين موضوع را نشنيده بيانگار! عبدالملک گفت: چگونه مي توانم چيزي که بزرگ ترين مطلب مورد احتياج من است نشنيده انگارم؟ آنچه در اين باره مي داني با صراحت هر چه تمام تر بگو! زهري گفت:
علّي بن الحسين (عليه السلام) به من خبر داد که: « اين شخص مهدي (عليه السلام) از فرزندان فاطمه (سلام الله عليها)، دختر پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) است ». عبدالملک گفت:
شما هر دو دروغ مي گوييد، اين مردي از ماست!! زهري گفت: من آن را از علّي بن الحسين (عليه السلام) نقل کردم اگر مي خواهي از وي جويا شو. مرا نبايد نگوهش کرد. اگر دروغ است، او گفته و اگر آنچه شما مي گوييد، درست باشد، دشمن نظر شما را تأييد کرده است. عبدالملک گفت:
من احتياج به پرسش از اولاد ابوتراب ندارم. اي زهري! آنچه را گفتي، مخفي بدار. مبادا کسي آن را از تو بشنود. زهري گفت: مطمئن باش به کسي نخواهم گفت! (9)
روايات ديگري را مي توان در جلد 14 « بحارالأنوار » و همچنين کتاب ارزشمند « حياة القلوب » جلد 2 مطالعه کرد.
پي‌نوشت‌ها:
1- سوره ي بقره (2)، آيه ي 102.
2- سوره ي ص (38)، آيات 36-38.
3- سوره ي سبأ (34)، آيات 12-13.
4- سوره ي اعراف (7)، آيه ي 137.
5- سوره ي نمل (27)، آيات 17-18.
6- همان، آيه ي 40.
7- سوره ي سبأ (34)، آيه ي 14.
8- الاحتجاج، ج 2، ص 339؛ بحارالأنوار، ج 10، ص 168، باب 13.
9- بحارالأنوار، ج 51، صص 166-165؛ الصّراط المستقيم، ج 2، ص135.

منبع مقاله :
مؤسسه فرهنگي موعود عصر (عجل تعالي فرجه الشريف)؛ (1390)، جنّ « مطالعات قرآني و روايي درباره ي جنّ » ، تهران: موعود عصر (عجل تعالي فرجه الشريف)، چاپ اوّل.



فرنوش آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
مادّي, اجنّه, حضرت, سليمان, شياطين, شدن, عهد


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3 هم اکنون 04:57 PM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2019 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.