صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > اخبار و مطالب عمومی و تخصصی | Public Discussions & News > تالار اخبار و اطلاعات عمومی > اخبار عمومی
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما


ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 12-12-2014   #1 (لينک اين پست)
سوپر مدير سايت
 
آواتار M!LAD
 
تاريخ عضويت: Oct 2013
محل سكونت: B.I.Khouzestan
سن: 24
اسم واقعی: M!LAD
پست ها: 35,832
تشكرها (از ديگران): 8,991
تشكر شده 24,718 بار در 13,424 پست
چوق (ثروتمند شماره 12): 6,051,918
پاداش داده شده 1,079 مرتبه
تاکنون 419 مرتبه با چوق تشکر کرده
تشکر شده با چوق 832 مرتبه
فعاليت Longevity
7/20 10/20
Today پست ها
ssss35832

ويترين جوايز


عکسهای خریداری شده
استقلال تهران بارسلونا ps3
فولاد خوزستان انار ساوه پرشین سون رئیس جمهور محبوب اونورسون(دکتر کریستی)
ماشین کوچولو سبز صنعت نفت گوجه سبز
آلبومهای مندوستان من گروههای من درباره من تقویم علایق من
پيش فرض درد و دل تامل برانگیز فرزند یک معلم زحمت کش دزفولی

از شب قبل من و داداشم با ذوق و شوق منتظر رسیدن فردا بودیم. مادر لباسهای بابا را اتو میکرد پدرم کفش هایش را واکس می زد و …
همه چیز آماده ی رفتن به مراسم تجلیل از بازنشستگان فرهنگی بود.
صبح بود پدرم سر و رویی صفا داد و راهی شد او را تا دم در همراهی کردیم من به داشتن همچین بابای مهربان،دلسوز،کم ادعا و زحمت کشی می بالم همیشه به او عشق می ورزم اما نمی دانم چرا این روزها که به تازگی بازنشسته شده دوست داشتنی تر شده. خاصه اینکه بعد از این همه سال خدمت صادقانه که من همواره شاهد آن در طول سالیان زندگی ام بودم و اینکه دیگر کسی سراغش را نمیگیرد بیشتر دلم میسوزد. وقتی صبح ها دیگر صدای رفتن او را به محل کار نمیشنوم از شما چه پنهان دلم می گیرد نه اینکه دوست داشته باشم در رنج و عذاب باشد نه! اما …
هر چه بود از برگزاری چنین مراسمی برای تجلیل از بازنشستگان بیشتر بخاطر او شاد بودم . بعد از گذشت چند ساعت فرجام صدای قفل در خبر از آمدن پدر می داد مشتاقانه به سویش رفتم لبخند همیشگی اش زینت بخش صورت پر ابهت و مردانه اش بود و آن نگاه مظلومانه و معصومانه اش که گاه آتش به قلبم می زد لابد می پرسید چرا ؟
در دست های مهربانش پوشه ی صورتی رنگی بود که برگه ی تجلیل و تقدیرش در آن جای گرفته بود و کارت هدیه ای ۳۰هزار تومانی که به محض ورود با شرمندگی و احترام آن را به مادرم تقدیم کرد.
نه باورم نمی شد برادرم دو،سه بار سوال کرد بابا ۳۰ هزار تومان یا ۳۰۰ هزار تومان و پدرم بوسه ای بر گونه اش نشاند که جان پدر پول که اهمیتی ندارد مهم این است که با سلامتی کنار هم هستیم و با سرافرازی اینهمه سال را گذرانده ایم و …
سخنانش مثل همیشه بدجور به دلم می نشیند اما نمی تواند قلب ملتهب مرا آرام کند آخر با چه محاسبه ای شاید طنز مادرم درست باشد که:
بچه ها سالی ۱۰۰۰تومان بد هم نیست ! فکر کنم دست و دل باز شده اند!
و بالاخره آن حرفی که همیشه ی خدا فرهنگیان را از پا درآورده را تکرار کرد : بالاخره ما زیادی هستیم نه ببخشید زیادیم دیگر بودجه نمیرسد بیشتر از اینها و …
و آیا به واقع این حق تقدیر از کسانی است که عمر خود را برای خدمت در راه آموزش و پرورش فرزندان ایران عزیز صرف کرده اند ؟!
بگذریم ؛ بله بگذریم وقتی پدر بعد از آن همه سال کار و تلاش بی توقع و ساده می گذرد باید من هم بی توقع باشم اما نمی دانم چرا دلم می سوزد … :
برای مادرم که باید چند سال دیگر اینگونه از دست های زحمت کشش تقدیر شود …
دلم می سوزد برای برادرم برای خلوت و تفکرات کودکانه اش در این باب …
دلم می سوزد برای بچه های سرزمینم که معلمانشان اینگونه به جُرم زیادی حتی در مراسم تقدیر هم تحقیر می شوند …
دلم می سوزد برای وطنم که بودجه ای برای متصدیان آموزشش ندارد …
دلم می سوزد برای تمام شیر زنان و غیور مردان سرزمینم که چه خالصانه وظیفه سنگین تعلیم و تربیت فرزندان ایران را به دوش می کشند …
دلم می سوزد برای معلم عزیز بروجردی که چندی قبل از میان ما چه مظلومانه پرگشود و رفت …
دلم می سوزد برای همه !
برای همه ی همه ی همه
با آرزوی موفیت و سربلندی برای تمام معلمان سرزمینم …


ثبت نام و کسب امتیاز
__________________
M!LAD آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
فرزند, معلم, کش, برانگیز, تامل, دل, درد, دزفولی, زحمت


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3 هم اکنون 12:37 PM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2019 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.