صفحه اصلی - فروم پرشین سون

بازگشت   PersianSeven Forums > تالارهای علمی و مهندسی | Science and Engineering > انجمن مهندسی پرشين سون > مهندسی نساجی
پورتال پرشين راهنمایی جــوایز IShop وبلاگ پرشین تماس با ما


ارسال مبحث جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک حالت نمایش
قدیمی 06-14-2011   #1 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار مونـا
 
تاريخ عضويت: Aug 2009
پست ها: 10,949
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 6 بار در 6 پست
چوق: 10,000
فعاليت Longevity
0/20 17/20
Today پست ها
ssss10949

عکسهای خریداری شده
Arrow الياف پليمري طبيعي


از لحاظ تجاري ، احتمالا الياف پليمري مهمترين نوع از الياف باشند. اين الياف داراي گستره ي كاربرد وسيعي هستند. دو گروه عمده از الياف پليمري وجود دارند :

1) الياف پليمري طبيعي
2) الياف پليمري مصنوعي

الياف طبيعي از منابع مانند پنبه، سيسال، كنف ومنابع حيواني مانند پشم، ابريشم و... بدست مي آيند. الياف طبيعي موجود در طبيعت عمدتا پليمري هستند. به هر حال، تعدادي از الياف طبيعي نيز وجود دارند كه از سنگ بدست مي آيند. اين الياف از جنس مينرال هستند وبنابراين مي توان آنها را جزء الياف سراميكي در نظر گرفت.

نمونه هايي از اين نوع الياف عبارتند از آزبست (پنبه نسوز) وبازالت. در اين قسمت ما به معرفي الياف پليمري طبيعي مي پردازيم. ما در ابتدا به طور خلاصه مباحث مقدماتي پليمرها را مي گوييم وسپس الياف پليمري طبيعي را معرفي مي كنيم. در ادامه ودر بخش هاي بعدي الياف پليمري مصنوعي را معرفي مي كنيم. اين الياف پيشرفت شگرف صنعت الياف در نيمه ي دوم قرن بيستم هستند. گستره ي وسيعي از الياف پليمري طبيعي وجود دارند. كه اين الياف داراي كاربردهاي تجاري گسترده اي هستند. اكنون بيشتر تلاش هاي تحقيقاتي در اين زمينه برروي بدست آوردن ابريشم از عنكبوت ها تمركز يافته است. ايده اي كه در اينجا وجود دارد اين است كه بايد فرآيند، ساختار وخواص الياف ابريشم بررسي گردد. الياف ابريشم اليافي محكم وسفت هستند كه در ادامه به آن مي پردازيم.

حجم مصرف ساير الياف طبيعي مانند پنبه، كنف، سيسال، رامي و... در كاربردهاي صنعتي وغير صنعتي بالاست. كه علت اين امر خصوصيات فراوان اين الياف از جمله نرمي ولطافت پنبه مي باشد همچنين حقيقتي كه در اين ميان باعث افزايش مصرف وتوليد اين الياف شده است اين است كه آنها از منابع بازگشت پذير توليد مي شوند. عيب عمده ي اين الياف تغييرات گسترده در خواص فيزيكي، شيميايي ومكانيكي آنهاست.
در ابتدا براي آنكه ديد بهتري نسبت به موضوع پيدا كنيم بهتر است راجع به ساختار مواد پليمري صحبت كنيم وبه طور نمونه برخي از ويژگي هاي مهم مربوط به زنجيره هاي ماكرو ملكولي پليمري رابيان مي كنيم. اين ويژگي ها گاها در نقطه ي مقابل سراميك و فلزات قرار دارد.



ساختار و خواص پليمرها :

پليمرها چه طبيعي باشند يا مصنوعي بوسيله ي ساختار با زنجيره هاي طويل مشخص مي شوند. ملكول هاي بزرگ تشكيل دهنده ي پليمرها ماكرو ملكول ( macro molecules ) ناميده مي شوند . اين ماكرو ملكول ها از واحدهاي سازنده ي كوچك ساخته شده اند و پليمر هنگامي توليد مي شود كه تعداد زيادي از اين واحدهاي سازنده (مونومر) باهم تركيب شوند وزنجيره پديد آيد. ما در زير تعدادي از گروه هاي پليمري را معرفي كرده وساختار و برخي از ويژگي هاي مهم آنها را بيان مي كنيم.

طبقه بندي پليمرها :

پليمرها را به روش هاي مختلفي مي توان طبقه بندي كرد. يكي از راههاي ساده براي طبقه بندي پليمرها براساس فرآيند توليد آنها استوار است. دونوع مهم از فرآيند هاي پليمريزاسيون وجود دارد:


1) پليمريزاسيون تراكمي ( condensation polymerization )

در اين فرآيند پليمريزاسيون يك پليمريزاسيون مرحله به مرحله و تدريجي رخ مي دهد وپس از واكنش مونومر ها با يكديگر ودر هر مرحله يك ملكول ساده كه در اكثر موارد آب است پديد مي آيد. اين ملكول توليدي محصول فرعي فرآيند پليمريزاسيون است.
2) پليمريزاسيون افزايشي ( addition polymerization )

در اين فرآيند پليمريزاسيون بدون توليد محصول جانبي اتفاق مي افتد. اين نوع پليمريزاسيون عموما در حضور كاتاليزور انجام مي شود.


طبقه بندي ديگر پليمرها براساس نحوه ي رفتار پليمر در هنگام حرارت دادن آن پايه گذاري شده است. يك پليمر ترموپلاست ( thermoplastic polymer ) در هنگام حرارت ديدن نرم مي شود. بسياري از پليمرهاي خطي اين گونه عمل مي كنند. اين گونه پليمرهاي ترموپلاست را مي توان بوسيله ي روش هاي تشكيل از فاز مايع ( liquid flow forming methods ) توليد كرد. مزيت اين پليمرها قابليت بازيافت آنهاست. مثال هايي از پليمرهاي ترموپلاست عبارتند از پلي اتيلن سبك وسنگين، پلي استيرن، پلي متيلن متا اكريلات ( PMMA ) و.... هنگامي كه پليمر در ساختار خود داراي پيوند عرضي باشد وتشكيل حالت شبكه اي بدهد با حرارت ديدن نرم مي شوند. اين پليمرها كه در ساختار خود پيوند عرضي دارند، پليمرهاي ترموست ( thermosetting polymer ) ناميده مي شوند.
هنگامي كه يك پليمرترموست را حرارت دهيم، تجزيه مي گردد. مثال هايي از پليمرهاي ترموست عبارتند از اپوكسي، فنوليك، پلي استرو...







مونـا آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
قدیمی 06-14-2011   #2 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار مونـا
 
تاريخ عضويت: Aug 2009
پست ها: 10,949
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 6 بار در 6 پست
چوق: 10,000
فعاليت Longevity
0/20 17/20
Today پست ها
ssss10949

عکسهای خریداری شده
Arrow

همچنين ما مي توانيم پليمرها را براساس ساختارشان نيز طبقه بندي كنيم واحد سازنده ي اساسي يك پليمر زنجيره هاي انعطاف پذيرند (a-1) هنگامي كه نظم مولكولي پر دامنه وجود داشته باشد وزنجيره هاي پليمري انعطاف پذير به صورت رندوم باشند، ما ساختار آمورف داريم اين چنين پليمري يك پليمر آمورف ( amorphous polymer ) ياشيشه اي ( slassy polymer ) ناميده مي شود. در شرايط معين مي توان پليمرهاي نيمه كريستالين يا كريستالين توليد كرد. حالت كريستالين لايه اي هنگامي كه مذاب يك پليمر كريستالي مانند يك پليمر خطي به طور خيلي آهسته سرد گردد، بدست مي آيد. كريستال هاي تكي صفحه اي مانند نيز از ته نشين كردن پليمر از محلول آبكي بدست مي آيد. در اين لايه ها، زنجيره هاي طويل ملكولي به صورت منظم ( همانگونه كه در شكل b-1 ديده مي شود) برروي هم قرار گرفته اند. تعداد زيادي از اين بخش هاي لايه اي كريستالين مي توانند با هم به صورت يك گروه در آيند اين گروه هامتمركز اسفرلايت ( spherulites ) ناميده مي شوند.


براساس نوع واحدهاي تكرار شونده نيز مي توان پليمرها را طبقه بندي كرد. يك هموپليمر ( homo polymer ) داراي واحد تكرار شونده ي يكسان است. كوپليمرها پليمرهايي هستند كه داراي بيش از يك نوع مونومر ( واحد سازنده ) هستند. اگر مونومرهاي در يك پليمر به صورت رندوم در طي زنجيره قرار گرفته باشند اين كوپليمر، كوپليمر منظم يا رندوم ( regular or random copolymer ) ناميده مي شود. به عبارت ديگر اگر رشته اي از يك نوع مونومر به رشته اي ديگري با مونومر متفاوت متصل باشد اين كوپليمر، كوپليمر نوع بلوك ( block copolymer ) ناميده مي شود. اگر زنجيره ي اصلي پليمر از يك نوع پليمر و زنجيره هاي فرعي از نوع ديگري از مونومر تشكيل شده باشند، اين كوپليمر، كوپليمر گرافت ( graft copolymer ) ناميده مي شود.

در ادامه ما به معرفي برخي از خواص مهم پليمرها مي پردازيم.
درجه كريستالينيتي :

برخلاف سراميك ها وفلزات، توليد يك پليمر با درصد كريستالينيتي 100 درصد بسيار مشكل است. در عمل بسته به نوع پليمر، وزن ملكولي ودماي كريستالينيتي، مقدار كريستالينيتي در يك پليمر نيمه كريستالين مي تواند گستره ي 30% تا 90 باشد. تحت شرايط خاص مانند توليدي بوسيله ي الياف پلي اتيلن، درجه ي كريستالينيتي مي تواند تا 98% برسد واين در حالي است كه مي توان الياف پلي دي استيلن ( polydiacetylenes ) تك كريستالين بوسيله ي پليمريزاسيون حالت جامد توليد كرد. ناتواني در توليد ساختار كاملا كريستالي عمدتا به دليل ساختار زنجيره اي بلند پليمر است.

بخش هاي در هم گير افتاده و پيچيده از زنجيره ها كه در بين نواحي كريستالين گير افتاده اند هرگز فرصت آرايش ثانويه براي توليد يك پليمر كاملا كريستالي را پيدا نمي كنند. ساختار ملكولي همچنين يكي از عوامل مؤثر بر روي رفتار كريستاليزاسيون است. ملكولهاي خطي كه گروه هاي جانبي كوچك دارند ويا گروه جانبي ندارند، به آساني كريستالي مي شوند. ملكولهاي شاخه دار با گروه هاي جانبي بزرگ به آساني كريستاليزه نمي شوند. براي مثال پلي اتيلن خطي با دانسيته بالا ( liner high-density polyethylene ) مي تواند تا 90% كريستالي شود در حالي كه پلي اتيلن شاخه دار تنها مي تواند تا حدود 65% كريستالي شود. عموما استحكام وسفتي پليمر با افزايش درجه كريستالينيتي پليمر افزايش مي يابد.

جرم ملكولي :

پليمرها از لحاظ ساختاري بسيار پيچيده تر از فلزات وسراميك ها هستند يكي از مظاهر اين پيچيدگي پارامتر وزن ملكولي ( molecular weight ) يا به طور صحيح تر جرم ملكولي ( molecular mass ) است. جرم ملكولي يك پليمر يكي از مشخصه هاي مهم آن است. هرملكولي داراي جرم ملكولي خاصي است. جرم ملكولي تركيبات معمولي براي بسياري از اهداف زياد مهم نيست اهميت اين پارامتر در مورد پليمرها از ساختار زنجيره اي آنها منشأ مي شود. زنجيره هاي ملكولي موجود در يك پليمر مي توانند جرم هاي ملكولي متفاوت داشته داشته باشند. حتي در مورد زنجيره هاي پليمري ساده مانند پلي اتيلن مي توانيم گستره ي وزن ملكولي بالا، مرفولوژي ساختاري وخواص متفاوت داشته باشيم. عموما، خواص مكانيكي مانند استحكام با افزايش جرم ملكولي بهبود مي يابد. اين مسئله تاجايي ادامه مي يابد و از آن به بعد ثابت مي شود.
نقطه ذوب و دماي انتقال به حالت شيشه اي (Tg ) يك ماده ي خالص وكريستالي داراي نقطه ذوب ( melting point ) معيني است. نقطه ذوب، دمايي است كه در آن نظم كريستالي به طور كامل در اثر گرما تخريب شوند. يك چنين انتقال فازي در مواد آمورف رخ نمي دهد.







مونـا آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
قدیمی 06-14-2011   #3 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار مونـا
 
تاريخ عضويت: Aug 2009
پست ها: 10,949
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 6 بار در 6 پست
چوق: 10,000
فعاليت Longevity
0/20 17/20
Today پست ها
ssss10949

عکسهای خریداری شده
Arrow

به هر حال يك ماده ي آمورف را مي توان با شاخصي به نام دماي انتقال به حالت شيشه اي ( glass transition temperature)

شكل 2 منحني حجم ويژه ( volume / unit mass: specific volume ) براساس دما براي يك ماده ي آمورف و يك پليمر نيمه كريستالاپن نشان داده شده است. هنگامي كه يك پليمر مايع سرد شود، منقبض مي شود. انقباض به دليل كاهش تحريك وجنس گرمايي ملكولها وكاهش فضاي آزاد رخ مي دهد. به عنوان مثال ملكولها هنگامي كه آزاد هستند، فضاي بيشتري اشغال مي كنند. در مورد پليمر هاي آمورف، اين انقباض ادامه مي يابد تا دما به زير نقطه ذوب پليمر كريستالي ( Tm ) برسد. در اين حالت پليمر مايع فوق سرد شده به خاطر ويسكوزيته بالايش به حالت جامد در مي آيد. اگر چه در اين مكان تغيير شيب شديدي مانند نقطه ذوب اتفاق نمي افتد، مي توانيم اين نقطه را دماي انتقال به حالت شيشه اي (Tg ) بناميم. واژه هاي شيشه ( glass ) و آمورف ( amorphous ) مكررا به جاي هم استفاده مي شوند.


بيشتر شيشه هاي غير آلي بر پايه ي سيليس هستند برخي از آلياژهاي فلزي را مي توان در حالت شيشه اي توليد كرد. اين مسئله هنگامي امكان پذير است كه سرعت سرد كردن بالا باشد. در مورد پليمر هاي آمورف ما ساختاري شيشه اي از ملكولهاي آلي بوجود آورده ايم. در مورد مواد جامد كريستالي دماي تبديل به حالت شيشه اي (Tg ) با دماي ذوب يكسان است. بسياري از خواص فيزيكي ( مانند ويسكوزيته، ظرفيت گرمايي، مدول الاستيكي، ضريب انبساط و...) به طور ناگهاني در دمايTg تغيير مي كند براي مثال پلي اتيلن Tg در حدود 100 درجه سانتيگراد دارد وبنابراين در دماي اتاق حالت صلب دارد. رابرها دارايTg حدود 75- درجه سانتيگراد دارند وبنابراين در دماي اتاق حالت انعطاف پذير دارند.
Tg پليمر ها به ساختار شيميايي آنها بستگي دارد.

اگر يك پليمر داراي زنجيره ي اصلي صلب ويا گروه هاي جانبي بزرگ باشد، Tg آن از حالتي كه پليمر داراي زنجيره ي اصلي صلب نيست ويا گروه جانبي بزرگ ندارد، بيشتر است. در جدول 1 عدد Tg را براي برخي از مواد پليمري معمولي مي بينيد.





دماي تبديل به حالت شيشه اي ( Tg ) يكي از خصوصيت هاي مواد با ساختار شيشه اي، پليمرهاي آلي، شيشه هاي غير آلي بر پايه ي سيليس وحتي شيشه هاي فلزي است.
به هر حال مقدارTg براي شيشه هاي غير آلي چند صد درجه سانتيگراد از Tg پليمرهاي آلي بيشتر است. علت اين امر تفاوت در نوع پيوند وميزان جهت دار بودن در پليمرهاي آلي وشيشه هاي برپايه ي سيليس داراي پيوندهاي كوالانسي ويوني است وهمچنين بسيار جهت دار است. اين مسئله باعث مي گردد تا پايداري گرمايي آنها از پليمرها بيشتر باشد در واقع پيوندهاي مواد پليمري از نوع كوالانسي است وهمچنين جهت دار بودن آنها نيز كمتر است. Tg پليمرها با افزايش جرم ملكولي پليمر افزايش مي يابد. اين مسئله بدين خاطر است كه ملكولهاي بزرگ تر، تحرك كمتري دارند. ودر نتيجه دماي بالاتري نياز است تا انرژي لازم جهت حركت زنجيرها فراهم گردد. بيشتر بودن پيوندهاي عرضي همچنين حركت زنجيرها رابا مشكل روبرو مي كند. ودر نتيجه دماي تبديل به حالت شيشه اي بالاتر مي رود. به عبارت ديگر، گستره ي دماي تبديل به حالت شيشه اي يك پليمر بوسيله ي گستره ي جرم ملكولي آن تعيين مي گردد. اين مسئله بسيار مهم مي باشد زيرا در اكثر موارد پليمر داراي گستره ي دمايي به جاي دماي تبديل به حالت شيشه اي دارد.و Tg آن يك عدد ثابت نيست.
رفتار مكانيكي پليمرها :

پليمرهاداراي خواص تنش- كرنش متفاوتي هستند. يكي از خواص پليمرها كه بطور محسوس از فلزات وسراميك ها متفاوت است، خواص مكانيكي آنها ووابستگي زياد آنها به دماوزمان است. يك الاستومر( elastomer ) يا پليمر رابر مانند ( rubbery polymer ) داراي نمودار تنش- كرنش غير خطي است.
خاصيت ارتجاعي بسيارعالي كه رابرها از خود نشان مي دهند به علت آن است كه اين مواد به خاطر داشتن ساختار پيچيده پس از برداشته شدن نيروي اعمالي برآنها دوباره حالت ابتدائي را بدست مي آورند .




مدول الاستيك پليمرها وابستگي بسيار بيشتري نسبت به فلزات وسراميك ها با دما دارند. شكل3 نشان دهنده ي تغيير مدول الاستيك يك پليمر با دماست. همچنين رابطه ي افزايش كريستالينيتي رانيز نشان داده است. با افزايش درجه ي كريستالينيتي ناحيه ي تپه مانند رابري افزايش مي يابد. در دماهاي زير نقطه ي Tg ، پليمر سخت است وعدد مدول الاستيك به صورت نمونه وار 5 گيگا پاسكال است. در بالاي دماي Tg ،عدد مدول الاستيك به طور عمده افت مي كندو پليمر رفتار رابري از خود نشان مي دهد. يكي ديگر از جنبه هاي مهم پليمرها مربوط مي شود به اثرات وارده بر پليمر از طرف محيط. پليمرها در دماهاي نه زياد بالا ودر حضور رطوبت تخريب مي شوند. جذب رطوبت از محيط باعث مي شود پليمر متورم گردد. و در همين حين دماي تبديل به حالت شيشه اي آن نيز كاهش مي يابد. هنگامي كه پليمرها درتابش اشعه ي فرابنفش قرار گيرند، تخريب مي شوند. در واقع با تابش اشعه ي فرابنفش برخي از زنجيره هاي پليمري قطع مي شود.


مونـا آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
قدیمی 06-14-2011   #4 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار مونـا
 
تاريخ عضويت: Aug 2009
پست ها: 10,949
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 6 بار در 6 پست
چوق: 10,000
فعاليت Longevity
0/20 17/20
Today پست ها
ssss10949

عکسهای خریداری شده
پيش فرض

لياف پليمري طبيعي از منابع حيواني وگياهي بدست مي آيند در ادامه توصيف كوتاهي از اين الياف ارائه مي كنيم الياف بدست آمده از حيوانات ( animal kingdom fibers )
الياف بدست آمده از حيوانات ( animal fibers ) در اصل از برخي انواع پروتيئن ها ساخته مي شوند. كلاژن ( collagen ) كه يك نوع ماده كريستالين است فيبر ساختاري پايه اي در الياف بدست آمده از حيوانات است. اين ماده تقريبا در همه ي حيوانات وجود دارد. معمولا اين ماده يكي از اجزاي يك نوع بافت اتصال دهنده ي پيچيده است. ساختار اين ماده بر پايه ي آرايش حلزون مانند سه پلي پپتايد ( poly peptides ) بوجود آمده است كه اين ساختار بوسيله ي پيوندهاي هيدروژني داخل زنجيره اي پايدار شده است.


اين سه پلي پپتايد حلزوني با يك بخش ديگر تشكيل ساختار حلزوني ثانويه اي مي كنند كه باعث مي گردد ساختار فنرمانند تشكيل گردد. اين ساختار شبيه يك طناب تافته شده با سه نخ است كه هرنخ آن يك زنجيره ي پلي پپتايد است.
تمام اليافي كه از حيوانات بدست مي آيند كريستال هاي پروتيئني هستند كه در امتداد محور فيبر كشيده شده اند. كريستال هاي پروتيئن در يك زمينه ي پليمري جاي گرفته اند. بنابراين تشكيل يك كامپوزيت طبيعي مي دهند. كراتين ( keratin ) نام عمومي براي محصولات پروتيئني فيبري است اين محصولات در سلولهاي جداره ي بيروني ستون فقرات وجود دارند. موي انسان يك فيبر پليمري طبيعي است كه همه ي ما با آن آشناييم.
موي انسان يك كراتين مربوط به پستانداران ( mammalian keratin ) است وبه دليل قطر كوچكش، بسيار انعطاف پذير است.


به عبارت ديگر شاخ ( horn )، سم ( hoof ) وپر ( quill ) داراي كراتين سفت هستند. اين مواد نيز جزء كامپوزيت هاي اليافي هستند. مثال هاي ديگر از الياف بر پايه ي پروتيئن عبارتند از:
پشم ( wool ) و الياف بدست آمده از پيله ي كرم ابريشم مانند ابريشم. پشم نوعي ليف پليمري است كه از گوسفند بدست مي آيد. الياف پشم عموما قطري برابر 20-50 ميكرو متر دارند. جزء اصلي پشم نيز از كراتين ساخته شده است. كرنش شكست پشم 30% است. ومانند پنبه، پشم نيز رطوبت را به خود جذب مي كند. اين ميزان جذب بيش از يك سوم وزني پشم است. پشم را به آساني مي توان به رنگ هاي مختلف در آورد ( رنگ رزي آن آسان است.)


پشم داراي غشاء بيروني است. اين غشاء كه اپيكوتايل نام دارد غشائي آب گريز است. همه ي اين خواص موجب مي شود تا پشم يكي از الياف بسيار مناسب ومتداول براي تهيه پوشاك باشد. الياف پشم مانند اكثر الياف طبيعي بر پايه ي پروتيئن سطحي فلس مانند دارد. اين مسئله باعث پديد آمدن اثر اصطكاكي جهت دار مي شود. در واقع هنگامي كه در جهت خلاف فلس ها حركت كنيم اصطكاك از زماني كه در جهت آن حركت كنيم بيشتر است. حركت در جهت خلاف فلس ها به خاطر زبري بيشتر سخت تر است. علاوه بر استفاده هاي پوشاكي ، پشم كاربردهايي در ساخت پتو، مواد عايق، لوازم منزل( upholstery )، فرش وقاليچه ونمد دارد. ساير الياف پشم مانند نيز از حيواناتي شبيه بز، شتر و... گرفته مي شود. البته اين نوع الياف پشم مانند عموما جزء مو حساب مي شوند. موي يك نوع بز به نام آنگورا ( Angora goat )، موهير ( mohair ) ناميده مي شود.

همه ي الياف طبيعي بدست آمده از حيوانات داراي يك جزء پروتيئني مانند كلاژن ( collagen )، كراتين ( keratin ) يا فيبروين ( fibroin ) هستند. فيبروين يك جزء فيبري است كه در الياف ابريشم وجود دارد. واحد ساختاري پايه در يك پروتيئن آمينواسيد است. ( شکل 1 )
عامل (H2N ) يك گروه آميني ( amino group ) است. ( Co2H )نيز يك گروه اسيدي است. R نيز يك گروه جانبي است. گروه هاي آميني واسيدي واكنش مي دهند ويك اتصال آميد ( amide ) با فرمول ( CoNH ) ايجاد مي كنند. تفاوت مشخص مواد فيبري بر پايه ي پروتيئن باهم در اين است كه در آمينواسيدهاي مختلف گروهR متفاوت است.
الياف ابريشم :

الياف ابريشم در ابتدا در كشور چين توليد شد واز آنجا به كشورهاي ژاپن، هند وايران آمد وسرانجام به اروپا وارد شد. بافته هاي ابريشمي در طي قرن هاي متمادي پربها وارزشمند بوده اند زيرا فيبر ابريشم محكم، كشسان، نرم وقابل رنگرزي هستند. بافته هاي ابريشمي به گونه اي در جهان گسترش يافته اند كه جزئي از سنت هاي اجدادي مردمان سراسر دنيا شده اند. الياف ابريشمي جزء الياف لوكس و گرانبها هستند واز آن براي تهيه ي لباسهاي تشريفاتي مانند كيمونوي ژاپني وساري هندي استفاده مي شود.

اگر چه در برخي از كاربردها، الياف مصنوعي جايگزين الياف ابريشمي شده اند، هنوز هم ابريشم جايگاه خود را تهيه ي لباس هاي لوكس و گران قيمت حفظ كرده است. الياف ابريشمي محصول ترشح غدد ريسندگي ( spinning glands ) گروه متنوعي از حشرات و عنكبوت هاست. غدد ريسندگي در حشرات مختلف انواع مختلفي ابريشم توليد مي كنند. اما ويژگي مشترك همه ي الياف ابريشمي توليدي از حشرات اين است كه همه ي آنها از جنس پروتيئن هستند و داراي فيبروين ( fibroins ) هستند. اگرچه حشرات مختلفي ابريشم توليد مي كنند اما تنها ابريشم توليدي از دو گونه پروانه( بيد) به نام هاي علمي بومبيكس موري ( bombyx mori ) و آنترا پرني ( antheraea pernyi ) در كاربردهاي پوشاك استفاده مي شود. از بين اين دو نوع ابريشم توليدي بوسيله ي اين دو گونه پروانه ( بيد) نوعي كه بوسيله ي كرم ابريشم بوميكس موري ترشح مي شود، مهم تر است.



براي سال هاي متمادي پرورش كرم ابريشم به عنوان يك صنعت پايدار و سودده مطرح بود در پرورش كرم ابريشم، كرم بوسيله ي برگ درخت توت ويا بلوط تغذيه مي شود. كرم ابريشم داراي دو كيسه ي فيبروين است. ( فيبروين نوعي پروتيئن كريستالين است.) در فرآيند توليد الياف ابريشم، كرم ابريشم خود را به يك شاخه ي نازك مي چسباندو بواسطه ي حركات ماهيچه اي فيبروين را يك سوراخ به بيرون مي فرستد. الياف ابريشم ( توليدي بوسيله ي كرم ابريشم يا عنكبوت ) داراي ساختاري پيچيده است. اين ساختار پيچيده بدين گونه است كه دو رشته ي فيبروين بوسيله ي يك ماده ي چسبناك به نام سريسين ( sericin ) در بر گرفته مي شوند. اين ماده ي چسبناك ( سريسين ) معمولا پيش از تبديل فيبرها به نخ از آنها جدا مي شود.

زنجيره هاي پروتيئني طويلكه الياف را تشكيل مي دهند شامل آمينو اسيدها مي شوند ( به طور دقيق تر 44 درصد آنها گليسين (glycine ) و 30 درصد آلانين ( alanine ) ) انسان براي ساخت وسايل ومواد جديد نيازمند مطالعه ي طبيعت دارد ازاين رو علاقه به تحقيقات در زمينه ي انواع متنوع الياف ابريشمي مانند الياف بدست آمده از عنكبوت زياد شده است. در واقع مطالعه در زمينه ي فرآيند وميكرو ساختار الياف ابريشمي بدست آمده از عنكبوت زمينه ي تحقيقاتي مناسبي است. هنگامي كه يك عنكبوت تار مي تند، مايع با قابليت حل شدن در آب به الياف ابريشم جامد با قابليت حل نشدن در آب تبديل مي شود. مكانيزم عمل چنين تبديلي هنوز به طور كامل شناخته نشده است. اما ظاهرا مولكولهاي زنجيره ي پلي پپتيدي ( poly peptide ) آرايش خود را تغيير مي دهند.


در مورد كرم ابريشم اين مسئله فهميده شده است كه اين فرآيند به طور ساده در هنگام كشش زنجيره اتفاق مي افتد. علت علاقه مندي در جهت شناخت فرآيند توليد الياف در عنكبوت اين است كه عنكبوت ها انواع مختلفي از الياف ابريشمي را توليد مي كنند. اين الياف داراي خواص مكانيكي فوق العاده اي هستند ودر دماي محيط وبا حلال آبكي توليد مي شوند وهمچنين زيست سازگار پذير هستند. فرآيند توليد الياف ابريشمي بوسيله ي عنكبوت ها در مقايسه با فرآيند توليد الياف آراميدي مانند كولار ( Kevlar ) كه نيازمند حلال هاي خاص دارد، بسيار ساده تر است. مثلا در فرآيند توليد كولار نيازمند استفاده از اسيد سولفوريك دودكننده داريم. ازاين رو علاقه مندي زيادي براي پي بردن به نحوه ي توليد و ريز ساختار الياف ابريشمي توليدي بوسيله ي عنكبوت وجود دارد.


مونـا آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
قدیمی 06-14-2011   #5 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار مونـا
 
تاريخ عضويت: Aug 2009
پست ها: 10,949
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 6 بار در 6 پست
چوق: 10,000
فعاليت Longevity
0/20 17/20
Today پست ها
ssss10949

عکسهای خریداری شده
Arrow

الياف گياهي ( vegetable fibers ) :


در حقيقت گياهان يكي از منابع بزرگ تامين كننده ي الياف هستند. مزيت بزرگ اين الياف، ارزان بودن آنهاست. الياف سلولز در شكل هاي مختلف: پنبه، كتان ( flax )، كنف هندي ( jute )، كنف شاهدانه ( hemp )، سيسال ( sisal )، رامي ( ramie ) و... وجود دارد. اين گونه الياف در صنعت پوشاك استفاده مي شوند در حالي كه چوب وپوشال در صنعت كاغذ مصرف دارند. در ادامه به طور خلاصه به معرفي برخي از الياف گياهي مهم مي پردازيم.
الياف گياهي را مي توان از بخش هاي مختلف گياه پايه بدست آورد.

مثلا الياف پنبه و كاپوك ( kapok ) از بخش پنبه دانه ( بخش دانه دار) گياه بدست مي آيد وكتان وكنف از ساقه وپوست درخت بدست مي آيند همچنين سيسال وپينا ( pina ) جزء الياف بدست آمده از بخش برگ گياه هستند. اين الياف داراي وظايف متنوعي در گياه مادر هستند. در اغلب موارد اين الياف وظيفه ي تقويت كردن ساقه وبرگ هاي گياه را برعهده دارند. در هنگام اعمال طوفان وبادهاي شديد اين الياف بارها از گياه مواظبت مي كنند. در برخي گياهان الياف با ايجاد يك لفاف از بذر گياه محافظت مي كنند مانند پنبه دانه.

جزء اصلي هر فيبر گياهي سلولز ( cellulose ) در اغلب موارد سلولز به صورت اجزاي رشته اي و محكم تشكيل مي شود اين فيبرهاي سلولزي در اكثر موارد به صورت كامپوزيتي طبيعي تشكيل مي شوند. مثلا چوب كامپوزيتي از الياف سلولزي با ماده اي به نام ليگنين ( lignin ) هست. همچنين الياف پنبه داراي 80-85 درصد سلولز هستند.
الياف ديگر مانند رامي، كنف شاهدانه، كنف هندي، كتان وسيسال بين 65-70 درصد سلولز دارند. سلولز از سه عنصر كربن، هيدروژن واكسيژن تشكيل شده است. فرمول عمومي سلولز C6H 10O 5 است ويك ماده ي كريستالين است. براي بدست آوردن واطمينان از اين مسئله مي توان از تكنيك تفرق اشعه ي ايكس بهره برد.
يك پليمر آمورف هالداي پراكنده تشكيل مي دهد. اين هالدي پراكنده نشان دهنده ي عدم وجود نظم در آرايش اتم هاست. همچنين ممكن است در ناحيه ي آمورف تعدادي خطوط همتراز مربوط به زنجيره ها وجود داشته باشد. الگوي تفرق اشعه ي ايكس يك پليمر با كريستالينيتي بالا نقاط منظم يا حلقه هاي منظمي را نشان مي دهد. اين نقاط ويا حلقه هاي منظم نشان دهنده ي قرارگيري منظم در يك تك كريستال است.






بعضي اوقات نقاط گسسته حالت رگه مانند ياقوس پيدا مي كنند؛ كه علت آن انطباق ترجيحي زنجيره هاي پليمري است. حلقه هاي منظم با فاصله ي مناسب نشاندهنده ي يك ناحيه ي كريستالين و رندوم است. شكل 1الگوي تفرق اشعه ايكس الياف سيسال را نشان مي دهد. اين الگو بوسيله ي روش دبي شرر تهيه شده است. قوس هاي موجود در اين الگوي تفرق نشاندهنده ي سلولز طبيعي و كريستالين است كه بخش عمده ي سيسال را تشكيل داده است. علاوه بر سلولز، الياف گياهي داراي مقادير زيادي از ساير مواد شيميايي مانند ليگنين ( lignin )، همي سلولز ( hemicelluloses )، پكتين ( pectin )، رزين، مواد معدني، چربي وواكس ( wax ) هستند. پس از جداسازي الياف از گياه، آنها را در برخي محلولها قرار مي دهند تا همي سلولز، ليگنين و... از آنها جدا گردد. ليگنين وديگر مواد غير سلولزي مربوط به ديواره ي سلولي هستند.


وحضورشان در فيبر موجب كاهش كيفيت فيبر مي گردد. مواد غير سلولزي را نمي توان به آساني از الياف جدا كرد. عموما جداسازي آنها گران است واز اين رو به طور كامل از الياف جدا مي شوند. ويژگي مهم الياف گياهي توانايي آنها در جذب رطوبت از اتمسفر است. اين الياف درصد بالايي رطوبت جذب مي كنند. اين مسئله به خاطر اين است كه سلولز ماده اي نم گير است. سلولز رطوبت را در هنگام زياد بودن آن در اتمسفر جذب مي كند ودر هنگامي كه اتمسفر خشك باشد رطوبت خود را پس مي دهد. اين مسئله باعث دگرگوني در وزن وابعاد الياف مي شود. همچنين برروي استحكام و سفتي الياف نيز تاثير مي گذارد. درصد رطوبت موجود در فيبر را مي توان با محاسبه ي وزن از دست داده ي فيبر پس از قرارگيري آن در آون محاسبه كرد. براي محاسبه ي اين درصد رطوبت، درصد رطوبت را براساس حالت خشك محاسبه مي كنيم. ديگر ويژگي مهم الياف گياهي اين است كه آنها زيست تخريب پذيرند. اكثر الياف گياهي پس از مدتي تيره وضعيف مي شوند وهمچنين آنها نور را جذب مي كنند. دوام الياف گياهي از الياف پليمري مصنوعي كمتر است. همه ي الياف گياهي به آساني توسط ميكروارگانيزم هاي مختلفي مورد هجوم قرار مي گيرد. و در دما و رطوبت بالا مي پوسند وكپك مي زنند.


در ادامه به توصيف مختصري از برخي الياف گياهي مي پردازيم:

پنبه ( cotton ) :

پنبه سلطان الياف ناميده مي شود. پنبه هنگامي كه در حال رشد است يك فيبر توخالي است. اما هنگامي كه چيده مي شود، منقبض مي گردد. بنابراين مقطع عرضي آن پهن است ومي توان ميكرو فيبرهاي تشكيل دهنده ي الياف پنبه را بوسيله ي يك ميكروسكوپ نوري با بزرگنمايي كم مشاهده كرد. تركيب پنبه را بطور عمده از سلولز كريستالين با مقادير متنوع از پركتين، چربي وواكس. مولكول سلولز داراي شكلي مارپيچ است. كه زاويه ي پيچش آن بين 20 تا30 درجه است. شكل 2نشان دهنده ي ساختار الياف پنبه است. دانسيته ي الياف پنبه در حدود 1.5 گرم برسانتيمتر مكعب است.






پنبه يك فيبر بسيارمناسب است. الياف پنبه به آساني رنگ مي گيرند، به سهولت رطوبت را به خود جذب مي كنند ودر محيط هاي كاري مختلف دوام خود را حفظ مي كند. نخ پنبه براي توليد انواع بسياري از لباس ها كاربرد دارد. ( اين فيبر با الياف مصنوعي نيز قابليت تركيب دارد.) در حقيقت تقريبا نيمي از تمام پارچه هاي مصرفي در دنيا از پنبه بافته مي شود. به غير پوشاك، پنبه در فيلتر قهوه ( coffee filters )، تور ماهيگيري ( fishnet )، بند پوتين ( lace )، اثاثيه ولوازم منزل ( upholostery ) و... كاربرد دارد. پنبه زيست تخريب پذير است ومي توان از آن به عنوان جاذب در جاهايي كه نشت روغن وجود دارد، استفاده كرد.



مونـا آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
قدیمی 06-14-2011   #6 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار مونـا
 
تاريخ عضويت: Aug 2009
پست ها: 10,949
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 6 بار در 6 پست
چوق: 10,000
فعاليت Longevity
0/20 17/20
Today پست ها
ssss10949

عکسهای خریداری شده
Arrow

كنف هندي ( jute ) :


الياف كنف هندي از بخش داخلي پوست گياهي از گروه كورچوروس ( corchorus ) بدست مي آيد. اين فيبر عمدتا در بنگلادش، برزيل وهند توليد مي شود. اين فيبر به طور فراوان در توليد ريسمان ( cords )، لباسهاي زبر وكيسه ( sack ) استفاده مي شود. گاها نيز مي توان كت هاي مخصوص مراسم كه از اين الياف توليد شده اند را نيز مشاهده كرد.

الياف كنف هندي از فرآيندي به نام رتينگ ( retting ) از بخش چوبي ساقه جدا مي گردد. فرآيند بدين گونه است كه ابتدا ساقه هاي گياه در آب غوطه ور مي شوند. سپس با پوشاندن با علف وخورده ي چوب كاري مي كنيم كه ساقه ها كاملا در آب فرو روند. مدت فرآيند رتينگ بستگي به دما وخصوصيات آب دارد. پس از پايان مرحله رشته هاي فيبر جداسازي مي شوند. اين الياف با پاشيدن آب بر روي آنها تميز مي شوند سپس فشرده مي شوند تا آب اضافي داخلشان خارج شود وسپسدر نور آفتاب آويزان مي شوند تا خشك شوند. سپس براي بارگيري در كشتي آماده مي شوند.

فيبر كنف هندي داراي رنگي زرد تا قهوه اي است. نوع تجاري اين الياف از رشته هاي فيبري كنف تشكيل شده اند كه بوسيله ي چسب هاي طبيعي بهم چسبيده اند.





هنگامي كه بوسيله ي يك ميكروسكوپ نوري به مقطع عرضي اين فيبر نگاه كنيم سلولهاي پلي گونال ( poly gonal cells ) قابل مشاهده هستند. اين سلولها طولي معادل 2.5 ميلي متر دارند. اين سلولها ديواره اي ضخيم دارند وحفره ي سلولي درون جداره ي آنها ( lumen ) را مي توان ديد. (شكل 3 )

مانند اكثر الياف بدست آمده از گياهان، استحكام الياف كنف هندي نيز در جاهاي مختلف متفاوت است. كرنش شكست اين الياف در حدود 107% است. دانسيته ي كنف هندي 105 گرم بر سانتيمتر مكعب است. الياف كنف هندي مقدار قابل ملاحظه اي آب جذب مي كند. مثلا هنگامي كه رطوبت جو در حدود 65% باشد اين الياف 15% وزني آب جذب مي كنند.

سيسال ( sisal ) :


سيسال يك فيبر برگ مانند است كه از گياه آگاسيسالانا ( agave sisalana ) بدست مي آيد. اين گياه بومي آمريكاي مركزي است. براي رشد گياه سيسال آب وهواي گرم سيري با ميزان رطوبت متعادل نياز است. كه اين نوع آب وهوا عمدتا در آفريقاي شرقي وبرزيل وجود دارد.
گياه سيسال داراي ساقه ي كوتاه وضخيمي است كه برگ هاي آن به صورت چتر بر روي آن رشد مي كنند. اين برگ ها داراي الياف سيسال هستند. برگ هاي گياه از جايي كه به ساقه ي اصلي متصل شده اند، قطع مي شوند. اين كار بايد سرعت پس از برداشت محصول انجام شود زيرا برگ هاي كنده شده از گياه به سرعت فاسدمي شوند. الياف بوسيله ي فرآيند خرد كردن وفشار دادن جدا سازي مي شوند تا ماده ي سبز رنگ اطراف الياف جدا گردد. سپس الياف جداشده در آفتاب خشك مي شوند. رشته هاي بدست آمده از الياف سيسال مي توانند طولي از 0.5 تا 1.25 متر داشته باشند. مانند الياف كنف هندي، تعداد زيادي از الياف سيسال بوسيله ي چسب طبيعي به هم متصل شده اند. رنگ الياف سيسال از سفيدتا زرد كم رنگ تغيير مي كند. الياف سيسال استفاده هايي در كاربرد هاي متنوع دارد. مثلا پوشش هاي حصيري ( mattings )، قاليچه، طناب هاي دريانوردي، لايي هاي اتومبيل ( padding materials )، لوازم و اثاثيه ي منزل و...


رامي ( ramie ) :

رامي يكي ديگر از الياف گياهي مهم است. اين فيبر داراي رنگي سفيد ودرخشان است. كرنش شكست اين فيبر 3-4% است.
اين فيبر در مقايسه باديگر الياف گياهي، مقاومت بالاتري در برابر باكتري ها، قارچ ها و كپك ها دارد. كه اين ويژگي يك ويژگي استثنايي محسوب مي شود. در اغلب موارد اين فيبر با ساير الياف تركيب مي شود واز اين فيبر تركيبي براي توليد پوشاك استفاده مي شود.


رايون ( Rayon ) :


الياف رايون كه بوسيله ي ايجاد تغييراتي در سلولز بدست مي آيد، معمولا سلولز احيا شده ( regenerated cellulose ) ناميده مي شود. در اين فيبر جزء اصلي سلولز است. اين سلولز در اصل از منابع گياهي بدست آمده است از اين رو رايون را جزء الياف طبيعي طبقه بندي مي كنيم. سلولز بدست آمده از منابع مختلف را مي توان براي توليد الياف رايون استفاده كرد. براي مثال خمير سلولزي بدست آمده از پنبه ( از الياف كوتاه متصل به پنبه ) يا الوارهايي كه حاوي بيش از 90% سلولز هستند براي توليد الياف رايون مناسبند. سلولز ذوب نمي شود و در حلالهاي معمولي نيز حل نمي شود بنابراين اين ماده بايد به فرم هاي مختلفي تبديل گردد مثلا براي توليد رايون ابتدا بايد خمير چوب در محلول سديم هيدروكسيد حل گردد. سپس كربن دي سولفيد به اين محلول اضافه گردد تا سديم سلولز اكسانتات ( sodium cellulose xanthate ) تشكيل گردد. اين تركيب شيميايي ازسلولز در محلول رقيق سديم هيدروكسيد حل مي گردد. با حل شدن اين تركيب در محلول رقيق سديم هيدروكسيد يك محلول غليظ ملاس مانند بدست مي آيد كه ويسكوز ( viscose ) ناميده مي شود.


ماده ي ويسكوز از داخل يك نخ ريس عبور كرده وسپس به داخل يك حمام اسيد سولفوريك وارد مي شود در اين حمام الياف اكسترود شده دوباره به فرم سلولزي تبديل مي شود و به صورت فيلامنت در مي آيد. فيلامنت هاي حاصله به شكل نخ ريسيده مي شوند وبر روي قرقره پيچيده مي شوند يا به صورت بريده بريده در آمده وبراي توليد پارچه هاي رايوني استپنل در مي آيد. سپس نخ توليدي شسته مي شود تا مواد شيميايي مانده برروي الياف كه از پروسه ي توليد ايجاد شده اند از بين بروند. در طي پروسه ي ريسندگي، قطر الياف تعيين مي گردد ودر صورت لزوم الياف رنگ مي شوند.

خلاصه اي از خواص مهم تعدادي از الياف گياهي در جدول 1آورده شده است.







مونـا آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
قدیمی 06-14-2011   #7 (لينک اين پست)
مدیران بازنشسته ایران تراک
 
آواتار مونـا
 
تاريخ عضويت: Aug 2009
پست ها: 10,949
تشكرها (از ديگران): 0
تشكر شده 6 بار در 6 پست
چوق: 10,000
فعاليت Longevity
0/20 17/20
Today پست ها
ssss10949

عکسهای خریداری شده
Arrow

اثرات محيطي بر روي الياف پليمري :


فاكتورهاي محيطي مانند رطوبت، دما، PH، تابش فرابنفش و ميكرو ارگانيزم ها مي توانند بر روي الياف پليمري تاثير بگذارند. الياف پليمري طبيعي نسبت به الياف پليمري مصنوعي حساس ترند وزودتر بوسيله ي عوامل محيطي تخريب مي شوند. لاور ( Larvae ) برخي حشرات ممكن است از مواد خشك متنوعي كه داراي درصد بالايي سلولز وپروتيئن هستند تغذيه شوند. مثال هايي از اين مواد خشك وداراي درصد بالايي سلولز وپروتيئن عبارتند از الياف گياهي وحيواني. بنابراين اليافي مانند ابريشم، پشم،پنبه، كنف هندي و... ومحصولات تهيه شده از آنها مانند پوشاك ( كت، پلوورو...) وفرش مستعد تخريب شدن بوسيله ي ميكروارگانيزم ها هستند مخصوصا سلولز كه بوسيله ي گروه متنوعي از باكتريها، قارچها وجلبكها مورد هجوم قرار قرار مي گيرد. ميكروارگانيزم ها سلولز را به عنوان يك ماده ي غذايي مصرف مي كنند. بوسيله ي برخي از فرآيندها وافزودنيها مي توان از حملات ميكروارگانيزم ها جلوگيري نمود. مثال خوبي از اين فرآيندهاي جلوگيري از حمله ي ميكروارگانيزم ها، عمل آوري الياف پشم است.


احتمالا عامل جلوگيري كننده اي كه در فرآيند عمل آوري اين الياف استفاده مي شود، پرمترين ( permethrin ) باشد. پرمترين يك نوع ماده ي شيميايي سنتزي است. اين ماده از لحاظ ساختاري شبيه گاو چشم ( pyrethrum )، يك ماده ي طبيعي است. گاوچشم يك حشره كش طبيعي است كه در گونه هاي گل داوودي ( chrysanthemum ) وجود دارد.

پرمترين به طور گسترده در كشاورزي وبراي كنترل حشرات خانگي وهمچنين به عنوان محافظ چوب از فاسد شدن استفاده مي شود. الياف طبيعي بر پايه ي سلولز وپروتيئن نسبت به الياف آلي سنتزي تمايل بيشتري به تخريب شدن دارندكه علت آن رطوبت ودما مي باشد. هنگامي كه اين الياف در معرض نور باشند( نور مرئي وفرابنفش ) در آنها تخريب نوري اتفاق مي افتد. اين تخريب باعث ايجاد رنگ پريدگي وكاهش خواص مكانيكي الياف مي گردد. اكثر الياف پليمر ( طبيعي ومصنوعي ) به خاطر جذب رطوبت متورم ميشوند. اين تورم در مورد الياف طبيعي بيشتر است.


كاربرد الياف پليمري طبيعي :

الياف پليمري طبيعي كاربرد گسترده اي در همه ي زمينه هاي زندگي بشر دارند. در زيرمثال هايي از كاربردها آمده است:

الياف پليمري طبيعي براي توليد انواع مختلفي از منسوجات از لباس گرفته تا وسايل واثاثيه ي منزل،كيسه وطناب استفاده مي شود. اين الياف به طور مكرر با الياف مصنوعي تركيب مي شوند تا بتوان اليافي باخواص اپيتمم بدست آوريم. بسياري از الياف طبيعي مورد فرآيند عمل آوري قرار مي گيرند وسپس از آنها براي ساخت كامپوزيت ها بهره گرفته مي شود. (البته در كاربرد هايي كه تنش هاي بسيار بالا اعمال نمي شود.)
بسياري از الياف طبيعي كاربردهايي در اتومبيل ها ووسايل نقليه ي ريلي وجاده اي پيدا كرده اند. يكي از دلايل استفاده از آنها اين است كه مسئله ي تخريب آنها در طبيعت مهم مي باشد. به عبارت ديگر ما دنبال موادي هستيم كه در طبيعت تخريب شوند. اين تخريب باعث كاهش مسائل زيست محيطي مي گردد. الياف طبيعي منابعي تجديدپذيرند ومشكل انتشار گازCO2را تشديد نمي كنند.


اين الياف نه تنها طبيعي هستند بلكه دوست دار طبيعت هستند. اين الياف همچنين داراي خواص مكانيكي به نسبت خوبي هستند. مثلا مقاومت به ضربه ي آنها حتي در وزنهاي پايين نيز مناسب است. مثال هايي از كاربردهاي الياف طبيعي، اتومبيل مرسدس بنز كلاس E است. به طور خاص در اين اتومبيل تكه هاي پنبه، حصيرهاي عايق، و لايي هايي از جنس الياف نارگيل، موي حيوانات ولاتكس طبيعي وجود دارد. همچنين در ساختار آن از پليمرهاي تقويت شده با الياف سيسال وكتان نيز استفاده شده است . همچنين بايد به اين مسئله اشاره شود كه الياف كتان ( flax ) بومي كشور آلمان است در حالي كه سيسال بومي برزيل وبسياري كشورهاي ديگر است. الياف طبيعي همچنين براي توليد ژئوتكستيل ( gcotextiles) استفاده مي شود. ئوتكستيل بافته هايي است كه براي تثبيت خاك از آنها استفاده مي شود.




مونـا آفلاین است   پاسخ به نقل قول چوق/پاداش
پاسخ

به اشتراک بگذارید

برچسب ها
پليمري, الياف, طبيعي


كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو این تاپیک
جستجو این تاپیک:

جستجوی پیشرفته
حالت نمایش

مجوزهای ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمیتوانید به پست ها پاسخ دهید
شما نمیتوانید فایل پیوست ضمیمه کنید
شما نمیتوانید ارسال های خود را ویرایش کنید

BB code : فعال
شکلکها : فعال
[IMG] : فعال
HTML : غیر فعال
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

خط مشی بانک مرکزی
جهت ارسال تاپیک جدید: 100 چوق
جهت ارسال پست: 50 چوق
به ازای هر کارکتر در پست : 1 چوق


زمان محلی شما با تنظیم GMT +3 هم اکنون 02:58 PM میباشد.

Powered by vBulletin .
Copyright © 2019 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.